هدایت شده از ماهی 🌖
🤍
میدونی الان عمیقا دلم برا چی تنگ شده؛
برا شبای تو اتوبوس اردوهای دانشگاه به مقصد مشهد
بهشت بود بهشت
بهشت
چراغای قرمز تو اتوبوس
تاریکی محض مسیر کویر
حرفای بی سروته
خنده هایی که به زور کنترلشون میکردیم که بچه هایی که خوابن نصفمون نکنن
وسطش یهو سوئیچ میشد رو بحث های روانشناسی و طرحواره های مهسا
بعد مسخره بازی های بی پایان دیوونه بازی های نامحدود حرف های دخترونه
از اون وقتایی بود ک رازی رو نمیتونستیم نگه داریم و زندگیمون میریختیم رو دایره
اگه به قبل برمیگشتم به هیچ وجه هیچ شبی رو تو اون مسیر نمیخوابیدم
ماهی
@iammahiii
حُسنا
🤍 میدونی الان عمیقا دلم برا چی تنگ شده؛ برا شبای تو اتوبوس اردوهای دانشگاه به مقصد مشهد بهشت بود بهش
این متنو دوستم گذاشته بود...
ذهنم رفت سمت اینکه...
همیشه ازاین گفتیم که یکروزی برای اخرین بار رفتیم تو کوچه بادوست هامون خاله بازی کردیم ....اونموقع حواسمون نبود این اخرین باره🥲
این اخرین بارها هنوز هم تو زندگی هامون درحال تکرارن منتها الان گذرشون شاید درک نکنیم
مثل اخرین باری ک فارغ از غصه دنیا وزندگی؛ همه بچه های اکیپمون بااتوبوس رفتیم سفر...
ازبعد ازاون دیگه همیشه یکیمون نبود...
یکیمون فارغ التحصیل شده...
یکیمون درگیره زندگی...
یکیمون...
حواستون به اخرین ها باشه
وثانیه به ثانیه. راقدر بدونید
@Hosnasku
حُسنا
این متنو دوستم گذاشته بود... ذهنم رفت سمت اینکه... همیشه ازاین گفتیم که یکروزی برای اخرین بار رفت
شاید بیشتر باید دقت کنیم به معنی این جمله که
"زندگی نه دکمه استپ داره نه دکمه برگشت"
قبلاً فکر میکردم همیشه فرصت هست.
فکر میکردم آدمها همیشه میمانند، دلخور نمیشوند، اگر هم ناراحت شوند، میشود با یک کلمه، با یک لبخند، همهچیز را درست کرد.
اما زندگی یادم داد که بعضی لحظهها فقط یکبار اتفاق میافتند.
بعضی دلها، با همان سکوتی که ما ساده از کنارش رد میشویم، آرامآرام میشکنند.
بعضی حرفها، اگر بهموقع گفته نشوند، دیگر هیچوقت فایدهای ندارند.
و بعضی شکستنها، پایان یک ناراحتی نیستند…
شکستنِ مرحلهی آخرِ قلباند؛ جایی که دیگر چیزی برای ترمیم باقی نمیماند.
@Hosnasku♥