هدایت شده از خبرگزاری صداوسیما
🔺فهرست شناورهای متخلف (NCV)
🔹کشتیهایی که پروتکلهای ایران برای تنگه هرمز را نقض کنند، در آینده با محدودیتهایی از جمله جریمه، توقیف یا مصادره مواجه خواهند شد.
🔹قبل از اجاره، صاحبان بار که از خلیج فارس کشتی حمل میکنند، باید فهرست کشتیهای غیر منطبق (NCV) را بررسی کنند تا از مشکلات احتمالی جلوگیری شود.
🔹هر کشتی که با کشتیهای فهرست شده همکاری کند به فهرست اضافه خواهد شد. برای درخواست حذف، کشتیها باید درخواست رسمی خود را به همراه دلایل به آدرس info@pgsa.ir ارسال کنند.
🔹Vessels violating Iranian protocols for the Strait of Hormuz shall face restrictions on future passages, including fines, detention, or confiscation.
🔹Prior to chartering, cargo owners shipping to/from the Persian Gulf must review the Non-Compliant Vessels (NCV) list in order to avoid potential issues.
🔹Any vessel cooperating with listed vessels (via STS, transshipment, etc.) will be added to the list. To request removal, vessels must submit a formal application with justifications to info@pgsa.ir.
@iribnews
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تخریب خطوط آب در اغوار شمالی توسط شهرکنشینان صهیونیست
🔹شهرکنشینان صهیونیست خطوط انتقال آب در منطقه تجمع «یرزا الشمالی» در شرق روستای «تیاسیر» در اغوار شمالی کرانه باختری را تخریب کردند.
🔹در پی این اقدام، این منطقه با قطع آب مواجه شده است.
@TasnimNews
هدایت شده از بصیرت
💢هشدار جدی مقام مستعفی ارتش آمریکا به ترامپ درباره جنگ علیه ایران
🔹خبرنگار برکینگنیوز گزارش داده معاون وزیر جنگ آمریکا پیش از استعفای خود با ترامپ دیدار کرده تا به او هشدار دهد که جنگ با ایران دستیابی به اهداف سیاست خارجی دولت را غیرممکن کرده است.
🔹اما ترامپ در واکنش به این هشدار، در تمام مدت دیدار فقط درباره سالن رقصی که در حال ساخت آن است صحبت کرد و این برخورد باعث شد دریسکول استعفا دهد، زیرا به این نتیجه رسیده بود که دولت ترامپ «محکوم به شکست» است.
☑️ با بصیرت تحلیل کنید
🇮🇷| basirat.ir
🇮🇷| @basirat_fa
هدایت شده از غرب آسیا
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌لاشهٔ متلاشیشدهٔ امکیو ۹ زیر پای رزمندگان خمین
https://eitaa.com/westanews
هدایت شده از غرب آسیا
📌فرمانداری سیریک: صدای انفجارهای احتمالی امشب در محدودۀ بندر کوهستک، مربوط به خنثیسازی مهمات عملنکرده دشمن آمریکایی است.
https://eitaa.com/westanews
هدایت شده از ایران، شهر خورشید
مارپیچ بدهی در آمریکا چگونه میتواند به سرعت به ورشکستگی اقتصادی برسد؟
#تحلیل_اختصاصی | میلاد رضایی
شاید در گذشته درباره خطرات افزایش بدهیهای رسمی و غیررسمی انباشته آمریکا مطالبی را دیده باشید اما امروزه دیگر مشکل اقتصاد آمریکا فقط این نیست که بدهی دولت زیاد شده است. مشکل واقعی از جایی آغاز میشود که خودِ بدهی شروع به تولید بدهی جدید کند.
برآورد دفتر بودجه کنگره آمریکا ــ CBO ــ نشان میدهد در سال مالی ۲۰۲۶، دولت فدرال حدود ۵.۶ تریلیون دلار درآمد خواهد داشت، اما حدود ۷.۴ تریلیون دلار هزینه خواهد کرد؛ یعنی در بهترین حالت و بدون در نظر گرفتن شرایط جنگی و تقابل استهلاکی با ایران و یا نقشآفرینی منفی در جبهه اوکراین و بحث هزینههای سنگین حمایت از اسرائیل، اقتصاد آمریکا حتی بدون وقوع یک بحران بزرگ، کسری بودجه در حدود ۱.۹ تریلیون دلار تجربه میکند که البته در واقعیت احتمالاً بیش از دو برابر این عدد خواهد شد.
