#تزکیه
✅ محدث قمی رضوان الله تعالی علیه در کتاب گرانسنگ سفینه البحار، مدخل حرف العین، این قصه دلنشین را نقل نموده است:
... در عصر صفوی و زعامت شیخ بهایی رضوان الله تعالی علیه، یکی از فقهای صاحب کرامت مرحوم ملاعبدالله شوشتری بوده...
روزی این فقیه اخلاقی و زاهد ربانی میهمان علامه ذوفنون شیخ بهایی می شود. هنگام اذان ظهر شیخ بهایی از این فقیه مقدس می خواهد امام جماعت گردد تا به ایشان اقتدا نماید ...
ملا عبدالله لحظه ای درنگ میکند و امتناع می ورزد و از حضور شیخ مرخص میشود! در بین راه ملازم ایشان میپرسد شما که مقید به نماز اول وقت هستید چرا پیشنهاد شیخ را رد کردید؟!
ملا عبدالله نگاهی میکند و میگوید یک لحظه به فکر رفتم و دیدم چنان نیستم که اگر شیخ به من اقتدا کند، برایم تفاوتی نمیکند! بلکه در حالم تغییر پیدا می شود که شیخ بهایی به من اقتدا کرد!.. و این ابتدای سقوط من به دره هولناک نفس پرستی!!.. برای همین پیشنهاد او را نپذیرفتم...
نکته: براستی عالمانی چون ملاعبدالله رضوان الله تعالی علیه، در چه درجه ای از مراقبه می زیستند!...
چرا امروزه ما در سبک سلوک خود منتظر لوح تقدیر و آویزان کردن آن به دیوار یا در صفحات مجازی هستیم؟؟!!
یا منتظر تعریف و تجلیل؟؟!!
چرا فهم ما از دام های « نفس»، اینقدر تنزل کرده است؟؟؟!!!
دوستی پیام داده بود: تو رو خدا منو فالو کن!.. تو رو خدا عضو کانالم شو!!
@qavami
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
#ولایت
🔻آیت الله کشمیری مي فرمودند: مرحوم آقای حداد يک روز ناهار منزل ما بودند سفره پهن شد و غذا را كشيدند، هنوز مشغول به غذا نشده بوديم كه صحبت از ولايت و مقام حضرت علی اكبر عليه السلام شد و مرحوم حداد شروع كردند در این زمینه صحبت كردند؛ به قدری صحبت ها بلند، بالا و جذاب بود كه همه ما از غذا خوردن غافل شديم. @nasery_ir
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
#ولایت
#عمان_سامانی #حضرت_علی_اکبر علیه السلام #فنا
🔻 همه اشعار عمان خوب هستند و نكات زيبايي را طرح می کند. يكي از آن نکات اين است كه حضرت علي اكبر عليه السلام که برگشتند و تقاضای آب کردند؛ در واقع براي استمداد از حضرت سيدالشهداء علیه السلام آمدند.
🔸حضرت علي اكبر علیه السلام كه مي دانستند آبی نیست و بچه ها تشنه اند اما دوباره آمدنشان و تقاضاي آب كردن برای چی بود؟
🔹بعد يك تشبيهي مي كند؛ مي گويد كه در زمان جمشيد، دستور داد كه يك حكيم حاذقي را براي مجلس شراب ساقي كنند. اين حكيم مزاج افراد را مي شناخت و برای آن ظرف شراب هفت خط و علامت گذاشته بود و هر خطي را نامي برايش نهاده بودند. خط پاياني آن ظرف به نام خط جور بود كه اگر كسي به خط جور مي رسيد از خود بی خود و به اصطلاح سركش مي شد ولي كار دست ساقي بود. چون كه ساقي خيلي كاردان و حكيم بود. هر كسي را به اندازه استعداد و مزاجش برايش مي ريخت.
