پژوهش های اصولی
#فقه #غناء ۲ #مقدمه #روش_تحقیق 🖋 روش تحقیق: این که گاهی گفته می شود که در باب غنا، به دلیل این که ر
#فقه
#غناء ۳
#حکم_شناسی
#بررسی_روایات
#طائفه ۱
#معتبره_ابی_بصیر
✅ روایت اول: معتبره ابی بصیر.
🔹 بررسی سندی:
سند این روایت عبارت است از: «عده من اصحابنا، عن سهل بن زیاد، عن یحیی بن المبارک، عن عبدالله بن الجبله، عن سماعه بن مهران، عن ابی بصیر».
سند این روایت، سند صحیحی نیست، زیرا سهل بن زیاد در آن قرار دارد.
براي تضعيف سهل بن زياد انگيزههاي پرشماري وجود دارد و همچنين براي توثيق وي نيز ميتوان قرائن و شواهد گوناگوني را برشمرد که در این مختصر، فقط می توان فهرست اين شواهد و ادله را ذکر نمود و تفصیل بحث، موکول به آینده خواهد شد.
ادلّه تضعيف عبارتاند از:
1. تضعيف و بيرون شدن سهل به دست احمد بن محمد بن عيسي اشعري؛
2. احمق خوانده شدن سهل از سوي فضل بن شاذان(قدّس سرّه)؛
3. استثنا شدن سهل از روايات محمد بن احمد بن يحيي(قدّس سرّه) از سوي ابن وليد(قدّس سرّه) ؛
4. تضعيف و متهم شدن به غلوّ از سوي ابن غضائري(قدّس سرّه)؛
5. تضعيف شدن از سوي شيخ طوسي(قدّس سرّه) در فهرست و استبصار؛
6. شهادت برخي از فقيهان به عامّي بودن وي.
و نيز ادلّه توثيق سهل عبارتاند از:
1. موضعگيري شيخ مفيد(قدّس سرّه) درباره سهل؛
2. توثيق سهل از سوي شيخ طوسي(قدّس سرّه) در کتاب رجال؛
3. فراواني روايات سهل بن زياد؛
4. فراواني نقل اجلّاء و ثقات از وي؛
5. شيخ اجازه بودن سهل؛
6. وجود نام وي در سلسله اسناد کتاب کامل الزيارات؛
7. وجود نام وي در سلسله اسناد کتاب تفسير قمي؛
8. نقل جناب کشي از او؛
9. عدم ورود نکوهش و لعن از سوي سه امام معصوم(عليهم السلام) نسبت به سهل در زمان فتنه غاليون؛
10. مکاتبه او با امام عسکري(عليه السلام)؛
11. سالم بودن روايات وي و مورد عمل قرار گرفتن آنها از سوي فقيهان.
حقیقت آن است اثبات ضعف سهل بن زياد از راههاي يادشده ممکن نيست، ولي در مقابل از ميان ده شاهدي که براي اثبات وثاقت گفته شد، هفت شاهد پذيرفتني بوده و ميتواند وثاقت او را ثابت کند؛ البته نکته ديگري هم وثاقت سهل را تأييد ميکند و آن سالم بودن روايات او از کژيها است.
به هر حال، اگر کسی جمع بندی فوق را نپذیرد، ولی قدر متیقن از روایات سهل، آن دسته ای است که در کافی نقل شده است، لذا ما به روایات سهل بن زیاد در کافی، عمل می کنیم.
یحیی بن مبارک توثیق خاص ندارد، ولی از آن جایی که جزو رجال تفسیر علی بن ابراهیم قمی است، لذا توثیق عام آن، برای اثبات وثاقت او کافی است.
عبدالله بن جبله توثیق خاص دارد. (قال النجاشي: «عبد الله بن جبلة بن حنان بن الحر أبجر الكناني أبو محمد. عربي صليب، ثقة»)
سماعه بن مهران و ابی بصیر هم که از بزرگان اصحاب اند و شکی در وثاقت ایشان نیست.
نتیجه آن است که اگر چه سند این روایت، سند صحیحی نیست، ولی معتبر است.
🔹 بررسی دلالی:
سالت ابا عبدالله(علیه السلام) عن قول الله عز و جل: «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ». قال: «الغناء».
