🇮🇷🖤 𝑯𝑶𝑵𝑨𝑰𝑵|حُنَین
خاکی شد چادرت خودم تو کوچه دیدم😭❤️🔥 خون میرفت از پرت کبوتر سفیدم😭❤️🔥
خیلی سنگینه برای یه مرد که ناموسشو تو کوچه بزننن❤️🔥😭
من پارسال با این خیلی گریه کردم:
آه اسماء، بنویس علی بخون تنها
آه اسماء، تو حیاطِ خونهی مولا
آه اسماء، میزدن مادرمو تنها
🇮🇷🖤 𝑯𝑶𝑵𝑨𝑰𝑵|حُنَین
سرتو بگیر بالا جون علی قرار این نبود🙃😭❤️🔥
مادرم باهیچ کسی دعوا نداشت
بار شیشه داشت بار شیشه داشت
پشت در بود پاشو روی در گذاشت
بار شیشه داشت بار شیشه داشت...
تموم شد...
دیگه بچه ها تنها شدن
دیگه علی یارش چاه میشه
دیگه دختر پیغمبر درد نمیکشه...🙂💔😭