یادآوری میکنم که در همین سال هزینه خالص بهره بدهی دولت از مرز یک تریلیون دلار عبور میکند؛ یعنی رقمی نزدیک به یکپنجم کل درآمد دولت فقط برای بهره بدهی مصرف میشود. وضعیت آنجا بدتر میشود که CBO حتی پیشبینی میکند هزینه بهره تا سال ۲۰۳۶ به حدود ۲.۱ تریلیون دلار در سال برسد.😯
این همان جایی است که باید درباره خطر Debt Spiral یا مارپیچ بدهی صحبت کرد.
در این وضعیت دولت دیگر فقط برای ساخت جاده، تأمین بودجه ارتش، Medicare یا اداره کشور قرض نمیکند؛ بخشی از بدهی جدید صرف تأمین هزینه بدهیهای قبلی میشود. (روی این موضوع دقت بفرمایید)
و اگر این چرخه با یک شوک اقتصادی بزرگ ترکیب شود، سناریوی بسیار خطرناکتری قابل تصور است.
در اینجا مراحل این اتفاق را با هم مرور خواهیم کرد.
مرحله اول؛ در ابتداییترین حالت آمریکا وارد دوران «کسری بودجه دائمی» میشود.
مشکل واشنگتن این است که کسری بودجه کنونی محصول یک جنگ جهانی یا یک رکود استثنایی نیست بلکه به یکی از خروجیهای زیرساختی اقتصاد آمریکا تبدیل شده است.
مهم این است که CBO برای سال ۲۰۲۶ کسری معادل ۵.۸ درصد در تولید ناخالص داخلی را پیشبینی میکند و حتی در سناریوی پایه خود انتظار دارد کسری تا سال ۲۰۳۶ به حدود ۳.۱ تریلیون دلار در سال، معادل ۶.۷ درصد GDP برسد.
بدهی در اختیار عموم نیز از حدود ۱۰۱ درصد GDP در ۲۰۲۶ به ۱۲۰ درصد GDP در ۲۰۳۶ میرسد و در افق بلندمدت CBO حتی تا حدود ۱۷۵ درصد GDP بالا میرود.
این نکته نیز بسیار مهم است.
اقتصادی که در دوران عادی و بدون رکود شدید مجبور است سالانه چنین کسری بزرگی ایجاد کند، نه تنها هنگام وقوع بحران بعدی فضای مانور بسیار کمتری خواهد داشت بلکه شوکهای دومینووار نیز حاصل اولین برخوردهاست.
البته توجه داشته باشید هرچه تاکنون گفتیم پیشبحران محسوب میشود و بحران واقعی احتمالاً زمانی آغاز میشود که چهار اتفاق همزمان رخ دهد:
رکود اقتصادی + کسری بودجه بالا + نرخ بهره بالا + نیاز عظیم دولت به تمدید بدهیهای سررسیدشده.
آن زمان دیگر مسئله فقط حجم بدهی نیست؛ مسئله قیمت تأمین مالی بدهی خواهد بود.
مرحله دوم؛ تله بهره آغاز میشود
حال به مرحله دوم میرویم جایی که دولت آمریکا بدهیهای خود را دائماً تمدید میکند.
وقتی اوراق قدیمی با نرخهای پایین سررسید میشوند، خزانهداری مجبور است آنها را با اوراق جدیدی جایگزین کند که ممکن است نرخ بهره بسیار بالاتری داشته باشند.
در نتیجه حتی اگر دولت هیچ برنامه جدیدی هم ایجاد نکند، هزینه بهره میتواند افزایش پیدا کند.
اینجاست که یک چرخه خطرناک شکل میگیرد:
(بدهی بیشتر _ بهره بیشتر _ کسری بودجه بیشتر _ انتشار اوراق بیشتر و سرانجام چرخه به حالت اول برگشته و بدهی بیشتر را شامل میشود).
