هدایت شده از منتظران ...
﷽
امام صادق عليه السلام:
ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمّا قَويَتْ عَلَيْهِ النِّـيَّةُ؛
اگر اراده قوى باشد، هيچ بدنى براى انجام دادن كار، ناتوان نيست.
من لايحضره الفقيه، ج ۴، ص ۴۰۰، ح۵۸۵۹،الامالی الصدوق،ص۳۲۹
══✾✾✾══
«وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ»
💠 «و او کسى است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید، در حالى که هر یک در مدارى شناورند»
سوره انبیاء-آیه ۳۳
...
هدایت شده از منتظران ...
امام صادق علیه السلام:
الصَّدَقَةُ لَيلَةَ الجُمُعَةِ ويَومَها بِأَلفٍ، وَالصَّلاةُ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ لَيلَةَ الجُمُعَةِ بِأَلفٍ مِنَ الحَسَناتِ، ويَحُطُّ اللّهُ فيها ألفاً مِنَ السَّيِّئاتِ، ويَرفَعُ فيها ألفاً مِنَ الدَّرَجاتِ؛
صدقه دادن در شب و روز جمعه، برابر با هزار کار نيک است، و صلوات فرستادن بر محمّد و خاندان او در شب جمعه نیز برابر با هزار کار نيک. و در آن شب، خداوند، هزار بدی را [از صلوات فرستنده] مىزُدايد و هزار درجه [او را] بالا مىبَرَد.
المقنعة، ص۱۵۶
...
هدایت شده از منتظران ...
امام علی علیه السلام:
قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ؛ وَ الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ
ترس (نابجا) با نااميدى مقرون است و کم رويى با محروميت همراه، فرصت چون ابر می گذرد، پس فرصتهای نیکو را غنیمت شمرید (و پيش از آنکه از دست برود، از آن استفاده کنيد)
حکمت21 نهج البلاغه
...
هدایت شده از منتظران ...
هدایت شده از منتظران ...
صبح و شب به یاد خدا باش...
وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ بُكۡرَةࣰ وَأَصِيلࣰا..
هر صبح و شب هم، بهياد خدا باش...
سوره انسان، آیه ۲۵
#قرآن_الکریم
...
هدایت شده از منتظران ...
علت سخت شدنه قلب ها
امیر مؤمنان علی علیه السلام:قلبها سخت و قسیّ نمیشود مگر بهخاطر کثرت گناه
بحارالانوار ج۶ ص۷۳
...
هدایت شده از منتظران ...
بلندی مقام خودشناسی...
امیرالمومنین امام علی علیه السلام می فرمایند:
من عرف نفسه فقد انتهى الى غاية كلّ معرفة و علم
كسى كه خود را بشناسد به نهایت هر علم و شناختى رسیده است.
غررالحکم | باب معرفة النّفس
...
هدایت شده از منتظران ...
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ
وَعَجِّلْفَرَجَهُم 🌹🌹🌹🌹
هدایت شده از ٲڜڪ ھٱ ۆ ڵٹڂڼڊ ھٱ
یه عده غربگدا به مناسبت تولد سگ زرد تفاهم نامه امضا کردند...
ولی باید جشن تولد رو از بچه های واقعی وطن یاد بگیرند
شب گذشته هم پهپاد زدیم
هم زهپاد زدیم
هم بزرگترین موج موشکی با تلفات بالا از زمان آتش بس فروردین تا الان..
یا مهدی ادرکنی
@Ashkha
هدایت شده از شهید خامنهای به روایت خودش
اولین کاری که پس از برق کشیدن به منزلمان انجام دادیم، خواندن دعای کمیل با مادرم بود
ما تقریباً تا حدود سال ۳۴ در خانه برق نداشتیم. بعضی از دوستان پدرم مکرّر اصرار میکردند که شما برق بکشید، ولی ایشان میگفت: «نه.» اهل علم مشهد، دوستان پدرم، همه در خانههایشان برق داشتند، بعضی تلفن هم داشتند، ولی پدرم برق نمیکِشید.
