eitaa logo
هانول ☆
316 دنبال‌کننده
322 عکس
22 ویدیو
1 فایل
چند قدم آن طرف تراز زمین،جایی که اسمان دردفترچه ام می نشیند.☁️ روزنوشته هایی ساده،برای ثبت لحظاتی که زیرهمین اسمان اتفاق می افتد. اینجا همه چیز شفاف است؛ مثل نور روز!🌞 بگذار حرف دلت در اسمان من حل شود: https://abzarek.ir/service-p/msg/4317053
مشاهده در ایتا
دانلود
اردیبهشت 1405؟ *چالش زینب خانووم
نمیدونم به روز هایی مثل امروز چی میگن؟؟ خسته کننده؟؟ افتضاح؟؟ مضخرف؟؟ رو مخ؟؟ اعصاب خوردکن؟ یا شاید ترکیبی از همهٔ اینا باهم؟؟
امروز برای اولین بار در عمرم چهار تا امتحان تو یه روز دادم(اونم نه امتحان عادی امتحان ترم)
امروز فقططط قرار بود امتحان قران داشته باشم(ترم دوم) بعد دیروز گفتن انشا هم هست خلاصه امروز رفتیم زنگ اول امتحان قران دادیم بعد انشا دادیم. داشتیم استراحت میکردیم یهو گفتن برای امتحان املا آماده باشید 😀(از قبل هیچیی نگفته بودن) تند تند کتاب فارسی رو برداشتیم یه نگاه انداختیم امتحانو دادیم باز دوباره بعدش باز هم بدون اینکه از قبل چیزی گفته باشن؛ اومدن اعلام کردن برای امتحان تفکر آماده باشید ما هم قشنگگ باهم گفت و گو کردیم و جواب سوالا رو دادیم اخه اونا از قبل به ما نگفته بودن ده دقیقه قبل از امتحان گفتن ما چیکار میکردیم 😂🤣
زنگ اخر هم به دعوا و بحث گذشت تو همه کلاسا سر و صدا بود چون مدیر اعلام کرده بود اگه میتونید دوشنبه بیاید امتحان ریاضی بدید بعد من و چندتا بچه ها می‌گفتیم اره حضوری خوبه یه عده مخالف بودن میگفتن نه مجازییی
خلاصه هنوز معلوم نیست چی به سرم میاد
هانول ☆
عطر موهایت قرار از شهر می گیرد بگو دل ربودن را کدام عطار یادت داده‌است؟