شبها طولانیتر از همیشه بودن.
فکر میکردم این فقط یه توهمه ولی بعد فهمیدم زمان، وقتی تنها باشی، کش میاد، مثل تاریکی! و هرچی بیشتر ادامه پیدا کنه، کمتر مطمئن میشی که واقعاً زندهای.
گاهی باید بر سر کارهایی که برای دیگران انجام میدهی منت گذاشت؛تا آنها را کم اهمیت ندانند.
گاهی باید بد بود برای کسی که فرق خوب و بد بودنت را نمیداند.
ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ ...
ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﺯﺩ ...
ﻭ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺏﺗﺮ ﯾﺎﺩﺵ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ .