نرگوس؛
امان از کنکور:)
ولی هیچی نمیتونه جلوی یک حسینی رو بگیره
من به امام حسین گفتم اگر کمک کنین با درس به یه جایی برسم و حقوق بگیر بشم
با مالِ حلالی که در میارم برات موکب و هیئت میزنم
بخدا یکی از فانتزیهام اینه برم کلی کتیبه بخرم بزنم به خونم از بلندگو ها نماهنگ پخش کنم مردم بیان براشون چایی توی استکان های کمرباریکی که اسم ائمه روشونه بیارم
هرمناسبت خونهم رنگ و بوی یکی از ائمه رو بگیره
نمیدونم رشتهت چیه
درس بخون که اگر پزشک شدی بری مناطق محروم به حب حسین جهادی کار کنی
اگر معلم شدی فرهنگ حسینی رو رواج بدی
اگر مهندس شدی توی دستگاه امام خدمت کنی
راستش من هیچ امیدی به دنیا و مالِش ندارم
تنها چیزی که کمکم میکنه درس بخونم همینه که ذهنم رو، جسمم رو، مالم رو، پولم رو، وقتم رو و حتی درس خوندم رو توی دستگاه حسینی خرج کنم!
نرگوس؛
امان از کنکور:) ولی هیچی نمیتونه جلوی یک حسینی رو بگیره من به امام حسین گفتم اگر کمک کنین با درس به
با درس خوندنت داری برای امام حسین نوکری میکنی
و امام هم مطمئن باش زیر دِین کسی نمیمونن و رزقت رو میدن:)
نرگوس؛
و برای اربعین...
منم تاحالا اربعین نرفتم دارم سعی میکنم صد خودمو بزارم تا لیاقت پیدا کنم:)
تجربه مشابهی که داشتم موقع سفر راهیان نور بود یه اتفاقی افتاد که من نمیتونستم برم چند تا کار انجام دادم که خدا واقعا بهم لطف کردن و گره از کارم باز شد
اولیش نذر کردن بود
میگن بهترین نذر ترک گناهه
منم به خدا گفتم که اگر این سفر رو برام جور کنی قول میدم وقتی برگشتم دیگه چادر از سرم نیوفته
درسته بعدش یه خورده بدقولی پیش اومد ولی تا الان پیمان شکنی نکردم و مقید به چادرم موندم😭
دومیش توسل بود
من به شهید ابراهیم هادی توسل کردم و رومو زمین نزدن:)
سومیش واقعا من زده بودم به سیم آخر
یعنی گفته بودم خدایا من میمیرم اگر دوستام برن و من جا بمونم
دیگه مرگ رو به چشمای خودم میدیدم
گاهی فکر میکنم بنده اگر از تهِ تهِ تهِ اعماقِ وجودش یه چیزی رو بخواد و واقعا به صلاحش باشه خدا اونو بهش میده
گاهی ما فکر میکنیم یه چیزی رو میخوایم اما هیچتلاشی برای بدست آوردنش نمیکنیم
اگر اربعین میخوایم چقدر حسینی زندگی کردیم؟
نرگوس؛
و برای اربعین... منم تاحالا اربعین نرفتم دارم سعی میکنم صد خودمو بزارم تا لیاقت پیدا کنم:) تجربه م
تلاشی که خودم برای اربعین کردم
همین بودش که هر اتفاقی هم که میافتاد هرچقدرم که درس روی سرم تلنار شده بود یا هرچقدر خسته بودم
تجمع رفتنمرو قطع نمیکردم
یا دیگه آهنگ های غیر مفید گوش دادن رو گذاشتم کنار
موقع روضه و اشکی که جاری میشه از چشمامون به نظرم وقت طلایی برای دعا کردنه
هرموقع روضه پخش میشه با آگاهی از اینکه چقدر دوست داریم اربعین حرم باشی اشک بریزیم
یا سعی کنیم یه جاهایی پا رو نفسمون بذاریم بخاطر امام حسین
مثلا من سختترین جایی که نفسم رو باید کنترل کنم اونجاییه که مامان بابام یکاری کردن که من عصبانی یا ناراحت شدم ولی باید پا روی نفسم بزارم و باهاشون به خوبی برخورد کنم
اینا فقط یه مثال بود
اما تموم این قدما مارو به امام و بیشتر کردن لیاقتمون برای اربعین و زیارت حرم بیشتر میکنه
علاقه به حرف نیست به عمله
توی عملمون باید به امام حسین ثابت کنیم که واقعا از اعماقِ وجود دوستشون داریم!
نرگوس؛
چله زیارت عاشورای شهید نوید صفری رو شروع کردم:)✨
بیاین چله زیارت عاشورا به نیت اینکه چهلمین روز چله برای اربعین آماده بشیم شروع کنیم
چله به نیابت از شهید نوید صفری باشه که انشالله ایشون برامون واسطه گری کنن بلکه به ما نظری بشه از روی لطف
آدم موقعی که دردودل میکنه حوصله نصیحت شنیدن نداره
اما من دوست داشتم این حرفارو بزنم میشد خیلی نرمال باهات همدردی کرد
اما دوست داشتم مفید باشم و کمکی کرده باشم
شاید تو تموم حرفایی که زدم رو انجام دادی یا هرچی اما خالی از لطف نیست گفتنش😭🙏🏻
ممنون که وقت گذاشتین خوندین❤️
نرگوس؛
سلام عموجونم:)🫀
داره یکسالی میشه که دیگه برنگشتی خونه..کجایی؟حالت خوبه؟
دِل نگرانتیم عمو:)
جالبیش اینه عموی منم
مثل مالِ رقیه علمدار بود
مثل مالِ رقیه محرم مرد
مثل مالِ رقیه جانباز شد:)