هدایت شده از _هِیْبَةُ الْحیٰدَرْ¹¹⁰|HeibaH'h
با آمدنت به خانهام فاطمه جان...
نُه سال صفا دادی و یک شب بردی🥀
هدایت شده از _هِیْبَةُ الْحیٰدَرْ¹¹⁰|HeibaH'h
نِشستهام جلویِ در، به میخ میگویم
گمان نداشت دلم اینقدر خطر داری🥀
هدایت شده از _هِیْبَةُ الْحیٰدَرْ¹¹⁰|HeibaH'h
پلکی، تبسمی، نفسی یا شکایتی
باشد بخواب فاطمه... هر طور راحتی🥀