ẞøłū | دسترسیبازه
اگر بتوانم دلی را از شکستن باز دارم، بیهوده نزیستهام.
ẞøłū | دسترسیبازه
-
و امیدوارم روزی که رنجت به پایان رسید،
تو هنوز ادامه داشته باشی.
ẞøłū | دسترسیبازه
کاش میدونستی ، از اینکه از دور بودی بوسیدمت خسته شدم . .
ẞøłū | دسترسیبازه
-
سوختن در آتش!پوستت باید بوسه بزند به رقص آتش تا بفهمی سوختن را!