🕯 حتی به مرگت فکر نمیکنی چون برات ارزشی نداره و فقط فکر میکنی که بلاخره قراره احساس آرامش داشته باشی.
میری کنار پنجره و به بارونی که میاد نگاه میکنی و آخرین کتابی که شروع کرده بودی رو تمام میکنی.
🕯 اون روز گربتو برمیداری و میری یه مکان خلوت که هیچ کس نیست میخوای روز اخر رو با کسی بگذرونی که احساس خوبی بهت میده پس بهش زنگ میزنی تا اخر شب پشت خط بمونه.
🕯 روز آخر تمام دلتنگی هات یادت میاد
آرزو هایی که سال ها پیش گمشون کردی و بچگی که در آینده گمش کردی فکر میکنی
تو اون یه روز تصمیم میگیری خود واقعیت باشی نه کسی که بقیه خواستن.