به همین دلیل CBO همین حالا پیشبینی میکند پرداخت بهره از حدود ۳.۳ درصد GDP در سال ۲۰۲۶ به ۴.۶ درصد GDP در سال ۲۰۳۶ افزایش پیدا کند.
اما بگذارید یادآوری کنم همین اینها نیز به نوعی سناریوی پایه و حالت خوشبینانه میباشند.
در این شرایط واکنش بازار جهانی بسیار حائز اهمیت است که آن هم تحت تأثیر شرایط دنیا خصوصاً جنگ با ایران قرار دارد.
اگر بازار برای خرید اوراق خزانه آمریکا فقط یک یا دو درصد نرخ بهره بیشتری مطالبه کند، محاسبات میتواند بسیار سریع تغییر کند و اینجا شوکهای جدی آغاز میشود که هر کدام کاتالیزور بحران بعدی هستند.
وقتی دهها تریلیون دلار بدهی باید بهتدریج تمدید شود، حتی افزایش کوچک نرخ تأمین مالی در نهایت میتواند صدها میلیارد دلار هزینه اضافی سالانه ایجاد کند.
و اینجا بحران وارد مرحله سیاسی میشود که تنها راه نجات آمریکا جنگ در وسعت منطقهای است خصوصاً با کشورهایی که بحث نفت و گاز و انرژی دنیا را در اختیار دارند یا مناطق ژئوپلیتیک خاص!
(1/4)
هدایت شده از ایران، شهر خورشید
مرحله سوم؛ مرحله ورود اثرگذاری انسانی است یعنی دولت مجبور میشود بین مردم و طلبکاران انتخاب کند
ببینید در ظاهر دولت آمریکا بسیار ثروتمند است اما در باطن بسیار بدهکار و بودجه دولت هم نامحدود نیست. اینجاست که آن ظاهر دچار فروپاشی میشود.
اگر هزینه بهره مرتب افزایش پیدا کند، سهم بیشتری از درآمد مالیاتی باید به دارندگان اوراق خزانه پرداخت شود.
این پول دیگر نمیتواند برای:
زیرساخت، آموزش، تحقیقات، صنایع پیشرفته، یا حمایت از اقتصاد در دوران رکود و حتی جنگ یا دفاع استفاده شود و اگر دولت درخواست بودجههای اینچنینی داشته باشد عملاً کاغذ چاپ میکند که خودش رکود تورمی را به بحرانهای بالا اضافه میکند.
حالا جالب اینجاست که اتفاقاً CBO میگوید تا سال ۲۰۳۶ هزینه خالص بهره تقریباً با کل مخارج اختیاری دولت فدرال برابری خواهد کرد. (بازم تأکید میکنم این محاسبات در شرایط رویایی و بدون وجود جنگ مستقیم یا نیابتی یا بحرانهای اقتصادی است)
خب از این لحظه مسئله بدهی از یک موضوع حسابداری تبدیل به یک مسئله امنیت ملی داخلی میشود.
یعنی اگر تاکنون هر مشکلی بوده شاید دولت آمریکا میتوانسته با قلدری، زور نظامی و یا حتی جنگ فکری حلش کند اما از اینجا به بعد بحث مردم آمریکا به میان میآید.
واشنگتن مجبور خواهد بود یکی از چهار کار را انجام دهد:
_ مالیاتها را بهشدت افزایش دهد؛
_ هزینههای دولتی و خدمات اجتماعی را کاهش دهد؛
_ بدهی بیشتری ایجاد کند؛
_ یا اجازه دهد فدرال رزرو بخشی از فشار بدهی را با سیاست پولی کاهش دهد.
هر چهار گزینه هزینه اقتصادی و سیاسی سنگین داخلی جدا از توالی بحرانی خارجی دارند.
مرحله چهارم؛ بازار اوراق خزانه وارد منطقه خطر میشود
دقت بفرمایید که تاکنون آمریکا یک مزیت استثنایی داشته است:
اوراق خزانه این کشور ستون اصلی بازار مالی جهان بوده است و هر وقت این موضوع به خطر افتاده، حاکمیت آمریکا به سرعت وارد عمل شده و با اعمال زور مشکل را حل میکرده است و به همین دلیل واشنگتن تاکنون توانسته حجم عظیمی بدهی ایجاد کند بدون اینکه شبیه کشورهای عادی دچار بحران بدهی شود.
