هِزارویكشَب*
شانهات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کو
این شعر خیلی مورد علاقمه.
مراقبش باشید.
فرقی ندارد چه ساعت از شبانه روز باشد، صدایت را که میشنوم.. خورشید در دلم طلوع می کند.