🔸بعد عمان می گوید چون حضرت علي اكبر عليه السلام از شراب معرفت و محبت و جذبه الهی تا خط جور خورده بودند دیگر روح و بدنشان كشش ادامه دادن نداشت. لذا برگشتند تا از حضرت سيدالشهداء استمداد كنند كه يك كاري بكنيد كه من اين چند لحظه باقي مانده را بتوانم بمانم و ادامه بدهم.
🔹حضرت سيدالشهداء هم در مورد ایشان در روز عاشورا اشاره كرده بودند که «علي ممسوسٌ في ذات الله» یعنی علی غرق و فانی در ذات خداست.
🔸اين عبارت را هم رسول خدا صلی الله علیه و آله راجع به اميرالمؤمنين علیه السلام فرمودند و هم حضرت اباعبدالله علیه السلام راجع به حضرت علي اكبر علیه السلام.
@nasery_ir
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
2اولیا خدا و تضرع مصطفی امینی خواه.mp3
9.69M
#نکات
💠 از بین مردم، اولیای خدا در تضرع چه گنجی را طلب میکردند؟
🔸گاهی خدای متعال می ایستد و نگاه میکند که ما تا چه موقع همینطور نشستیم؟ بلای طولانی؟ بلای کوتاه؟!!!
💠 دستوری مجرب از روایت امام صادق علیه السلام در تضرع
💠 جز تضرع، راهی برای نجات نداریم.
🎥 @Zamene_ahoo
✅ @Aminikhaah
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
اينگونه فرج مي آيد.mp3
15.89M
#بصیرت
#اینگونه_فرج_می_آید
🔊 نکات بسیار مهم درباره ماجراهای پس از شهادت سردار شهید حاج قاسم #سلیمانی و روزهای پیش رو
@Aminikhaah_Media
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
#تزکیه
🔆 فی الکافی، عن الباقر(علیهالسلام): انّ اکمل المؤمنین ایماناً احسنهم خلقاً.
✅ توضیح و تفسیر حدیث فوق توسط مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی در ابتدای درس خارج فقه در تاریخ ۸۷/۹/۱۰:
🔅 این یک نمونه از ارزش گذاریهای دین مقدّس اسلام است. از جمله چیزهایی که کمال ایمان به آن وابسته است، عبارت است از اخلاق نیکو.
این تصوّر که اگر عقاید و معارف الهی در قلب انسان مستحکم بود، اعمال شرعی و وظایف معمولی زندگی را هم انجام داد، ایمانش کامل است، اگرچه به فضایل اخلاقی توجّه نکند و آنها را مهمّ نشمرد و در خودش آنها را به وجود نیاورد، از اخلاق بد اجتناب نکند، این یک تصوّر غلط و باطلی است.
بنابراین، اخلاق یک رکن اصلیِ ایمان است که موجب کمال ایمان میشود، و اگر کسی آن را نداشته باشد، ایمان او کامل نیست؛ مثلاً تواضع نکردن، حرام فقهی و شرعی نیست یا سخاوت و جود مثلاً، یا برخورد خوب با انسانها و بِشر در صورت، نبودن اینها فعل حرامی نیست، یک کسی جوانمردی نداشت، ترحّم نداشت، محبّت به دیگران نداشت، اینها به احکام فقهی ارتباطی پیدا نمیکند، امّا نبودن آنها نقص ایمان است.
پس ایمانِِ یک مؤمن آن وقتی کامل است که این خصوصیات اخلاقی را هم داشته باشد. البته اخلاق در این روایات، به معنای خُُلق خوش در اصطلاح فارسی نیست (خوشرو بودن و خوشاخلاق بودن با این و آن) بلکه مراد، فضائل نفسانی است که یکی از آنها هم البته همین خوشخلق بودن و بداخلاقی نکردن است.
اینها پایههای اصلی دین محسوب میشوند. در کنار معارف حقّۀ الهیّه و فرایض و محرّمات که تکالیف انسان است، تحلّی و آراسته بودن به اخلاق خوش و فضائل اخلاقی هم یکی از ارکان ایمان است.
