eitaa logo
محدود شدیم، بیاید زاپاس لینک تو بیو
34 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
2.5هزار ویدیو
24 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
وااای من چقدر از اینا زیاد نوشتم.عملا ایده های من ی مدت اینطوری بودن که "خب ببین دوستشون کن ی چند سال بگذره بعد یکم با هم زندگی کنن بعد دیگه بقیه اش با خدا" عملا کل داستانام دست کم دو تا از اینا دارم.حتی هارمونی و وینسنت،امیل و هانا،آلیس و آلبرت،یا کومو و سورا و هزار تا ی دیگه
هدایت شده از 𝐕 (بیو چک بشه)
✢┄➥ ﹃﹄ ⏤͟͟͞͞ 𝑉𝑎𝑛𝑒𝑠𝑠𝑎
ی رایانمون نشه؟
احساس می کنم از همشون تو داستان قدیمیام دارم ولی هیچی یادم نیست. ***قدرت حافظه رو مشاهده می کنید.
البته اسدث و چویا توی اون فن فیک احمقانه ام بودن،و رایان و هارمونی هم مشخصه چون هارمونی دستیارش محسوب می شد البته این یکی دو طرفه نیست.
کارآگاه پتو پیچ هم بود.ی داستان قدیمی بود که دو-سه تا از همکلاسی هام رو گذاشتن شخصیت اصلی.
هلن ماریا هوگو هم با ویلیام وایت هیستوری سر صحنه جرم آشنا شد.رن و جو هم همینطور.
احساس می کنم بازم هست ولی حافظه یاری نمی کنه. ***بعد اگه همین الان ازم در مورد علوم بپرسی کل کتابا ی سال تحصیلیم رو توضیح می دم.
هدایت شده از 𝐕 (بیو چک بشه)
✢┄➥ ﹃﹄ ⏤͟͟͞͞ 𝑽𝒂𝒏𝒆𝒔𝒔𝒂
خدا رو شکر می کنم که اونقدر احمق نبودم که از این کثافت بازیا بنویس-
*اون داستان خاک خورده ام که ی فن فیک کرینج و قدیمی از بانگو عه:
در مورد این بود که اسدث از انیمه آکامه گا کیل تناسخ پیدا می کرد به بانگو و با چویا ی داستانایی داشت و اینا