هدایت شده از خانهانتهایِخيابان۲۴۵؛
اینجوری که نه میتونم چیزی بگم نه کاری کنم.
هدایت شده از خانهانتهایِخيابان۲۴۵؛
زندگی خیلی داره فشار میاره، خدایا من هنوز بچم.
هدایت شده از خانهانتهایِخيابان۲۴۵؛
چه کنم با غم خویش؟
گه گاهی بغض دلم میترکد
دل تنگم ز عطش میسوزد
شانه ای میخواهم
که گذارم سر خود بر رویش
و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست.
- هوشنگ ابتهاج