هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
کاغذی میدیدم که موسسه ژئوفیزیک، طی بررسی و مطالعه دقیق، تاریخ شمسی واقعه غدیر را مطابق ۲۸ اسفند ماه سال ۱٠ هجریشمسی تعیین کرده. تاریخ نوشته که واقعه غدیر سه روز طول کشیده. یعنی ۲۸ اسفند تا ۱ فروردین. میبینی؟ نوروز بوده. محمد که دست علی را بالا برده، غنچهها لبخند زدهاند. فاطمه هم. گل از گل جهان شکفته. آنوقت که همه با آغوش باز ولایت علی را به هم تبریک میگفتند، اینسوی جغرافیا ایرانیها هم یکدیگر را به آغوش میکشیدند. به بهانه نوروز.این را موسسه ژئوفیزیک نگفته ولی روایت گفته؛ که آن روز که کشتی نوح پس از طوفان بزرگ بر ساحل آرامش پهلو گرفت، مصادف با نوروز بوده. آن روز که آتش بر ابراهیم گلستان شد، آن روز که در غار، جبرئیل بر محمد نازل شد، ایرانیها لباسهای نو به تن کرده بودند و منتظر تحویل سال بودند. و آن روز که علی در نهروان کمر خوارج را شکست و پیروز شد، سلمان آمد و این پیروزی را تبریک گفت، نوروز را هم!
روایت میگوید خدا مهمترین حرکتهای تاریخیاش را در نوروز زده. نوروز، سالگرد زیباترین روزهای خداست. خدا نوروز را دوست دارد. اصلا بخاطر همین است که نوروز را جشن میگیریم. مثل امامصادق که همیشه در نوروز لباسهای نو و زیبای یمنی میپوشیده و اصحاب را فالوده میهمان میکرده. سالگرد غدیر بوده خب!
حالا خدا آخرین کارت بازیاش را،فوت آخر کوزهگریاش را، گل دقیقه نودش را، آخرین تعویضطلایی اش را، نگهداشته که در نوروز رو کند و بزرگترین و پیروزمندانهترین روز تاریخیاش را دوباره در نوروز رقم بزند. ظهور را. ما هزاران سال است که در نوروز تمرین میکنیم جشن ظهور منجی را. هزاران بار تمرین برای یک نوروز طلایی که روز ظهور اوست. که فرمود: «نوروز که میآید ما اهلبیت در آنروز توقع ظهور داریم، چرا که نوروز از ایام ماست که ایرانیان آن را زنده نگه داشتند و شما عربها اهمیتش ندادید.»
حالا ما عجمها تمام شهر را آذین بستهایم،
خانههامان را نو نوار کردهایم،
لباسهای نو و تمیز پوشیدهایم،
و زیر لب تکرار میکنیم که
«حال ما را به بهترین حال تغییر ده»
وقت تحویل حال ما نشده...؟
«مهدی مولایی»
یَا دَائِمَ الْبَقَاءِ یَا سَامِعَ الدُّعَاءِ یَا وَاسِعَ الْعَطَاءِ یَا غَافِرَ الْخَطَاءِ یَا بَدِیعَ السَّمَاءِ یَا حَسَنَ الْبَلاءِ یَا جَمِیلَ الثَّنَاءِ یَا قَدِیمَ السَّنَاءِ یَا كَثِیرَ الْوَفَاءِ یَا شَرِیفَ الْجَزَاءِ ..
- والقلم -
*
بخاطرِ شبای قدر و تعداد زیاد زائرهاست که بجای لیوان های شیشه ای، توی لیوان های کاغذی مرهم « چایِ حرم » میریزند و توی دارالشفای حرم پخش میکنند.
اما خب آقای امام رضا، چای خوردن توی لیوان های شیشه ای بیشتر به آدم میچسبد.
نه اینکه بر میزان مرهم بودن چای، لیوان تاثیر بگذارد، نه!
اما لیوان های شیشه ای صمیمت بیشتری دارد..
حال میدهد برای اینکه پا روی پا بیندازی، دستت را زیر چانه بگذاری و چشم به گنبد بدوزی. آرام آرام توی دلت دردت را بگویی و رویش چای را بنوشی، بعد خادم ها با سبد های سفید جلو بیایند و نوش جانی بگویند و لیوانت را یک طرف سبد بگذارند، نعلبکی را یک طرف..
یا مثلا کنار صدای نوحه خواندن خادمهای چایخانه، صدای تلق و تلوقِ شستن لیوان ها بیاید.
اما همین که این مرهم را میتوانیم بنوشیم هم جای شکر دارد:)