📚 الشّافی صفحۀ 544.
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
غیبت و فرشته آن.mp3
8.39M
#تزکیه
🔉 فقط کسانی که غیبت کرده یا شنیده اند این صوت را گوش دهند.
✅ @Aminikhaah
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
پژوهش های اصولی
#فقه #غناء ۱۳ #حکم_شناسی #بررسی_روایات #طائفه ۱ #معتبره_زید_نرسی ✅ روایت هفتم: معتبره زید نَرسی 🔵
#فقه
#غناء ۱۴
#حکم_شناسی
#بررسی_روایات
#طائفه ۱
#معتبره_زید_نرسی
✅ روایت هفتم: معتبره زید نرسی
🔵 بخش دوم (پایانی)
🔹 بررسی دلالی:
متن این روایت عبارت است از:
كِتَابُ زَيْدٍ النَّرْسیّ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: سَأَلَهُ بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ طَلَبِ الصَّيْدِ، وَ قَالَ لَهُ: إِنِّي رَجُلٌ أَلْهُو بِطَلَبِ الصَّيْدِ وَ ضَرْبِ الصَّوَالِجِ وَ أَلْهُو بِلَعْبِ الشِّطْرَنْجِ.
قَالَ: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ:أَمَّا الصَّيْدُ فَإِنَّهُ سَعْيٌ بَاطِلٌ، وَ إِنَّمَا أَحَلَّ اللَّهُ الصَّيْدَ لِمَنِ اضْطُرَّ إِلَى الصَّيْدِ، فَلَيْسَ الْمُضْطَرُّ إِلَى طَلَبِهِ سَعْيُهُ فِيهِ بَاطِلٌ، وَ يَجِبُ عَلَيْهِ التَّقْصِيرُ فِي الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ جَمِيعاً إِذَا كَانَ مُضْطَرّاً إِلَى أَكْلِهِ، وَ إِنْ كَانَ مِمَّنْ يَطْلُبُهُ لِلتِّجَارَةِ وَ لَيْسَتْ لَهُ حِرْفَةٌ إِلَّا مِنْ طَلَبِ الصَّيْدِ فَإِنَّ سَعْيَهُ حَقٌّ وَ عَلَيْهِ التَّمَامُ فِي الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ؛ لِأَنَّ ذَلِكَ تِجَارَتُهُ، فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ صَاحِبِ الدَّوْرِ الَّذِي يَدُورُ فِي الْأَسْوَاقِ فِي طَلَبِ التِّجَارَةِ، أَوْ كَالْمُكَارِي وَ الْمَلَّاحِ، وَ مَنْ طَلَبَهُ لَاهِياً وَ أَشِراً وَ بَطِراً، فَإِنَّ سَعْيَهُ ذَلِكَ سَعْيٌ بَاطِلٌ وَ سَفَرٌ بَاطِلٌ، وَ عَلَيْهِ التَّمَامُ فِي الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ، وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَفِي شُغُلٍ عَنْ ذَلِكَ، شَغَلَهُ طَلَبُ الْآخِرَةِ عَنِ الْمَلَاهِي. وَ أَمَّا الشِّطْرَنْجُ فَهُوَ الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثٰانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ الْغِنَاءَ، وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ عَنْ جَمِيعِ ذَلِكَ لَفِي شُغُلٍ، مَا لَهُ وَ لِلْمَلَاهِي؟ فَإِنَّ الْمَلَاهِيَ تُورِثُ قَسَاوَةَ الْقَلْبِ وَ تُورِثُ النِّفَاقَ. وَ أَمَّا ضَرْبُكَ بِالصَّوَالِجِ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَكَ يَرْكُضُ وَ الْمَلَائِكَةَ تَنْفِرُ عَنْكَ، وَ إِنْ أَصَابَكَ شَيْءٌ، لَمْ تُؤْجَرْ، وَ مَنْ عَثَرَ بِهِ دَابَّتُهُ فَمَاتَ، دَخَلَ النَّارَ.
