🔵 پرسش ششم: آیا امامین انقلاب به کار و اشتغال آزاد برای طلاب سفارش کردهاند؟
پاسخ: پرسش مهمی است. آیا حتی یک مورد سراغ دارید که امامین انقلاب، طلاب را به داشتن شغل اقتصادی مستقل و آزاد برای درآمدزایی سفارش کرده باشند؟ تاریخ نشان میدهد که بزرگانی چون امام خمینی، رهبر شهید انقلاب، علامه طباطبایی و شهید مطهری، بیآنکه دل به یک بیزینس اقتصادی ببندند، با زهد و توکل به وعده الهی، مستقلترین و حقگوترین کسان روزگار خود بودند. این عظمتها محصول ساعتها، روزها و سالهایی است که این بزرگان فقط و فقط صرف طلب علم کردند. اگر هر یک از اینان به جای آن همه غور در معارف، وقت خود را صرف مدیریت یک پروژه اقتصادی میکردند، آیا به این عظمت علمی و تأثیر تاریخی دست مییافتند؟
🔴 پرسش هفتم: مگر انبیا و ائمه (ع) خودشان کار نمیکردند؟ چرا طلاب از این سنت مستثنا باشند؟
پاسخ: این قیاس، با وجود ظاهر موجّه، دقیق نیست و باید گفت «علما وارثان علم انبیایند، نه وارثان کار آنان». چند تفاوت اساسی وجود دارد:
۱. انبیا و ائمه (ع) علمشان از طریق یادگیری مرسوم نبود و نیازی به مطالعه و بهروزرسانی و مباحثه نداشتند، اما طلبه امروز باید دائماً درس بخواند، مباحثه کند و مطالعه نماید.
۲. کار انبیا از مقوله تأمین حداقلی معاش و گاهی آموزش عملی به جامعه بود، نه شغل اقتصادی مستقل در معنای امروزین. کدام پیامبر بیزینس اقتصادی به معنای رایج داشته است؟
۳. علما وارث عصمت انبیا هم نیستند، وارث دریافت وحی هم نیستند. اینها شئونی است که فقط به خود آن ذوات مقدس اختصاص دارد. بنابراین نمیتوان سیره کاری انبیا را عیناً برای طلابِ در حال تحصیل تجویز کرد.
🔵 پرسش هشتم: آیا کار اقتصادی باعث برکت در زمان و فهم بهتر دین نمیشود؟ (استناد به برخی بزرگان)
پاسخ: این سخن که «برکت در زمان با کار به دست میآید»، اگرچه در مواردی درست است، اما نمیتواند به عنوان یک قاعده عمومی برای هر طلبهای پیشنهاد شود. بزرگی مثل شیخ بهایی که مورد استناد قرار میگیرد، خود گفته بود: «من هر ذیفنونی را شکست میدهم، اما ذیفن را نه» و این اذعانی است به دشواری جمع میان علم عمیق و کار یدی. ضمن آنکه کارهای شیخ بهایی از جنس خدمت به مردم بود، نه درآمدزایی. خود ایشان اگر میخواست از علمش برای درآمدزایی استفاده کند، کل اصفهان ملک او میشد، اما علم را در جهت خدمت به مردم به کار گرفت. همچنین علامه طباطبایی آن ده سال کشاورزی را یک ضرورت برای کمک به پدر میدانستند (که حتی به خاطر آن از نجف بازگشتند)، نه یک فضیلت مطلوب برای همه. یک طلبه میانی که هنوز به آن درجه از ملکه علمی نرسیده، با ورود به بازار کار سنگین، عملاً از علم بازمیماند. تجربه میدانی نیز نشان داده که چه بسیار طلاب مستعدی که با روی آوردن به کار اقتصادی، درس و طلبگی را بهکل رها کردهاند.
