حسینیه ی شعرا
✍《 #زمینه 》 ▪️ #حضرت_زهرا_س #فاطمیه ➕ گفتن ندارد، کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد 🎤 #محمود_کریمی @
#حضرت_زهرا_س
#فاطمیه
گفتن ندارد ... کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد
نامرد مردم ... حق علی و فاطمه خوردن ندارد
مادر به خود گفت ... شاید کسی کاری به کار زن ندارد
من از نبی ام ... حتما کسی کاری به کار من ندارد
افتادن زن ... در پیش چشم دیگران دیدن ندارد
برخیز مادر ... زینب پناهی غیر این دامن ندارد
وقتی حسینت ... در لحظهی گودال پیراهن ندارد...
✍ #مجید_تال
@Hoseinie_Shoara
6.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍《 #زمینه 》
▪️ #حضرت_زهرا_س
➕ سیدتی لبیک، یا فاطمه الزهراء | #فاطمیه_۹۷
🎤 #سید_مجید_بنی_فاطمه
@Hoseinie_Shoara
4_5913776779515921693.mp3
11.11M
✍《 #شور 》
▪️ #حضرت_زهرا_س
➕ مگه نه اینکه زندگی بدون تو بدون عشقه | #فاطمیه_۹۷
🎤 #محمود_کریمی
@Hoseinie_Shoara
16.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍《 #واحد 》
▪️ #حضرت_زهرا_س
➕ مولاتما وداعا | #فاطمیه_۹۷
🎤 #ميثم_مطيعى در ایام شهادت حضرت زهرا س با حضور در حسینیه مرحوم داوود العاشور شهر #بصره عراق به زبان عربی به مداحی پرداخت | این حسینیه جزو بزرگترین حسینیه های عراق میباشد و در ماه محرم معمولا بهترین منبری ها و مداحان را دعوت مینماید | اکثر حضار مجالس این حسینیه از جوانان و نوجوانان میباشند | یکی از فرزندان صاحب حسینیه در جهاد علیه داعش به شهادت رسیده است.
@Hoseinie_Shoara
Mirdamad-Shab1Fatemieh11396[03].mp3
7.01M
✍《 #شور 》
▪️ #حضرت_زهرا_س #فاطمیه
➕ میدونی غم هامو، میگیری دست هامو
🎤 #سید_مهدی_میرداماد
@Hoseinie_Shoara
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✍《 #زمزمه 》
▪️ #حضرت_زهرا_س #فاطمیه
➕ ناحله الجسم یعنی ... | تیتراژ برنامه هجده نفس، تهیه شده در شبکه جهانی ولایت
🎤 #عبدالرضا_هلالی
@Hoseinie_Shoara
nf00587781-2.mp3
6.38M
✍《 #روضه 》
▪️ #حضرت_زهرا_س #فاطمیه
➕ ایشان در این مجلس گفتند: من نوحه خوانی بلد نیستم؛ ولی امشب، مرجعیت و اجتهاد و فقاهت و عرفان و اخلاق به کنار. می خواهم امشب نوحه زبان حال علی (ع) را بخوانم:
در وسط کوچه تو را می زدند
کاش به جای تو مرا می زدند ...
🎤 #آقا_مجتبی_تهرانی
@Hoseinie_Shoara
حسینیه ی شعرا
✍《 #روضه 》 ▪️ #حضرت_زهرا_س #فاطمیه ➕ چند وقتیست ... | جانسوز 🎤 #محمود_کریمی @Hoseinie_Shoara
#شهادت_حضرت_زهرا_س
#فاطمیه
چند وقتیست سرم روی تنم می افتد
دست من نیست که گاهی بدنم می افتد
نقش لاله به روی پیرهنم می افتد
دست من کار کند مطمئنم می افتد
من چگونه بپرم؟ بال و پرم سوخته است
به خدا بیشتر از تو جگرم می افتد
من ز تب کردن و بیمار شدن خسته شدم
بر سر خادمه سربار شدن خسته شدم
با تن سوخته تب دار شدن خسته شدم
من از این دست به دیوار شدن خسته شدم
شانه از دست من افتاد دل زینب سوخت
چشم من بر حسن افتاد دل زینب سوخت
آن قدر آب شدم من که تنی نیست که نیست
مثل تصویر شدم من، بدنی نیست که نیست
جز حلالم کن علی جان سخنی نیست که نیست
هر چه گشتم به خدا یک کفنی نیست که نیست
کاشکی زودتر این پیرهن آماده شود
بهر فردای حسینم کفن آماده شود
@Hoseinie_Shoara