هِزارویكشَب*
_
جانمن آسوده چایت را بنوش ، که غمِ این دنیا به هیچ ارزن نمیارزد ؛
و خدایی که در این نزدیکی است،
لایِ این شب بوها، پایِ آن کاج بلند،
رویِ آگاهی آب ، رویِ قانون گیاه.
-شبتون به زیباییِ ماه ؛🌘
یکیو میخوام که وقتی بهش گفتم چیزی نیست بیخیال بدونه چیزی هست و بیخیال نشه . . .
من هنوزم به قول انگشتی، آرزو کردن و فوت کردن قاصدک، پرسیدن رنگ موردعلاقه اعتقاد دارم.