چشمهایش را بست و گریست
به یاد تمام رویاهایی که مجبور شد
یک شبه آنها را خاک کند.🙂💔
هدایت شده از 𝓱𝓲𝓬𝓱
من عاشق فارسی ام!
عاشق شعر و...
ولی امتحانمو گند زدم....🦦
🇮🇷🖤 𝑯𝑶𝑵𝑨𝑰𝑵|حُنَین
اصلا خبر داری که از دوری دارم دق میکنم؟؟🙃
هر شب با عکس کربلا یه گوشه هق هق میکنم؟؟🥺💔
امشب در حضور فاطمه خانوم گذشت🙃
از همین تریبون:ممنونم از هدیه ی خوشملت🥺❤️🩹
امروز که داشتم تو قطعه یا ۴۲ میگشتم دیدم چقدر جاموندم...
همه چی به ظاهر نیست...
جاموندیم🙃💔
خیلی جا موندیم...
بین این گشتن هام،به عکس یه شهیده برخوردم که توی حرم امام رضا بود و چادرش رو نمیتونست خوب جمع کنه و موهاش از زیر روسری و چادرش پیدا بود...
واقعا اون لحظه به خودم گفتم محیا چقدر عقبی از غافله...
ببین همه چی ظاهر نیست...
اینو خریدن تو رو هنوز نه🙃💔
واقعا چقدر قطعه ۴۲ قشنگه🥺
یعنی از این همه قبر خالی تو این قطعه یه دونه اش نصیب من نمیشه؟؟؟😭💔