قربان مردمکهای بیقرار چشمهایت بروم، قربان غم و شادی ات بروم. تو چه هستی که جز با تو آرام نمیگیرم. حتی جای پایی از تو در خاک برای من کافیست.
هِزارویكشَب*
بیاید یهچیزی دربارهٔ این "کلمات" بهتون بگم.
من کلمههایی که "دوستشون دارم" رو میریزم توی یه شیشهٔ کوچیک، هروقت حالم خوب نیست فکرکردن و دیدن اون کلمات حسـش رو بهم منتقل میکنه و حالم خوب میشه.