وضعیت روانم بعد از زنگ دینی و مطالعات پشت سر هم:**می خوام قیام راه بندازم ایران قدیم رو پس بگیرم
هدایت شده از سلاطین دهه هشتادونود🇮🇷
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روحیه دختر دهه شصتی درونم :
وای ی طراحی از کاساندرا کشیدم ولی دوربین ندارم عکس بگیرم
رندوم حرف چ رو تو گوگل زدم و ی فیلم ایرانی خوب برام آورد پشمام(قبلا دیدمش ولی اصلا یادم نبود)
در مورد صحنه ایه که کاساندرا به عنوان نماینده ی نیکروت به فریدمور می ره و نامه ی اعلام جنگ رو با صدای بلند توی دربار می خونه
"آنها زمین های ما را گرفتند،سرباز های دلاور ما را قتل عام کردند و پرچم ما را به روی زمین انداختند؛آنها ثروت ما را،اقتدار ما را و افتخار و عزت و آزادگی مان را از ما گرفتند؛با بانو های پاکدامن سرزمینمان که به همین خاک قسم،یک تکه ی پارچه پیراهن کثیف آنها از لجنی که با نام خون در رگ های آنها گردش می کنند پاک تر است،همانند بردگان خود رفتار کردند.حال شما سکوت می کنید؟!خواهران و برادرانم،ای کسانی که همه بر روی خاک های این سرزمین متولد شده و همه با هم در زیر آن دفن خواهیم شد،آیا این چیزی بود که من به شما آموختم؟!آیا من به شما آموختم که از ترس مانند بید بلرزید و در گوشه کنار های خرابه ها،در حالی که هم وطن شما در سرزمینش که حال نام غریبه ای را به خود گرفته است زجر می کشد پنهان شوید؟!آیا من به شما آموختم که در برابر نا عدالتی ها سکوت کنید،در حالی که پرچم مان را با عدالت بالا برده ایم؟!آیا آموختم؟پس برخیزید و شمشیر تیز کنید و فریاد آزادی سر دهید که مادر شما،نیکروت در انتظار شماست!برخیزید خواهران و برادران من!تاریخ تنها یک فرصت داشت و حال اجازه ی تکرار ندارد!ما نمی گذاریم که آن تاریخ تحقیر آمیز تکرار شود و دوباره روزی برسد که یک نیکروتیایی در سرزمین مادری اش با درد قدم بردارد!"
"نگفته بودم؟به ازای هر بار که از روی دلسوزی احساساتم رو نشون می دم،ده ماه و ده سال و ابد و یک روز درد می کشم."
"گناه او چه بود که من ساختمش و او را محکوم به عشقی نافرجام کردم؟"
هدایت شده از 𝐕 (بیو چک بشه)