🔴 پرسش نهم: آیا دلیل اصلی ریزش طلاب از حوزه، نداشتن شغل و فعالیت اقتصادی است؟
پاسخ: خیر، تجربه نشان داده که اتفاقاً یکی از مسیرهای اصلی ریزش طلاب، روی آوردن به کار اقتصادی و دور شدن از فضای درس و بحث بوده است. چه بسیار طلاب بااستعدادی که با ورود به کار آزاد، بهتدریج از مطالعه و تبلیغ فاصله گرفتند و نهایتاً از حوزه خارج شدند. مشکل اصلی، بیکاری نیست؛ مشکل، ایمان ضعیف به وعده الهی و آویزان شدن به مردم به جای توکل بر خداست. ضمن آنکه وقتی حرف از اشتغال میشود، بحث فقط به کشاورزی و باغبانی محدود نمیماند؛ از موبایلفروشی و رستورانداری گرفته تا خرید و فروش ملک و بلاگری، همه را در بر میگیرد و دیگر نمیتوان مرزی قائل شد. بیم آن میرود که حوزهای بسازیم پر از تاجر و خالی از عالمانی چون شیخ انصاری، علامه طباطبایی و علامه حسنزاده.
🔵 کلام آخر
بحث اصلی بر سر «کار اقتصادی بکنیم یا نکنیم» نیست؛ بحث بر سر فردیسازیِ تأمین معاش یا نظامسازیِ تأمین است. راهکار تاریخی حوزه ـ وقف، وجوهات، بخشی از انفال و حمایت مردمی ـ یک مدل نظاممند و آبرومند است. منکر ضعفهای ساختار فعلی نیستیم، اما راه برونرفت، رها کردن علم و روی آوردن به مشاغل شخصی نیست، بلکه همتی مضاعف برای اصلاح ساختارها، شفافسازی و عادلانهتر کردن توزیع منابع است. راه حفظ عزت و استقلال طلبه، تجویز شغل اقتصادی برای همه نیست، مگر در موارد ضرورت و تنگدستی. راه اصلی، تربیت طلابی است که چنان دل در گرو علم و تقوا داشته باشند که خداوند، به وعده خود، روزیشان را از جایی که گمان نمیبرند برساند؛ همان خدایی که فرمود: «هر که در پی علم باشد، روزیاش را ضمانت کردهام».
✅ پرسش و پاسخهای در مورد استقلال مالی طلاب و عالمان
🔴 پرسش اول: آیا هر طلبهای که شغل اقتصادی ندارد، مصداق «طلبه بیکار» و سربار جامعه است؟
پاسخ: این دغدغه بهجاست، اما نباید تصویر طلبه بیبرنامه و گریزان از کار را به همه طلابی که تماموقت مشغول تحصیل و پژوهش دینیاند تعمیم داد. طلبهای که سالها منضبط و هدفمند علم نافع میآموزد و خود را برای خدمت به جامعه ـ از طریق تبلیغ، استنباط، تعلیم یا مشاوره دینی آماده میکند، در واقع مشغول کاری تخصصی، سنگین و ضروری است. اگر این مسیر را نپیماید، خلأیی در جامعه ایجاد میشود که پر کردنش واجب کفایی است. چنانکه پیشتر نیز گفتیم، رسالت اصلی روحانیت تبلیغ دین، هدایت مردم و پاسخ به شبهات روز خود شغلی فراتر از تماموقت است. مگر یک استاد دانشگاه که تمام وقت خود را صرف تحقیق و تدریس میکند، سربار جامعه است؟ پس بحث اصلی بر سر طلاب بیبرنامه است که حق با منتقدان است، نه اصل نظام پشتیبانی از طلاب در حال تجهّز علمی.