ترجمه مضمونی حدیث:
من وقتگذرانی میکنم و عیاشی میکنم با طلب صید و همچنین ضرب صوالج، (صولجان یا چوگان، در آن زمان یک نوع بازی بوده است) و با بازی شطرنج هم خودم را سرگرم میکنم.
حضرت (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: گاهی کسی صید میکند برای اینکه شکم خود و شکم عیالاتش را سیر کند؛ این نوع صید کردن، اشکالی ندارد. خدای متعال صید را برای انسان آفریده است.
اما یک وقت شکمش سیر است، جیبش هم پر از پول است، فقط برای تفریح و خوش گذرانی تفنگ را برمیدارد و میرود حیوانات را میکشد! این نوع صید اشکال دارد و آن کسی که چنین سفری میکند، از آن جایی که سفرش، سفر معصیت است، باید نمازش را تمام بخواند، روزهاش را هم باید بگیرد.
سپس در مقام پاسخ به بازی با شطرنج می فرمایند: اما شطرنج همان چیزی است که خداوند متعال از آن و از قول زور، نهی کرده است و قول زور، غنا است.
محل استدلال از این روایت، همان فقره ای است که می فرماید:
«وَ أَمَّا الشِّطْرَنْجُ فَهُوَ الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثٰانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ الْغِنَاء».
آن چه که با کمترین توجهی در این فقره، به دست می آید، آن است که در این روایت نیز، حضرت (علیه السلام)، تصریح کردند به اینکه این قول زور، غناء است.
بنابراین، به صورت صریح و روشن، دلالت بر حرمت غنا دارد و تقریب استدلال نیز همان توضیحی است که در روایت اول آمد؛ زیرا اگر چه ابتدای روایت، با روایات قبلی متفاوت است، ولی فقره محل استدلال، دقیقا همان عبارات قبلی آمده است.
ادامه دارد...
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
پژوهش های اصولی
#فقه #غناء ۱۴ #حکم_شناسی #بررسی_روایات #طائفه ۱ #معتبره_زید_نرسی ✅ روایت هفتم: معتبره زید نرسی 🔵 ب
#فقه
#غناء ۱۵
#حکم_شناسی
#بررسی_روایات
#طائفه ۱
#روایت_عبدالله_بن_ابی_بکر
✅ روایت هفتم: روایت عبدالله بن ابی بکر
🔵 بخش اول
این روایت از شیخ طوسی در امالی نقل شده است و در وسائل الشریعه نیز آمده است.
🔹 بررسی سندی:
سند این روایت عبارت است از:
أخبرنا ابوالحسن احمد بن محمد بن الصلت الأهوازی، قال: أخبرنا ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید، قال: حدّثنا جعفر بن عبدالله العلوی قال: حدثنا عمّی القاسم بن جعفر بن عبدالله بن جعفر بن محمد بن علی بن ابیطالب ابو محمد، قال: حدّثنی عبدالله بن محمد بن عبدالله بن علی بن الحسین قال: حدّثنی ابی قال: حدّثنی عبدالله بن ابی بکر محمد بن عمرو بن حزم.
ابوالحسن احمد بن محمد بن الصلت الأهوازی، از مشایخ طوسی و نجاشی است و علی التحقیق، امامی و ثقه است.
ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید، همان ابن عقدۀ معروف است و از ثقات عالی مقام است، و اگر چه زیدی مذهب است، ولی شخصیت موثقی دارد.
جعفر بن عبدالله علوی از ثقات عالی مقام و امامی و جلیل القدر است.
قاسم بن جعفر بن عبدالله بن جعفر بن محمد بن علی بن ابیطالب ابو محمد، توثیق ندارد.