در این روایت، اجتنبوا فعل امر به اجتناب است، و می دانیم که فعل امر، دلالت بر وجوب دارد؛ پس حکم الزامی از این امر، استفاده می شود و در این، هیچ شکی نیست. بنابراین، دلالت این روایت هم تمام است، زیرا حضرت هم فرمودند که مراد، غنا است و اجتنبوا قول الزور، یعنی اجتنبوا الغناء.
ادامه دارد...
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
پژوهش های اصولی
#فقه #غناء ۳ #حکم_شناسی #بررسی_روایات #طائفه ۱ #معتبره_ابی_بصیر ✅ روایت اول: معتبره ابی بصیر. 🔹 بر
#فقه
#غناء ۴
#حکم_شناسی
#بررسی_روایات
#طائفه ۱
#معتبره_زید_شحام
✅ روایت دوم: معتبره زید شحام.
🔹 بررسی سندی:
سند این روایت، عبارت است از: محمد بن یحیی، عن احمد بن محمد، عن محمد بن خالد و الحسین بن سعید جمیعا، عن نضر بن سوید، عن درست، عن زید الشحام.
محمد بن یحیی و احمد بن محمد، دارای توثیق خاص هستند.
کلمه «جمیعا» و «واو» بین دو راوی در عبارت «محمد بن خالد و الحسین بن سعید جمیعا»، دلالت می کند که در این طبقه، دو راوی وجود دارد. وثاقت محمد بن خالد، اختلافی است، اگر چه حق آن است که او نیز ثقه است، ولی اگر کسی در وثاقت او شبهه کند، مشکلی نیست، زیرا در وثاقت حسین بن سعید، اختلافی وجود ندارد.
نضر بن سوید نیز توثیق خاص دارد.
درست، همان درست بن ابی منصور واقفی مذهب است که توثیق خاص ندارد، ولی از آن جایی که ابن ابی عمیر و بزنطی از او روایت نقل کرده اند، لذا همین در وثاقت او کافی است.
زید شحام نیز توثیق خاص دارد.
بنابراین، این سند نیز، سند معتبری است.
🔹 بررسی دلالی:
سالت ابا عبدالله(علیه السلام) عن قول الله عز و جل: «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ». قال: «الرجس من الاوثان» الشطرنج و «قول الزور» الغناء.
با توجه این که متن این روایت، دقیقا مانند متن روایت قبلی است، لذا با همان توضیحی که در روایت قبلی آمد، دلالت این روایت نیز بر حرمت غنا، کاملا واضح و روشن است.
ادامه دارد...
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
پژوهش های اصولی
#فقه #غناء ۴ #حکم_شناسی #بررسی_روایات #طائفه ۱ #معتبره_زید_شحام ✅ روایت دوم: معتبره زید شحام. 🔹 بر
#فقه
#غناء ۵
#حکم_شناسی
#بررسی_روایات
#طائفه ۱
#صحیحه_هشام
🖋 روایت سوم: صحیحه هشام:
🔹 بررسی سندی:
سند این روایت، عبارت است از:
عن علی بن ابراهیم، عن ابیه، عن ابن ابی عمیر، عن بعض اصحابه.
آن چه در این سند، در نگاه اول، جلب توجه به کند، مرسله بودن سند است.
البته، ارسال این سند، خدشه ای به اعتبار آن، وارد نمی کند، زیرا به نظر اکثر علمای رجال، مرسلات ابن ابی عمیر، مانند مسندات او، دارای حجیت است و به آن اعتماد میشود. او از یاران برجسته و خوشنام امام کاظم، امام رضا و امام جواد (علیهم السلام) و راوی و مصنف بخش مهمی از روایات امامیه است که نامش علاوه بر اصحاب اجماع در میان مشایخ ثقات نیز به چشم میخورد.
این روایت از کافی در باب نود و نه، حدیث بیست و ششم نقل شده است.
این روایت، سند دیگری هم دارد که بنا بر آن سند، روایت صحیحه است: فی تفسیر القمی، قال: حدّثنی ابی، عن ابن ابی عمیر، عن هشام، عن ابی عبدالله.
بنابراین، روایت صحیحه است. در آن روایت قبلی، سند اینطور بود: ابن ابی عمیر، عن بعض اصحابه، در این روایت، مشخص میکند آن بعض اصحاب، هشام بن حکم یا هشام بن سالم است که هر کدام باشند، ثقه هستند.