🔵 پرسش دوم: آیا ارتزاق از وجوهات شرعی، نوعی «دریافت بلاعوض» و خلاف عزت نفس است؟
پاسخ: در اینجا باید میان «اجرت» و «وجوهات شرعی» تفاوت قائل شد. در فقه اسلامی، خمس و زکات و مصارف آن، صدقه یا تبرع صرف نیستند، بلکه حق شرعی طلاب واجد شرایط در مصارف معین است. عالمی که ولیّ شرعی در مصرف این حقوق است، آن را بر اساس ضوابط پرداخت میکند، نه به قصد کمک صرفاً اخلاقی. البته مسلم است که هر طلبهای شایستگی این عنوان را ندارد و اگر کسی بدون تلاش علمی و اخلاقی از این حق بهرهمند شود، کارش مشکل دارد. اما اصل این ساختار، از جنس حق و تعهد دوجانبه است و با بیکاری و دریافت بلاعوض تفاوت جوهری دارد. این همان نظام تأمین تاریخی حوزه است که در صدر اسلام، «اصحاب صفه» تماماً مشغول تعلیم و تعلم بودند و از بیتالمال مسلمین ارتزاق میکردند و پیامبر اکرم (ص) هرگز آنان را «سربار» نخواندند.
🔴 پرسش سوم: آیا وابستگی مالی به مردم، روحانی را محافظهکار و از حقگویی باز نمیدارد؟
پاسخ: تجربه تاریخی نشان میدهد که محافظهکاری، بیش از آنکه به نوع منبع درآمد مربوط باشد، به وابستگی درونی و روحیه فرد برمیگردد. شاهدش آنکه امیرالمؤمنین علی (ع) و یارانشان مانند ابوذر از بیتالمال مسلمین ارتزاق میکردند و این، کمترین خللی در قاطعیت و حقگویی ایشان ایجاد نکرد. از آن سو، چهبسا کاسب یا تولیدگری که به خاطر ترس از دست رفتن مشتری و بازار، دچار محافظهکاری در دین شود. نکته ظریف دیگر آنکه معمولاً مؤمنانی که خرج دین و عالمان با اخلاص را میدهند، عُلقه و پایداریشان برای دفاع از دین نیز بیشتر میشود. بنابراین، معیار اصلی، زهد و تقوای درونی و توکل بر خداست، نه صرفاً منبع درآمد.
🔵 پرسش چهارم: با روایات مذمّت «سرباری» چه کنیم؟ آیا این روایات، طلبه تماموقت را هم شامل میشود؟
پاسخ: روایاتی که در مذمّت سرباری وارد شده، بسیار ارزشمند و هشداردهنده است، اما باید در فهم آنها چند نکته را در نظر گرفت:
۱. بیشتر این روایات ناظر به کسی است که با وجود توانایی بر کار متعارف و بینیازی از طلب علم، تن به سرباری میدهد. اما طلبه تماموقتی که وقت و توانش کاملاً صرف فراگیری و نشر علوم دینی میشود، در این ایام، عملاً از کمر عرفی درآمدزایی خارج است. حدیث «مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَیٰ کَلَّهُ عَلَی النّاسِ» نیز ناظر به فرد توانمندی است که از سر تنبلی خود را بر مردم تحمیل کند، نه کسی که تمام توان خویش را وقف رسالتی اجتماعی-علمی کرده است.
۲. دستور امام صادق (ع) به جناب فضل برای کار کردن، در بستر توانایی و موقعیت خاص ایشان بوده و نمیتوان آن را بدون قید و شرط به همه طلاب در همه مراحل تحصیل تعمیم داد. این همان خطای «تبدیل استثنا به قاعده» است که باید از آن برحذر بود.
۳. اما درخشندهترین الگو، سیره پیامبر اکرم (ص) است. ایشان پس از هجرت، عملاً از منابع عمومی (انفال و غنائم) ارتزاق میکردند تا تمام وقتشان را وقف رسالت و تعلیم مردم نمایند. این دقیقاً همان مدل «بورسیه رسالت» است، بدون آنکه ذرهای از شأن و قداست ایشان بکاهد.
