eitaa logo
محدود شدیم، بیاید زاپاس لینک تو بیو
34 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
2.5هزار ویدیو
24 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
"فرشته گمشده"-همون که دیشب در موردش تعریف کردم-دقیقا همینه.و بخشی از "زمانی که ادریسی شکوفه می دهد." و "آخرین نامه سی و دو" هم همینطور.
کومو و سورا-دو شخصیت اصلی "فرشته گمشده"-بعد از اینکه سورا به عنوان فرشته برگشته و بعد از چند سال می تونن باهم باشن خوبه ولی محدودیت هم داره مثلا چون به جز کومو کسی نمی تونست سورا رو ببینه برای همین توی مکان های خلوت با هم صحبت می کردن و فقط کومو می تونست اون رو لمس کنه و فقط روزی پنج ساعت سورا می تونست اونجا باشه و اگر نه کم کم شروع به محو شدن می کنه.آخرای داستان،هرچقدر که کومو بیشتر خوشحال می شه و غم از دست دادن سورا رو فراموش می کنه،به همون اندازه درکش از سورا رو از دست می ده و بعد از یک مدت اون رو محو تر می بینه و صداش به یک زمزمه مبهم تبدیل می شه و دیگه نمی تونه لمسش کنه و کومو هم طوری خوشبخت می شه که کم کم سورا رو فراموش می کنه و مثل اولا همش با اون نیست.سورا هم وقتی مطمئن می شه که کومو دیگه برای اون ناراحت نیست آروم و بی سر و صدا ترکش می کنه.
توی "زمانی که ادریسی شکوفه می دهد." هم هانا و امیل باید مدت طولانی رو از هم دوری کنن و دور باشن چون اینکه نشون بدن با هم هستن خطرناکه و امیل هم داشت به سازمان اطلاعات می رفت پس عملا یک دیوار بین اون دو تا کشیده شده بود.و "آخرین نامه سی و دو" هم ی بخشی داره که اون توی فصل ایتالیا-اون سه چهار سالی که هارمونی به ایتالیا رفت-اتفاق می افته و بعدا می زارمش اینجا و چیزی نمی گم تا اسپویل نشید.
هدایت شده از 𝐕 (بیو چک بشه)
✢┄➥ ﹃﹄ ⏤͟͟͞͞ 𝑽𝒂𝒏𝒆𝒔𝒔𝒂
اصلا مگه مثلث عشقش بهتر از اون مثلث عشقی کلیشه ای که هارمونی و وینسنت و رایان هستن داریم- ***در واقع چهار ضلعی یا شایدم پنج ضلعی بشه چون این وسط هارمونی و وینسنت همو دوست دارن،رایان هم هارمونی رو دوست داره و ونسا هم رایان رو و شخص پنجم هم که خود نویسنده-
هدایت شده از 𝐕 (بیو چک بشه)
✢┄➥ ﹃﹄ ⏤͟͟͞͞ 𝑽𝒂𝒏𝒆𝒔𝒔𝒂
وااای من چقدر از اینا زیاد نوشتم.عملا ایده های من ی مدت اینطوری بودن که "خب ببین دوستشون کن ی چند سال بگذره بعد یکم با هم زندگی کنن بعد دیگه بقیه اش با خدا" عملا کل داستانام دست کم دو تا از اینا دارم.حتی هارمونی و وینسنت،امیل و هانا،آلیس و آلبرت،یا کومو و سورا و هزار تا ی دیگه
هدایت شده از 𝐕 (بیو چک بشه)
✢┄➥ ﹃﹄ ⏤͟͟͞͞ 𝑉𝑎𝑛𝑒𝑠𝑠𝑎
ی رایانمون نشه؟
احساس می کنم از همشون تو داستان قدیمیام دارم ولی هیچی یادم نیست. ***قدرت حافظه رو مشاهده می کنید.
البته اسدث و چویا توی اون فن فیک احمقانه ام بودن،و رایان و هارمونی هم مشخصه چون هارمونی دستیارش محسوب می شد البته این یکی دو طرفه نیست.
کارآگاه پتو پیچ هم بود.ی داستان قدیمی بود که دو-سه تا از همکلاسی هام رو گذاشتن شخصیت اصلی.