آن زمان خانههای معمولی و مردم متوسّط هم برق داشتند، منتها ما نداشتیم؛ یا به خاطر اینکه شاید کمی پایینتر از متوسّط بودیم یا به این دلیل که آقا خیلی به این چیزها رغبتی نشان نمیداد.
ما دائم میگفتیم آقا برق بکشیم. ولی ایشان میگفت: «برق چیست؟! برق میخواهیم چه کار! من پنجاه شصت سال بدون برق زندگی کردم، حالا هم چند صباحی دیگر میگذرانم؛ نمیخواهم.» حتّی جاذبهی آسایش و رفاه ناشی از داشتن چیزی مثل برق او را جذب نمیکرد. البتّه منشأ این کار کمی هم به خاطر این بود که ایشان پول برق کشیدن را نداشت. تا اینکه بالاخره یکی از دوستان پدرم به نام آقای سبط آمد و آنقدر با آقا محاجّه کرد تا ایشان قانع شد که برای خانه برق بکشد. سیصد تومان پول ودیعهی برق بود. سیصد تومان را به شرکت برق دادیم و مجوّز دادند و آمدند کنتور را نصب کردند. بعد هم گفتند خودتان برقکش بیاورید سیم بکشد. در محل، سیمکشی داشتیم به نام آقای چرخکار که مرد متدیّن و خوبی بود. خدا رحمتش کند؛ سالها بعد سر تیر چراغ، برق او را گرفت و از دنیا رفت. آقای چرخکار آمد خانه را دید و گفت شما این چیزها را لازم دارید: سیم، مقرّه، پریز، کلید، لامپ و پاترون که حالا به آن سرپیچ میگویند. از هر کدام این تعداد بخرید. متصدّی خرید من شدم و رفتم خریدم. اینها هم حدود سیصد تومان شد.
آقای چرخکار آمد و چند روز در خانهی ما کار کرد. همان روز اوّل مقداری سیم کشید. شب که شد، گفت: «امشب یک شعلهی برق برایتان جور میکنم که از همین امشب از برق استفاده کنید؛ کجا بکشم؟» گفتیم: «بیاور اتاق آقا.» منتها این موقّت بود؛ چون هنوز سیم به سقف نرسیده بود که بخواهیم در جای خودش آویزانش کنیم. یک شعله برق آنجا وصل کرد و اتاق روشن شد. شب جمعه بود، مادرم گفت بنشینیم دعای کمیل بخوانیم. زیر آن شعلهی برق، نشستیم و اوّلین استفادهی ما از برق این بود که با مادرم و بعضی دیگر از بچّهها دعای کمیل خواندیم.
بعد از دعای کمیل، گفتیم چراغ را خاموش کنیم که برای آقا چیز جدیدی باشد. آقا که آمد، طبق معمول رفت در جایش نشست؛ ناگهان یکی از ما برق را وصل کرد و چراغ روشن شد و آقا جا خورد؛ باورش نمیآمد که روشنایی برق اینقدر خوب است. قبل از آن، چراغ لامپا داشتیم که ایشان باید کتاب را فقط نزدیک چراغ میگرفت تا بتواند بخواند؛ امّا با برق همه جا روشن و خوب شد. این خاطرهی ما است از شب اوّل برقدار شدن خانه؛ بعد هم همه جای خانه سیم کشیده شد.
شهید خامنهای به روایت خودش
@Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش روبیکا | اینستاگرام
هدایت شده از روشنگری
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 تصاویری از شیرجه و گذشتن چندین موشک ایرانی از سد پدافند آمریکایی و برخورد موفق به هدف مورد نظر حود .
🇮🇷 @Roshangari_ir
هدایت شده از روشنگری
🔴وضعیت ذخایر پدافندی بحرانیتر میشود
🎥 تصاویر دیگری که منابع عربی از استفاده قابل توجه از موشکهای رهگیر در حملات امشب به اردن منتشر کردند
🇮🇷 @Roshangari_ir