🔴 پرسش پنجم: آیا فقیهی که خودش در بازار نبوده، میتواند فقه معاملات را بفهمد و تدریس کند؟ (استناد به شیخ انصاری)
پاسخ: جناب شیخ انصاری اعلی الله مقامه که عمیقترین کتاب فقه معاملات یعنی «مکاسب» را نگاشت. ایشان سراسر عمر شریفشان را در تدریس، تحقیق و تعلّم گذراندند و از وجوهات شرعی ارتزاق میکردند، نه از یک شغل اقتصادی مستقل. آیا میتوان گفت فهم شیخ انصاری از بازار و معاملات، بیجسم و انتزاعی بود؟ اگر فقیهی نابغه چون شیخ انصاری میتواند بدون داشتن شغل اقتصادی مستقل، عمیقترین کتاب فقه معاملات را بنگارد، پس معلوم میشود آنچه برای تدریس مکاسب لازم است ملکه فقاهت و احاطه بر ادله است، نه لزوماً تابلوی کسب و کار مستقل.
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❗️ از مردم معذرت بخواید چون جهانی که شما سالها به مردم معرفی کردید دروغ بود. الان مردم فهمیدند جهان طور دیگریست
📽 عالی بودی امین آقای سلیمی!
جهان همان شکلی بود که خامنهای شهید میگفت نه طوری که شما میگویید
چون این مردم، گفتمان واداده شما را نپذیرفتند، شدند اقلیت رانتی؟!
#حسین_دارابی | عضوشوید 👇
@hosein_darabi
🚩
🟢 ده ضابطه مطالبهگری از نگاه رهبر شهید انقلاب
🔻 ده ضابطه کلیدی در سخنرانی های قبل و بعد از جنگ ۱۲ روزه
🔹۱. همیشه احتمال صحت بدهید
🔻بعضی از ایرادها و انتقادهای دانشجویان به مسئولان بر اثر #بیاطلاعی است؛ چرا مثلاً فرض کنید #وعدهی_صادق در فلان وقت انجام نگرفت و فلان وقت انجام گرفت؟ اگر در فلان وقت انجام میگرفت، فلان حادثه اتفاق نمیافتاد. خب، این درست نیست. آن کسانی که متصدی این کارها هستند به انقلاب دلبستگیشان، وابستگیشان، عشقشان و آمادگیشان کمتر از من و شما نیست؛ نمیشود متهم کرد. حساب دارند و با محاسبه کار میکنند. آنچه که انجام میدهند، اگر شما هم جای آنها بودید، همین کار را انجام میدادید. این احتمال را همیشه در ذهنتان داشته باشید. متهم نکنید افراد را.
🔹۲. تهمت نزنید
🔻من سال گذشته یکی از توصیههایم این بود که انتقاد کنید، نقد اشکال ندارد. منتها نقد کردن با #تهمت زدن فرق میکند. مراقب باشید وقتی #نقد میکنید، کسی را متهم نکنید.
🔹۳. در برخی موارد، حتی سوال را هم مطرح نکنید:
🔻سؤال مطرح بشود اشکال ندارد، سؤال مطرح بشود، ابهام مطرح بشود و فرصت جواب دادن بوجود بیاید. گاهی هست که بعضی از سؤالات را طرف جواب هم نمیتواند بدهد، یعنی #فرصت_جواب ندارد یا امکان جواب دادن نیست نسبت به این قضیه.
اینطور موارد #حتی_ابهام_را_مطرح_هم_نکنید.
🔹۴. بنبستنمایی نکنید
🔻در انتقادها مراقب باشید #بنبستنمایی نشود؛ یعنی جوری انتقاد نکنید که وقتی مردم عادی میشنوند، احساس بنبست بکنند. گاهی اوقات اشکالی که بیان میشود، جوری است که وقتی انسان آن را میشنود، احساس میکند واقعاً هیچ راهی وجود ندارد. خب، این غلط است.