اما این مزیت تنها تا زمانی کار میکند که اول نظم آمریکایی در دنیا برقرار باشد و همچنین بازار به دولت آمریکا اعتماد داشته باشد و فرض کند:
سیاستهای خزانهداری تقریباً بدون ریسک است اما با آغاز اولین ترکها همه چیز به سرعت و یکشبه بر سر آمریکا آوار میشود.
شاید شنیده باشید، Fitch قبلاً رتبه اعتباری آمریکا را از AAA پایین آورده بود و در ۱۶ مه ۲۰۲۵، Moody's نیز رتبه آمریکا را از Aaa به Aa1 کاهش داد. بنابراین دیگر هیچیک از سه مؤسسه بزرگ رتبهبندی، آمریکا را با همان موقعیت اعتباری بینقص گذشته ارزیابی نمیکنند. البته دقت بفرمایید که این کاهش رتبه بهتنهایی آمریکا را ورشکسته نمیکند اما خطر از زمانی آغاز میشود که سرمایهگذاران برای نگهداری بدهی آمریکا Risk Premium بیشتری مطالبه کنند، یعنی بگویند:
«اگر قرار است این حجم بدهی را بخریم، بهره بیشتری میخواهیم.»
این خودش یک چرخه جدا است یعنی افزایش نرخ بهره دوباره کسری بودجه را افزایش میدهد و همان چیزی که دیگر قابل مخفی کردن در آمار و اعداد نیست و بازار به سرعت روی آن واکنش نشان میدهد و همین پروسه به دلیل ترس بازار تشدید میشود.
این همان مکانیسمی است که میتواند یک بحران بدهی را خودتقویتکننده کند. (مهم)
مرحله پنجم؛ فدرال رزرو در یک انتخاب تقریباً غیرممکن گرفتار میشود. چراکه در همین شرایط، به محض اینکه تورم دوباره بالا برود، تنها ابزار فدرال رزرو برای مهار تورم یعنی افزایش نرخ بهره به وسط میآید که بیماری نرخ بهره بالا را ایجاد میکند.
اما نرخ بهره بالا یعنی:
هزینه تأمین مالی دولت بیشتر،
وام مسکن گرانتر،
کارت اعتباری گرانتر،
سرمایهگذاری شرکتها کمتر،
فشار بر بانکها،
کاهش قیمت داراییها،
و افزایش رکود تورمی.
از طرف دیگر اگر فدرال رزرو برای نجات بازار اوراق و دولت نرخ بهره را کاهش دهد یا دوباره حجم بزرگی Treasury خریداری کند، بازار ممکن است نتیجه بگیرد که:
سیاست پولی آمریکا دیگر برای کنترل تورم نیست؛ برای تأمین مالی دولت است.
اقتصاددانان به این وضعیت نزدیک به مفهوم Fiscal Dominance ــ سلطه مالی بر سیاست پولی اشاره میکنند.
اینجا اتفاق بسیار مهمی رخ میدهد.
از آنجایی که آمریکا مجبور است به سمت خلق نقدینگی و چاپ دلار برود آنگاه بحران بدهی آمریکا احتمالاً به شکل «تمام شدن دلار» ظاهر نخواهد شد و این چاپ دلار یا خلق پول مستمر عظیم به Default تورمی ختم میشود.
یعنی دولت ۱۰۰ دلار بدهی خود را میپردازد، اما آن ۱۰۰ دلار قدرت خرید گذشته را ندارد و با اعمال بدهی این قدرت خرید خیلی کمتر میشود تا جایی که دولت برای مخارج خود باز باید پول چاپ کند.
(2/4)
هدایت شده از ایران، شهر خورشید
مرحله ششم؛ تنها راه مهار بدهی در کوتاهمدت فقط قربانی کردن دلار خواهد بود.
در این سناریو واشنگتن مجبور است دست به اقدامات انتحاری بزند یعنی عملاً از تورم برای سبک کردن موضعی بار واقعی بدهی استفاده کند.