عبدالله بن محمد بن عبدالله بن علی بن الحسین و پدرش (که در سند روایت، با عبارت «ابیه» یاد شده است)، هیچ کدام توثیق ندارند.
عبدالله بن ابی بکر محمد بن عمرو بن حزم، نیز توثیق ندارد و همان کسی است که راوی این حدیث است، و به خاطر استماع غنا، مورد سرزنش امام (علیه السلام) قرار گرفته است.
🔅 نتیجه نهایی: سند این روایت، ضعیف است.
🔹 بررسی دلالی:
متن این روایت عبارت است از:
وَ بِإِسْنَادِهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ، قَالَ:۹ قُمْتُ إِلَى] مُتَوَضَّأٍ لِي، فَسَمِعْتُ جَارِيَةً لِجَارٍ لِي تُغَنِّي وَ تَضْرِبُ، فَبَقِيتُ سَاعَةً أَسْمَعُ، قَالَ: ثُمَّ خَرَجْتُ، فَلَمَّا أَنْ كَانَ اللَّيْلُ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، فَحِينَ اسْتَقْبَلَنِي قَالَ: الْغِنَاءَ اجْتَنِبُوا، الْغِنَاءَ اجْتَنِبُوا، الْغِنَاءَ اجْتَنِبُوا، اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ. قَالَ: فَمَا زَالَ يَقُولُ: الْغِنَاءَ اجْتَنِبُوا، الْغِنَاءَ اجْتَنِبُوا، قَالَ: فَضَاقَ بِيَ الْمَجْلِسُ، وَ عَلِمْتُ أَنَّهُ يَعْنِينِي، فَلَمَّا أَنْ خَرَجْتُ قُلْت ُلِمَوْلَاهُ مُعَتِّبٍ: وَ اللَّهِ مَا عَنَى غَيْرِي.
(الأمالي للشيخ الطوسي، ص: 721)
بیان مضمون حدیث:
متوضِأ، تعبیر کنایی است از محل آبریزگاه و توالت، یعنی محلی که انسان تخلیه میکند.
راوی می گوید یک روز که به توالت رفته بودم، صدای آوازه خوانی غنایی کنیز همسایه را شنیدم و خیای خوشم آمد و به همین دلیل، در همانجا در مستراح نشسته، و بنا کردم به گوش دادن!
وقتی شب شد، رفتم خدمت حضرت صادق علیه السلام، و همین که حضرت به من رسید، چندین بار فرمود: از غنا بپرهیزید، از قول زور بپرهیزید.
و امام صادق (علیه السلام)، این قدر حضرت این جمله را تکرار کردند که مجلس برای من تنگ آمد. و فهمیدم که مقصود، من هستم.
وقتی از مجلس خارج شدم، به دوستم گفتم: و الله غیر از من قصد حضرت نبود. و قطعا حضرت من را داشتند عتاب میکردند.
دلالت این روایت بر حرمت غنا، تمام است، زیرا امام صادق علیه السلام، قول الزور را به غناء تطبیق کردند.
ولی چنان چه گذشت، سند این روایت، سند ضعیفی به نظر می رسد، ولی دلالت آن، خوب است.
البته ضعیف السند بودن این روایت، خدشه ای به روند استدلال، وارد نمی کند، زیرا تعداد روایاتی که در ذیل این آیه شریفه وارد شده است، آن قدر زیاد است که در حد استفاضه است.
بنابراین، حتی اگر صحیح السندی هم در بین این روایات نبود، تکرار این نقل از حضرت صادق(علیه السلام) برای انسان اطمینان و یقین عادی میآورد که این روایت، از حضرت (علیه السلام) صادر شده است و استفاضۀ روایت به این معناست.
ادامه دارد...
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
#بصیرت
✅ فرازی از وصیت نامه سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی (رضوان الله تعالی علیه)
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
#بصیرت
نامه انتقادی سردار غیب پرور (فرمانده سابق سازمان بسیج و جانشین قرارگاه امنیتی امام علی علیه السلام) به رئیس رسانه ملی
برادر ارجمند جناب آقای علی عسگری
سلام علیکم
با آرزوی توفیقات بیشتر برای جنابعالی و مجموعه رسانه ملی نکاتی به نظر رسید که مشفقانه با شما در میان میگذارم. بیش از یک سال است که در کنار کارهای خوب رسانه ملی، مواردی مشاهده میشود که قابل هضم و پذیرش برای نیروهای انقلاب نیست، در ادبیات امام و خلف صالحش (امام خامنهای عزیز) قرار بود رسانه ملی به دانشگاه انسانساز و مؤثرترین مرکز نشر معارف و ارزشهای انقلاب اسلامی تبدیل شود. بلکه نقطه ثقل و گرانیگاه فرهنگی کشور در صداوسیما باشد. همگان از مشرب رسانه رفع عطش کنند و در دایره فرهنگ و تربیت حرف اول را صداوسیما بشنویم قرار بود شما الگو باشید نه تنها برای ایرانیان بلکه برای مردمان منطقه و جهان، قرار بود رسانه ملی روح و روان انسانها را مدیریت کند.
آقای علی عسگری خود قضاوت کنید وضعیت فعلی رسانه چیست و کجاست؟ آیا شما در طراز انقلاب اسلامی تلاش میکنید؟ در سریالها چه اتفاقات تربیتی و ارزشی را میتوانید ارائه دهید؟ معرف جامعه ایران اسلامی کدام سریال است؟ یکی را آدرس دهید. به بوی باران دلخوش کنیم که در آن قتل پشت قتل را نمایش دادید و بقیه قضایا در این مجموعه یا به سریال کاملاً ضد اخلاقی پایتخت؟ یا به سریالی که قرص میخورند و اموال مردم را غارت میکنند؟ که حتی یک پیام فرهنگی را در آن نمیتوان دید یا به سریالهایی که لودگی را سرمشق قرار داده و زندگیهای لوکس را ترویج میکنند؟
در شرایط سخت اقتصادی آیا تبلیغ اشرافیگری رواست؟ چقدر مردمانی که خانههای شیک و لوازم زندگی لوکس را میبیند و حسرت میخورند که بخشی از نقشآفرینان این فیلمها معمولاً کسانی هستند که دل در گرو کشور و انقلاب ندارند.
آقای علی عسگری: این تذهبون
آیا مسئولین رسانه ملی میدانند یا در غفلتند؟ یا خدای نکرده بگوییم جریان نفوذ اتفاق افتاده است؟
جناب آقای عسگری نوشتن این جمله تلخ است، خدا میداند تلخ است ولی به نظرم میآید کلاف کار از دست شما خارج شده است.
چگونه است در برنامه زنده بازیگری نه چندان مطرح میآید و همه چیز را زیر سؤال برده و به گونهای که شما مجبور میشوید آنتن را قطع کنید(فرمول یک و سخنان نسنجیده امیرحسین رستمی)، چرا دقت نیست؟ همان شب با مدیر شبکه یک آقای زینالعابدین تلفنی صحبت کردم ولی دیگر فایدهای نداشت.
از سوی دیگر بعضی از مدیران مؤمن و انقلابی را زیر سؤال میبرید (تهران ۲۰) به گونهای که این چهرههای خدوم را وادار به واکنش مینمایید. مگر در این نظام چند نفر مدیر انقلابی مانند مهندس فتاح یا سردار جلالی داریم؟
برادر ارجمند برای خدا یا اصلاح کنید یا واگذار نمایید. این انقلاب به برکت خون شهیدان پیروز شد و به ثمر نشست که خط مبارک و سرخ آنان هنوز تداوم دارد که شهید سرافراز قاسم سلیمانی از آن جمله است. شما امانتدارید، بگذارید تاریخ راجع به شما خوب قضاوت کند. به نیروهای مؤمن و انقلابی میدان دهید، مجاهدانه جلوی خط ضد انقلاب و نفوذی بایستید و به نصرت الهی مطمئن باشید از اینکه این قلم قدری تند و تلخ بود بر این برادرتان خرده نگیرید که جز عمل به وظیفه شرعی چیزی در ذهن و قلبم نبوده و نیست.
