هدایت شده از نقطه۲ | Noghteh2
ما سه سطح آموزشی داریم:
آموزش ابتدایی
آموزش متوسطه
و آموزش عالی
به آن کسی که در دو سطح اول مسئول آموزش و تربیت است و باصطلاح آموزگار است #معلم، و محصل را #دانشآموز یا #هنرآموز نام میگذاریم.
در سطح آموزش عالی به آموزشدهنده یا آموزنده، #استاد و به آموزش پذیر یا آموزشگیرنده، #دانشجو یا #هنرجو اطلاق میکنیم.
قاعدتاً یکی از دلایل این سطح بندی این است که طبیعتاً هر سطح به نسبت اقتضائات سنّی، عقلی، ارادی و سایر توانایی ها یا محدودیتها، شرایط خاص خودش را دارد. اما در رابطه «معلم و دانشآموز» و «استاد و دانشجو» یک موضوع از اذهان دور می ماند.
معلم دوره ابتدایی، دست دانش آموزش را میگیرد، یک قدم به جلو می رود و میایستد تا او هم یک قدمش را بردارد و به او برسد.
در آموزش متوسطه دست دانش آموز را رها میکنیم؛ معلم به جای یک قدم چند قدم جلو میرود و میایستد و صبر میکند که دانش آموز برسد و سپس قدم های بعدی...
اما در دوره آموزش عالی فرض بر این است که دانشجو یا طلبه آنچنان طالب علم یا هنر است و به دلیل حجم بالای مطالب همچنین اقتضائات عقلی و ارادی او، استاد دیگر چند قدم نمیرود و بایستد؛ حتی چه بسا به پشت سرش هم همیشه نگاه نمیکند، بلکه «میگوید و میرود»؛ این دانشجوست که خود را باید به استاد برساند.
@noghteh_golchin | ۲نقـــطه
🚫 کلاه بزرگ ایدهپردازی و خلاقیت
✍️ما اهالی گرافیک در طول زندگی حرفهای خودمان یک زمانهای متناوبی داریم که در رشتۀ کاری خودمان افسرده میشویم! این افسردگی شایع است بین خیلیهایمان. از خودمان، از گرافیک، از فتوشاپ و از کارهایمان حالمان به هم میخورد! به زمین و زمان فحش میدهیم، یه مدت کار نمیکنیم، یه مدت کمکار میشویم تا با گذشت زمان حالمان کمی بهتر شود.
این افسردگی شایع که خیلیهایمان تجربهاش کردهایم به نظر من نشانۀ پیشرفت است. نشانۀ این است که پی بردهایم اغلب کارها و تلاشهایمان در واقعیت جامعه تأثیری نداشته است. با برگشتن و نگاهکردن به رزومۀ کاری خودمان میفهمیم که اغلب پوسترهایمان نه تنها هیچ کُنش اجتماعی را شکل ندادهاند در کُنشهای اجتماعی هم بیشتر زینتالمجالس بودهایم! حضور و عدم حضورمان، فقط صفحات گزارشها را چاق و لاغر کرده است. اینکه به اینجا برسیم و واقعیت نقش خودمان را فهم کنیم اتفاق خوبی است و میتواند آینده را درخشانتر کند. اما مشکل اینجاست که به دنبال علل این افسردگی و درمانش نمیرویم. فقط به خودمان «زمان» میدهیم تا حالمان بهتر شود. برای همین از این افسردگی به آیندۀ بهتر پرتاب نمیشویم!
✍️ شاید بیشترین سرفصلی که تدریس کردهام «ایدهپردازی» و «خلاقیت» باشد. با تدریس و با به اشتراکگذاشتن آنچه در ذهن داریم به باگها و نقاط پرچالش بحث بیشتر آشنا میشویم. آنچیزی که برای من بعد از این همه تدریس سئوال شده بود این است که چرا با وجود تسلط ما بر تکنیکها و تاکتیکهای ایده پردازی و خلاقیت هنوز در طراحی و گرافیک دیزاین لنگ میزنیم؟! اگر قرار بود خلاقیت و ایدهپردازی بنبست ما را در طراحی گرافیک دیزاین حل کند، چرا هنوز همه درجا میزنند؟ مشکل کجاست، از نوع تکنیکها و مواجهۀ ما با آنها نشأت میگیرد و یا از اساس ما داریم راه را اشتباه میرویم؟!
✍️ این یادداشت قرار نیست نتیجهگیری کند فقط قرار است یک سئوال بزرگ و مهم را در ذهن دوستان علاقمند ایجاد کند. آیا در گرافیکدیزاین ما باید خلاق باشیم؟ گرچه به ظاهر بدیهی است اما چرا این گزارۀ بدیهی را به چالش نکشیم؟ آیا تکنیکهای ایدهپردازی مسیر درستی است که ما طی میکنیم؟
✍️ تکنیکهای رایج ایدهپردازی و خلاقیتی که ما بیشتر با آنها آشنا هستیم اعم از اسکمپر، تلفیق نشانهها و... تکنیکهایی هستند که بیشتر برای هجو و اعوجاج و تا قسمتی تمسخر و تخریب موضوع بسیار عالی عمل میکنند و برای همین هم کاریکاتوریستها عاشق این تکنیکها هستند، راحت به ایده میرسند و کارشان راه میافتد چرا که از اساس هجو و اعوجاج و تخریب موضوع را دنبال میکنند. اما در گرافیکدیزاین و پوستر ما همیشه دنبال هجو موضوع هستیم؟!
مثال میزنم برای موضوع حملۀ آمریکا به مدرسۀ میناب اگر بخواهیم پوستر بزنیم کدام یک از این تکنیکها به کارمان میآید؟ یکی از دلایلی که برای این موضوع به این مهمی ما کار خوب خیلی کم داریم شاید از اینجا باید دنبال علتش بگردیم. اگر موضوع را ببریم سمت هجو سیاستهای حقوق بشری و اعوجاج تصویر آمریکا در جهان شاید این تکنیکها جوابگو باشند، اما سایر وجوه این قضیه چه میشود؟ همیشه که ما قرار نیست هجو کنیم؟ مظلومیت این کودکان چه میشود؟ داغ دل بازماندگان؟ فریاد انتقام؟ و دهها وجه دیگر. بیان این وجوه با هیچ کدام از این تکنیکها جواب نخواهد داد. البته استثناء ممکن است باشد. تلاشهای دیگران را هم که میبینیم تلاشهای لوس و کلیشهشدهای هست که فقط به درد همان زینتالمجالس گزارشهای دولتی میخورد. نه کنشی ایجاد میکند و نه مخاطب را به واکنشی دعوت میکند. بود و نبودشان یکی است.
✍️ قرار نیست بگوییم تکنیکهای ایدهپردازی به هیچ دردی نمیخورند گاهی برای بیان فرممان باید خلاقیت داشته باشیم. حرف اصلی من این است که راه ما گرافیکدیزاینرها از ایدهپردازی و خلاقیت «شروع» نمیشود و یکی از علتهایی که ما در تولید، اغلب موارد شکست میخوریم این است که میخواهیم از اینجا مسیرمان را شروع کنیم.
مسیر گرافیکدیزاین از «شناخت مخاطب»، تحلیل و دستهبندی نیازهای او و نوشتن یک «قصه» آغاز میشود و ممکن است در ادامه برای بیان فرم به تکنیکهای ایدهپردازی هم احتیاج پیدا کنیم. ما دیزاینریم نه کارتونیست. مسیر اختصاصی خودمان را باید پیدا کنیم نه اینکه از روی دست دیگران تقلب کنیم.
✍️ به این سئوال فکر کنید، چندباری مسیر شروعتان را عوض کنید، نوشتن قصه را یاد بگیرید و فهم کنید گرافیکدیزاین همهاش فرم نیست تا تفاوت را درک کنید و به آیندۀ بهتر و درخشانی پرتاب شوید.
مجتبی مجلسی
II @IR_ART
II هر روز یک قدم رو به جلو
II پایگاه آموزش هنرهای تجسمی انقلاب
بحث فقط بر سر قصه نیست؛
پارادایم غالب امروز، وجود #راهبرد و #رویکرد #مؤثرتر است
شما وقتی یک اثر هنری را توضیح میدهید و مخاطب می گوید: "اوهوم فهمیدم" این یعنی به قصه پشت آن اثر هنری پی برد، اما این جزء بدیهی و واضح یک پدیده اثربخش و اثرگذار است. آنچه که امروز نیاز است این است که از بین این اوهوم ها!! [قصههای مختلف]، قدرت انتخاب اولویت ها (بهترین زاویه نگاه، انتخاب بهترین پیام، تاکتیک و استراتژی) و مهارت مدیریت احساس مخاطب را داشته باشید.
قصه، عنصر بدیهی یک اثر هنری است. در عصر پرغوغای امروز فراتر از قصهها اثر هنری انقلابی باید دارای #رویکرد بهگزین و #راهبرد مؤثرتر و نقطهزن باشد وگرنه بلافاصله در گورستان آثار بی اثر! دفن میشود.
#راهبردی_بیندیش
@noghteh_golchin | ۲نقـــطه
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«بن گویر جنایتکار؛ در طویله ای به اسم اسراییل!»
اثر استاد سید مسعود شجاعی طباطبایی
#صفر_تا_صد
II @IR_ART
II هر روز یک قدم رو به جلو
II پایگاه آموزش هنرهای تجسمی انقلاب
هدایت شده از نقطه۲ | Noghteh2
18.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💬 رهبر شهید انقلاب تنها مسئولی بود که به هنر به عنوان کار استراتژیک نگاه میکرد
🎥ببینید | استاد عبدالحمید قدیریان از حضور رهبر شهید انقلاب در حوزه هنری میگوید.
#راهبردی_بیندیش
@noghteh_golchin | ۲نقـــطه