برای درک بهتر یعنی روی کاغذ آمریکا بخشی از بدهی خود را پرداخت کرده است اما در واقع:
بخشی از هزینه بدهی به دارندگان دلار، سپردهگذاران، بازنشستگان و دارندگان اوراق منتقل شده است یعنی به بدنه جامعه آمریکا که خودش سوخت آتش بحرانهای قبلی و بعدی خواهد شد و در این مرحله منتظر آغاز شورشهای گسترده داخلی و جنگ داخلی باشید.
اینجاست که سؤال بزرگتری مطرح میشود:
اگر دولت آمریکا برای نجات بدهی مجبور به کاهش ارزش واقعی دلار شود، آیا جهان همچنان حاضر است بخش بزرگی از پسانداز خود را به دلار نگه دارد؟
اینجاست که مرحله هفتم آغاز میشود: آغاز فروش ذخایر دلاری در سطح جهانی، خرید طلا و خروج آن از آمریکا و آغاز فروپاشی چرخه پترودلار
دقت بفرمایید که هیچکس لازم نیست یکشبه دلار را کنار بگذارد اما برای ایجاد مشکل کافی است بانکهای مرکزی جهان بهتدریج سهم دلار را کاهش دهند و سهم: طلا، یورو، یوان، ارزهای منطقهای و داراییهای دیگر را افزایش بدهند. چه برسد که موج فروش گسترده در کنار بحرانها رقم زده شود و دوباره همان چرخه: کاهش تقاضا برای Treasury، افزایش بازده اوراق، افزایش هزینه بهره دولت، افزایش کسری، انتشار اوراق بیشتر، نگرانی بیشتر درباره پایداری بدهی!
حتی کاهش محدود این امتیاز برای اقتصادی با دهها تریلیون دلار بدهی بسیار پرهزینه خواهد بود.
مرحله هشتم؛ شوکی که میتواند بحران مزمن را به بحران حاد تبدیل کند
هنوز یک قطعه برای تکمیل این سناریو باقی مانده است.
اقتصادهای بزرگ معمولاً فقط به دلیل بدهی بالا ناگهان فرو نمیریزند.
یک کاتالیزور لازم است.
برای آمریکا این محرک میتواند یکی یا ترکیبی از این موارد باشد:
یک رکود شدید جهانی، بحران بانکی، جنگ بزرگ و افزایش ناگهانی مخارج نظامی، شوک انرژی، بازگشت تورم شدید، بحران سیاسی بر سر بودجه و سقف بدهی، یا سقوط شدید بازارهای مالی.
مرحله نهم؛ «لحظه انتخاب» آمریکا
در نهایت واشنگتن باید تصمیم بگیرد چه چیزی را نجات دهد:
ارزش دلار یا توان پرداخت دولت؟
اگر فدرال رزرو برای دفاع از دلار نرخ بهره را بالا نگه دارد، دولت، بانکها، بازار مسکن و شرکتها تحت فشار شدید قرار میگیرند.
اگر برای نجات دولت و بازار اوراق پول ارزان ایجاد کند، تورم و کاهش اعتماد به دلار تشدید میشود.
اگر مالیاتها شدیداً افزایش پیدا کنند، اقتصاد آسیب میبیند.
اگر هزینهها کاهش پیدا کنند، بحران اجتماعی و سیاسی ایجاد میشود.
اگر دولت همچنان استقراض کند، بدهی بزرگتر میشود.
به بیان دیگر، ممکن است آمریکا به نقطهای برسد که گزینه خوب وجود نداشته باشد؛ فقط گزینههای بد با هزینههای متفاوت باقی مانده باشند و این دقیقاً جایی است که معنای «ورشکستگی» تغییر میکند
چراکه برخلاف داستانهایی که در این چند دهه برای ما تعریف کردند نوع ورشکستگی آمریکا به عنوان ابرقدرت مالک نظم جهانی عادی نیست حداقل تا مراحل میانی شبیه ورشکستگیهای کشورهای دیگر مانند آرژانتین نخواهد بود
ایالات متحده به احتمال زیاد یک روز صبح اعلام نخواهد کرد پولی برای پرداخت بدهی نداریم زیرا بدهی اصلی آن به ارزی است که خودش منتشر میکند.