۱۴۰۳/۱۲/۲۲
🔹۵. انتقاد کنید ولی با لحن مناسب
🔻ممکن است کسی در یک قضیهی مربوط به نظامی یا دیپلماسی یا غیره به یک مسئولی اعتراض داشته باشد، ما نمیگوییم اعتراض را نگویند. چرا، منتها:
اولاً لحنی که برای بیان اعتراض و بیان انتقاد انتخاب میشود لحن قابل قبولی باشد.
🔹۶. بدون کسب اطلاع انتقاد نکنید
🔻 ثانیاً (انتقاد) بعد از تحقیق باشد. بعد از اطلاعیابی باشد. گاهی اوقات یک چیزهایی را، من میبینم در روزنامهها بعضی جاهای دیگر، میبینم بعضی یک حرفهایی میزنند، اعتراضهایی میکنند، ناشی از #بیاطلاعی است، نمیدانند چه کار انجام گرفته یا چه کار باید انجام میگرفته و نشده، مثلاً انجام بگیرد. ناشی از #بیاطلاعی است. اطلاع درست به دست بیاورند و با لحن مناسب نظراتشان را ابراز کنند.
🔹۷. تبیین آری، جنجال نه
🔻 #تبیین لازم است. رفع مغالطههایی که گاهی انجام میگیرد لازم است. اما #ایرادهای_غیر_لازم را به میان کشیدن و دربارهاش بحث کردن و بر روی مسائل کوچک #جنجال کردن این مضّر است. اینها با هم فرق دارد. همان ابطال مغالطهای هم که عرض کردیم، با بهترین شکلش باید آن را انجام بدهند که مشکلی برای کشور به وجود نیاید.
🔹۸. بحثهای جناحی ممنوع
🔻وفاداری به نظام به زبان، در زبان، در اظهار، این چیز لازم و مفیدی است. هم لازم است، هم مفید است؛ که همه سیاستهای کلی نظام را در همین زمینهی مورد بحث تأیید کنند و حمایت کنند و مورد قبول قرار بدهند. این لازم است اما اینکه یک اختلافنظرهایی وجود دارد بین افراد، اینها را غلیظ کنند که این مال فلان #جناح است، این مال فلان جناح است، این حرفش این جوری است، نه، این مضرّ است. این #مضرّ است.
🔹۹. شور انقلابی آری، بیصبری نه:
🔻شور و هیجان عمومی مردم لازم است. امروز ملّت ایران یک شور و هیجانی دارد، به خصوص جوانها شور و هیجان دارند، این چیز خیلی خوبی است، این چیز خیلی لازمی است، اما #بیصبری مضرّ است. اینکه بیصبری کنند، #هی_پا_بهزمین_بکوبند که آقا چرا نشد، چرا نکردید، چرا اقدام نشد، فلان، این مضرّ است. یعنی بدانیم کدام کار، کار درستی است، کدام کار کار مضرّی است.
🔹۱۰. اتحاد ملی را حفظ کنید
🔻افراد با جهتگیریهای سیاسی گوناگون، با جهتگیریهای سیاسی گاهی متقابل، با وزن مذهبیِ کاملاً متفاوت، در کنار هم ایستادند و این وحدت بزرگ را، این #اتحاد_عظیم_ملّی را به وجود آوردند. من حرفم این است: این را حفظ کنید، این را نگه دارند. هر کسی یک وظیفهای دارد در قبال این حالت، این را نگه دارند. این با اختلاف سلیقهی سیاسی منافات ندارد، با اختلاف وزن مذهبی منافات ندارد. این در کنار هم ایستادنِ برای دفاع از یک حقیقت است، دفاع از کشور است، دفاع از نظام است، دفاع از ایران عزیز است.
۱۴۰۴/۰۴/۲۵
🔰 مدیریت حوزه علمیه استان البرز
@HowzehAlborz
🚩