eitaa logo
روحا .
270 دنبال‌کننده
858 عکس
469 ویدیو
17 فایل
بسم‌الله ؛ وَنَفَخَ فِيه مِن رُّوحِه >> * با [قرآن] آروم میشی ، امتحان کن '! - عاشقی عشق میخواهد و خلاصه عشق اباعبدالله . [ شرط کپی: ذکرصلواتی برای فرج و استغفاری برای ما ] https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ahb4rw&btn=روحا
مشاهده در ایتا
دانلود
؛
بی قراری های مدام . .
غروب جانکاه . ‌.
وداع جسم با تو سخت بود اما روح در گِروِ عشق توست . . گویی قلبم را در آغوش تو رها کرده ام :)))
« به نام خدای رگ‌های سرخ تپنده » شور و شوقی وصف نشدنی درون رگ‌هایمان شناور بود، به سمت اتوبوس شماره‌‌ی 6 حرکت کردیم و در جای خود مستقر شدیم تا به سوی کرانه‌ی عشق، دریای مجنون رویم و به تماشای رخ لیلی بنشینیم . . آمده بودیم تا نفس گرمی غبار قلب‌هایمان را پوچ کند و دست نوازشی سرهایمان را در آغوش بگیرد :) مقصد اول زیارت مزار شهید گمنام 17 ساله در اردوگاه شهید زین‌الدین بود. بعد از نماز و شام و مراسم افتتاحیه همه مهمان شهید گمنام شدیم و هیئت خود را در آغوش ایشان برگزار کردیم . . هیئتی که انگار تمام کوله‌بارهای سنگین و گناه‌آلودمان را آنجا،جا گذاشتیم، گویی آن مهمانی، مهمانی تولد خودمان بود، تولدی که شهدا برایمان گرفته بودند . . شب را زیر آسمانی گذارندیم که ستاره‌هایش لبخند نمایان شهدا بود.«وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ» صبح روز بعد پیاده با نوای سلام فرمانده به سمت حمام اردوگاه شهید زین‌الدین حرکت کردیم، حمامی که با روایت‌گری حاج حمید دل و جان ما را پاک کرده است. مقصد دوم، سد کرخه! نمایشی از پیشرفت غرورآمیز ما داشت، زیبایی که آن‌جا تنها یک کلمه را در ذهن‌هایمان به جا می‌گذاشت آن هم الله اکبر! از سد کرخه به بعد جای جای این خاک، شهدا چشم‌هایشان را بسته بودند و جسم خود را به ما هدیه کرده و به سوی معشوق ابدی پرواز کرده بودند ، از آن‌جا به بعد شهدا را هر لحظه در کنار خود حس می‌کردیم ؛ به فتح المبین که رسیدیم بعد از نماز، کفش به دست و پای برهنه برای شنیدن روایت به شیار فتح المبین رفتیم عملیاتی که نامش از قرآن و آیه‌ی “اِنا فَتَحنا لَکَ فتحاً مُبینا” گرفته شده بود، رمزش نام مادرمان حضرت زهرا -سلام الله علیها- است. سپس به سمت مکان عملیات الی بیت المقدس راهی شدیم و گوش جان به راوی عرب سپرده شد . اردوگاهی که شبی را مهمانش بودیم اردوگاه حبیب اللهی که شهدای بسیار زیادی پا در آن‌جا گذاشته بودن و چه نماز شب‌هاو چه سخنانی را با معبود خود شنیده اند ، از بزرگترین تئاتر رزمایش میدانی کشور فیض بردیم و در آخر صحنه‌ای زیبا از خواندن سرود سلام فرمانده رقم زدیم . . هویزه شهر مظلوم و شهدای جوانی که بی رحمانه به شهادت رسیدن . . رهبر عزیز انقلاب از شهدای شاخص آنان بسیار یاد کردند: شهیدان علم الهدا، علی رجبی، علی حاتمی و . . پا جا پای شهدا گذاشتیم و به سمت علقمه رفتیم با عبور از لابه لای نیزارها هر قدمی که بر داشتیم بوی خدا بیشتر به مشام می‌رسد ، مکانی که بوی بهشت در آن‌جا استشمام می‌شد، آبی که شهدای غواص را در آغوش خود غرق کرده بود . . اما چه گویم از شلمچه،چه گویم از جایگاه عشاق، از رایحه‌ی گلاب و یاس کبود . . . ما در بالای تپه در مقابل عراق می‌گریستیم و از خود شرمنده بودیم، تنها یک سلام تا کربلا فاصله بود ! ما نیز در آخر سلامی با تمام وجود برای سیدالشهدا-علیه‌السلام- عرضه کردیم و دقایقی را در کنار مزار شهدای گمنام سپری کردیم ، در پایان سفر عشق به بدرقه‌ی شهدای معراج تازه تفحص شده به سمت قم بازگشتیم ؛ وداع گرچه سخت بود اما ریسمان عاشقی را هنوز در مشت‌هایمان نگه داشته‌ایم تا باز به سوی شما با دل سفر کنیم . ✍🏼 روحا .
متیٰ ترانا یا صاحب الزمان ؟ :)
؛
شهدا آمدند و رفتند . . . ما نیز می‌آییم و می‌رویم ، ما کجا . . آنها کجا . .
بغض زمینیا شکست وُ تو آسمون عزا و ماتمِ . .