ورشکستگی آمریکا از نوع ورشکستگی کارکردی است. یعنی دولتی که هنوز دلار دارد اما دیگر نمیتواند همزمان:
ارزش دلار را حفظ کند، بهره بدهی خود را بپردازد، برنامههای رفاهی را تأمین مالی کند، بودجه دفاعی عظیم داشته باشد، اقتصاد را هنگام رکود نجات دهد، و اعتماد سرمایهگذاران جهانی را نیز حفظ کند.
در چنین شرایطی ممکن است هیچ دادگاهی آمریکا را «ورشکسته» اعلام نکرده باشد، اما دولت عملاً بخش بزرگی از آزادی اقتصادی خود را از دست داده است.
هر دلار درآمد جدید، پیشاپیش میان طلبکاران، بازنشستگان، ارتش و هزینههای جاری تقسیم شده است.
این همان چیزی است که میتوان آن را ورشکستگی مالی یک ابرقدرت نامید.
و شاید خطرناکترین بخش ماجرا همین باشد
بحران آمریکا الزاماً زمانی آغاز نمیشود که دنیا دیگر دلار نخواهد.
نکته ریز دقیق اینجا است که این ورشکستگی خیلی زودتر آغاز میشود.
زمانی که جهان هنوز دلار را میخواهد، اما برای نگهداری آن بهره بیشتری مطالبه میکند.
دقت بفرمایید که CBO در سناریوی پایه خود هنوز فروپاشی آمریکا را پیشبینی نمیکند؛ بلکه به آمریکا هشدار میدهد.
اما نکته نگرانکننده برای آمریکاییها اینجاست:
(3/4)
هدایت شده از ایران، شهر خورشید
برای ساختن سناریوی ورشکستگی آمریکا دیگر لازم نیست فرض کنیم فردا دلار کنار گذاشته شود، چین همه Treasuryهای خود را بفروشد یا اقتصاد آمریکا ناگهان نابود شود.
کافی است چند روند گفته شده بالا برای مدت کافی ادامه پیدا کنند روندهایی مانند:
کسری بودجه مزمن، انباشت بدهی، هزینه بهره فزاینده، نرخ بهره نسبتاً بالا و کاهش تدریجی انعطاف سیاستگذاری.
در واقع تعداد زیادی از اینها همین امروز وجود دارد یا سعی در کنترل آنها است.
اینجاست که کافی است یک بحران بزرگ در زمان نامناسب از راه برسد. مانند ورود آمریکا به جنگ با کشوری که تسلیم نمیشود.
آن وقت آمریکا با وضعیتی روبهرو خواهد شد که شاید خطرناکترین مرحله برای هر قدرت اقتصادی باشد:
نه اینکه پول نداشته باشد؛ بلکه برای حفظ ارزش پولش نتواند بدهیهایش را نجات دهد،
و برای نجات بدهیهایش مجبور شود ارزش پولش را قربانی کند.
اگر چنین نقطهای فرا برسد، سقوط اقتصادی آمریکا احتمالاً با یک انفجار ناگهانی آغاز خواهد شد.
این، واقعبینانهترین شکل ورشکستگی اقتصادی آمریکا است.
دوستان گرامی دو نکته را مورد توجه قرار بدهید.
اول اینکه این مقاله خلاصه شده یک تحلیل چند برابری است که حدود یک چهارم کم شده است و اینکه هرگز به معنای تعیین زمان برای این رخداد نیست بلکه بخشی از فرایند آغاز شده و بخشی تشدید شده است و بخشی در انتظار تصمیمات حساس آمریکا است که سعی میکنم در تحلیلهای تصویری و نوشتاری آتی بیان شود.
دوم اینکه این مباحث تخصصی است هرگز اجازه ندهید با عینک نقد یا دفاع سیاسی آن را برایتان تفسیر کنند.
در صورت نیاز تحلیل کامل بعداً تقدیم شما عزیزان خواهد شد.
یاعلی
شهریور ١۴٠۵
میلاد رضایی
کانال تحلیلی خبری ایران شهر خورشید
https://eitaa.com/cityofsun
https://rubika.ir/cityofsun
https://ble.ir/iran_cityofsun
(4/4)