در باره وثاقت علی ابن ابراهیم، هیچ شکی نیست؛ اما در رابطه با ابراهیم بن هاشم، اگر چه تصریحی بر وثاقت و یا عدم وثاقت وی از رجالشناسان قدیم به ما نرسیده است، اما عدهای تصریح کردهاند که وی از حد وثاقت بالاتر و رتبه بلندی در میان راویان احادیث اهل بیت (علیه السلام) دارد.
اندیشمندان رجالی معاصر، قرائن متعددی در وثاقت ایشان ذکر میکنند، که با توجه به جایگاه ابراهیم بن هاشم و اثری که اثبات وثاقت ایشان بر میراث حدیثی دارد، به آنها اشاره میشود:
1. علی بن ابراهیم، فرزند وی در تفسیر خویش از پدرش نقل روایت کرده و این در حالی است که در ابتدای آن کتاب به وثاقت تمام راویانش شهادت داده است.
2. سید بن طاووس ادعای اجماع بر وثاقت ابراهیم بن هاشم کرده است.
3. با توجه به اینکه مسلک قمیها در اخذ حدیث؛ سختگیرانه است، اما روایاتی را که او با خود به قم آورده بود، قبول کردند.
4. ابراهیم بن هاشم در سند روایات «کامل الزیارات» هم قرار دارد و صاحب کتاب؛ یعنی ابن قولویه شهادت به وثاقت راویان احادیث در کتابش داده است.
بنابراین، وثاقت ابراهیم بن هاشم، بلکه بالاتر از وثاقت وی، قابل اثبات است و کسی هم ایشان را مورد جرح و تضعیف قرار نداده است.
🔹 بررسی دلالی:
متن این روایت، عبارت است از:
عن ابی عبدالله(علیه السلام) فی قول الله تعالی «فاجتنبوا الرجس من الاوثان و اجتنبوا قول الزور»، قال: الرجس من الاوثان هو الشطرنج و قول الزور الغناء.
متن این روایت نیز دقیقا مانند متن دو روایت قبلی است و در نتیجه، دلالت آن نیز، با همان توضیحی که در روایت اول آمد، تمام است و به وضوح، دال بر حرمت غنا است.
ادامه دارد...
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
پژوهش های اصولی
#فقه #غناء ۵ #حکم_شناسی #بررسی_روایات #طائفه ۱ #صحیحه_هشام 🖋 روایت سوم: صحیحه هشام: 🔹 بررسی سندی:
#فقه
#غناء ۶
#حکم_شناسی
#بررسی_روایات
#طائفه ۱
#روایت_عبدالاعلی
🖋 روایت۴: روایت عبدالاعلی:
بخش نخست:
🔹 بررسی سندی:
این روایت، از معانی الاخبار شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه)، نقل شده است، و البته در وسایل الشیعة هم هست.
سند این روایت، عبارت است از:
حدّثنی المظفر بن جعفر العلوی، قال: حدّثنا جعفر بن محمد بن مسعود، عن ابیه قال: حدّثنا الحسین بن اشکیب، قال: حدّثنا محمد بن سریّ عن الحسین بن سعید، عن ابی احمد محمد بن ابی عمیر، عن علی بن ابی حمزه، عن عبدالاعلی.
مظفر بن جعفر از مشایخ شیخ صدوق است و شکی در وثاقت او نیست.
جعفر بن محمد بن مسعود پسر محمد بن مسعود عیّاشی معروف است و او نیز ثقه است.
عن ابیه، که عیاشی است، و از بزرگان محدّثین و علما است و بیش از وثاقت، برای او ثابت است.
حسین بن اشکیب هم جزو روات بسیار ثقه و عالیمقام و بزرگوار است. ایشان و جناب کشّی در شرق دنیای اسلام میزیستند. کشّ یکی از روستاهای سمرقند است. حسین بن اشکیب که برجستهترین محدّث خراسانی آن زمان بوده، در همان کشّ می زیسته است. کشّ همان جایی است که امیرتیمور گورکانی معروف از همان کشّ است.
محمد بن سریّ و حسین بن سعید، نیز ثقه هستند.
ابی احمد محمد بن ابی عمیر، همان ابن ابی عمیر معروف است و «ابی احمد»، کنیه اوست و در مسلم بودن وثاقت او، قبلا توضیح داده شد.
علی بن ابی حمزه نیز علی التحقیق از ثقات است.
