هِزارویكشَب*
تصوری که توی ذهنم از امروز دارم: 💞💕💓💗💝💘💖🎀🌸🍓
خواهیم دید چه خواهد شد.🦭
هِزارویكشَب*
تصوری که توی ذهنم از امروز دارم: 💞💕💓💗💝💘💖🎀🌸🍓
عکسهایِ بیکیفیت از دیروزِ باکیفیت.🌟
هِزارویكشَب*
دیروز رفتم خونه وایولا و بعد از مدتها اکیپِ دوستداشتنیِ خودمون دورهم جمع شدیم.
کلی حرف زدیم و خندیدیم و چقدر نیاز داشتم به این دورهمی=)
بعد هم باهم دیگه رفتیم تجمع و بازهم باوجود یهسری چیزا خیلی خوش گذشت.
کلا دیروز >>>😭💞
هدایت شده از خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
پنج./
قرار بود من و ریحانه باهم بریم تجمع که در یک تصمیم یهویی دینا و نازنین هم گفتن میان همراهمون، باهم حاضر شدیم و بعد از مدتها چهارتایی رفتیم تجمع.
بعد از غیرمنتظرهترین اتفاق ممکن و تموم شدن تجمع باهم رفتیم سمت موکب هیئت و یکشنبهی قشنگ به پایان رسید.