خیلی جدی داره داستان بیتوری و گروهش شکل میگیره و من اینجوری ام که صبر کن خواهشا ترمز بگیر باهم حرکت کنیم🤡
خاطرات میان بُعدی
توجه نکنید دست نداره گشادیم اومد بکشم.
اسمش تصویب شد، رایکر✓
خاطرات میان بُعدی
ایروها!» صدای ظریف که او را صدا زده بود، متعلق به دوست عزیزش یعنی آیشا بود. آیشا با لبخند درخشانی که
بخش بعدی آماده است ولی روی ورق-
خاطرات میان بُعدی
جزئیات 💛 زیبایی کار 💛 همه صد🦦💛✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا