هانول ☆
اگر مزرعه توت فرنگی یک سوپ بود، حتماً یک سوپ میوهایِ گرم وخوشعطر بود؛
با تکههای درخشان توتفرنگی که در میانِ عصارهای شیرین و صورتی شناورند،و طعمی که مثل اولین بوسهی بهار،همزمان هم شیرین است و هم لبریز از حسِ تازگی🍲🍓
هانول ☆
شب تو آسمون...🌙
کافه هنر اگه یه کاسه سوپ بود، یه سوپِ خوشرنگ و لعاب از جنسِ نور و خلاقیت بود که مهدیسه خانم با قلمموی جادوییاش تزیینش کرده! انگار که غازهای گوگولیاش دورِ این کاسه جمع شدن و دارن با قدمهای ریزشون، طعمِ زندگی و شادی رو به این سوپ اضافه میکنن. هر قاشقش یه ترکیبِ هنری از عکسهای قشنگِ روزمره است که انگار تو یه عصرِ آروم و رنگی، درست کنارِ بومِ نقاشی سرو میشه.🍲🦆
هانول ☆
__
پناهگاه ارواح کتابخور اگه یه کاسه سوپ بود، یه سوپِ گرم و آرامبخش بود که با نتهای موسیقیِ پیانو چاشنیدار شده! انگار توی این کاسه، تکههایی از روزمرگیهای زیزو خانوم مثلِ برگهای معطر شناورن؛ یه کمی عطرِ کتابهای محبوبش، یه کمی صدایِ دلنشینِ کلیدهای پیانو، و یه عالمه عکسِ قشنگ از لحظههای کوچیکِ روزش که مثلِ ادویههای رنگی، به این سوپ طعمِ زندگی دادن. این سوپ، پناهگاهیه که وقتی میخوریش، انگار زیزو کنارِت نشسته و داره برات از خاطراتِ امروزِش میگه.📖🍲