برادر شما غلامحسین غیب پرور
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
پژوهش های اصولی
#فقه #غناء ۱۵ #حکم_شناسی #بررسی_روایات #طائفه ۱ #روایت_عبدالله_بن_ابی_بکر ✅ روایت هفتم: روایت عبدال
#فقه
#غناء ۱۶
#حکم_شناسی
#بررسی_روایات
#طائفه ۱
#تحلیل_دلالی ۱
✅ تحلیل دلالی ۱:
🖋 بعضی از این روایات اینطور استفاده کرده اند که غنای محرّم، بنا بر آنچه از این روایات فهمیده میشود، آن غنایی است که با قول همراه باشد، کلام داشته باشد، و به تعبیر امروزی ها، موسیقی با کلام باشد، یعنی یک شعری را مثلاً با آواز بخوانند؛ امّا آن صدا و صوتی که با کلام همراه نیست، آن را شامل نمیشود.
بعضی پا را از این بالاتر گذاشتند، و گفتند: چون حضرت، قول زور را به غناء تفسیر کردهاند، از این، معلوم میشود که اصلاً غناء، آن چیزی است که با قول همراه باشد. اگر با قول همراه نباشد، غناء نیست. نه اینکه غناء است و حرام نیست.
مطلب دوّم که انکارِ غناء بودن آن آوازی است که با قول همراه نباشد، این بحث را انشاءالله تعالی در آینده در مبحث معنای غناء عرض خواهیم کرد، زیرا بر اساس این ادعا، حرف های عجیب و غریبی از بعضی صادر شده است.
امّا آن حرف اوّل که ما بگوییم: این آیات و این روایاتی که در ذیلش هست، دلالت میکند بر اینکه آن غنایی محرّم است که با قول همراه باشد، بنابراین دلالت نمیکند بر حرمت غنای خالی از قول، اگر این حرف را ما قبول کردیم، که این هم قابل خدشه است، اگر به فرض این حرف را قبول کردیم، هیچ اشکالی پیش نمی آید؛ زیرا این روایات، این بخش از غناء را تحریم میکند. و روایات دیگری هم هست که بخش دیگر از غنا ا تحریم می کند، زیرا در آن روایات، کلمۀ قول نیست.
مانند روایاتی که در ذیل آیۀ شریفۀ: «و الذین لایشهدون الزور»، آمده است. یا روایاتی که اصلاً در ذیل این آیات نیست، و مطلقاً هر آنچه را که غناء بر آن صدق میکند، آن را تحریم میکند، نه خصوص آن آهنگی که با کلام همراه باشد.
بنابراین، این اشکال در دلالت این روایات وارد نیست. بنابراین، انصافاً دلالت راویات، دلالت تامّ و تمامی است؛ چون فعل امر اجتنبوا است.
در این روایت اخیر که اجتنبوا الغناء از خود حضرت مکرراً صادر شد و لذا صریح تر است؛ و در روایات قبلی هم که این صراحت شدید نیست، ولی از آن جایی که حضرت، اجتنبوا قول الزور را به غناء تفسیر کردهاند، لذا دلالت ان ها هم تمام است، زیرا این اجتنبوا، صریح در تحریم زیرا صریح در نهی است و نهی، ظهور تام در حرمت دارد.
بنابراین، در دلالت این روایات، هیچ تردیدی وجود ندارد، و سندهایش هم که سندهای خوبی بود.
ادامه دارد...
📚 کانال پژوهش های اصولی
https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945