البته در رجال دو تا علي بن ابي حمزه داريم، يکي علي بن ابي حمزه ثمالي و يکي علی بن ابي حمزه بطائني.
در وثاقت علی بن ابی حمزه ثمالی اختلافی وجود ندارد.
اما در مورد علي بن ابي حمزه بطائني، اختلاف هست، زیرا از از افرادي است که بعنوان يکي از رؤساي واقفيه مطرح است. در مورد علي بن ابي حمزه چند مطلب وجود دارد.
يک مطلب اين است که آيا از واقفي بودن بعدا ً برگشته يا نه؟ مرحوم کشي در کتاب رجال دو روايت نقل مي کند که گويا مي خواهد از آن دو روايت استفاده کند که علي بن ابي حمزه بطائني بالاخره از واقفي بودن خودش بر گشته است و معتقد به امامت امام رضا(علیه السلام) و امامت اولاد آن حضرت شده است. البته در هر دو روايت يا بعضي از آنها ارسال وجود دارد و بعضي از آنها هم ضعيف السند است.
يک بحث ديگر اين است که آيا موثق است يا نه؟ برخي قايل هستند به اين که علي بن ابي حمزه موثق است و قرائني اقامه کرده اند.
از جمله قرائن مثلا اين است که گفته اند در بعضي از کتب رجال آمده که «له اصل» يا «له کتاب».
اينکه اصلا اگر راجع به توثيق و يا عدم توثيق يک راوي حرفي زده نشده است، بلکه فقط نوشته شده است «له اصل» يا «له کتاب» - که «اصل» در اصطلاح علم درايه و رجال، مهمتر از «کتاب» است - آيا خود اين عبارت، دال بر توثيق است يا نه؟
کثيري از بزرگان قايل هستند که اين توثيق نيست، فقط مرحوم وحيد بهبهاني(ره) در فوائد رجاليه مي فرمایند اين لفظ، از الفاظي است که از آن مدح استفاده مي شود، اما غالب رجالیون، این نکته را قبول ندارند.
شاهد دومي که ايشان ذکر کرده اند اين است که علي بن ابي حمزه، در اسناد کامل الزيارات واقع شده است، و علي بن قولويه صاحب کتاب کامل الزيارات، در اول کتابش نوشته شده است که «لا يروي الا عن الثقات» ، نوشته که احاديثي که در اين کتاب کامل الزيارات نقل مي کنم، نقل نمي کنم و روايت نمي کنم مگر از افرادي که موثق هستند، که به اين اصطلاحا ً «توثيق عام» مي گويند.
آن وقت آيا اين توثيق عام اعتبار دارد يا اعتبار ندارد؟ خود همين محل بحث است.
عده زيادي از علماء، اين توثيق عام را کافي مي دانند و مي گويند همين کفايت مي کند.
مرحوم آقاي خوئي (قدس سره) در همان اوايل مباحث فقهي شان توثيق عام را قبول داشت و آنچه که در اسناد کامل الزيارات آمده را پذيرفته اند و روايات فقهي زيادي را که راوي آن در اسناد کامل الزيارات يا تفسير علي بن ابراهيم، واقع شده است روي اين مبنا پذيرفته اند ، و فتاواي زيادي هم بر طبق همين داده اند.
اما در اواخر عمر، از اين مبنايشان بر گشتند و فرمودند که ما نمي توانيم بر اين توثيق عامي که ابن قولويه نسبت به اسناد کامل الزيارات کرده اعتماد کنيم.
لازمه اين برگشت اين است که از خيلي از فتاوايي که بر طبق اين رواتي که در اسناد کامل الزيارات هستند، دست بردارند، و اينطور هم نقل شده است که ايشان گروهي را معين کردند که فتاوايي که مبتني بر رواياتي است که رواتش در اسناد کامل الزيارات است، بررسي و جدا کنند.
به نظر می رسد که فرقي نمي کند که نجاشي بگويد «فلان ثقه» يا علي بن ابراهيم يا ابن قولويه در اول کتابش بگويد «من هر روايتي که در اينجا آوردم فقط از ثقات نقل کردم».
اما نسبت به علي بن ابي حمزه اگر ما باشيم و اين توثيق عام در اسناد کامل الزيارات، مسأله اي نيست، اما مشکل اینجاست که معارض دارد.
ادامه دارد...
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945