از هیاهوها و صدا ها ، روح و تن و جانش به درد آمده بود . اما مشکل این بود که اتاق سوت و کور بود و همه آن هیاهوها ، صدای جنگ بین افکار های جدید و قدیمی مغزش بود .
هِزارویكشَب*
___
یاری کن ای نفس که درین گوشهٔ قفس
بانگی بر آورم ز دل خسته یک نفس
صبـر پیمبـرانه ام آخر تمام شد
ای آیت امیـد به فریــاد من برس
هوشنگابتهاج
پتو رو میکشی رو سرت
و اشک میریزی
همه چی خوب پیش میره
تا اینکه اشکا میرن
تو گوشات
#My_story عکسایِخودم
#صدایِزندگی ؛ موسیقیهایموردعلاقم
#منآجآت ؛ یه تیکههاییازکتابِمناجاتم
#روحنواز ؛ مداحی یا صوتِ قرآن
هِزارویكشَب*
۴۰۰تایی شدیممم؟😭😭 الان جدی اید با منننننتسممیمیی؟ خوبم بابابتصجثجصحصحهصح😭😭😭😭
۵۰۰تایی شدنمون خیلیی خیلیی مبارکک
- ممنونم از همتوننن : )))😭✨