میل به فرار کردن همیشه در وجودم بود از این زندگی گریختن و پناه بردن به جایی که هیچ آدمی هیچ انتظاری هیچ غصهای و هیچ شادیای وجود ندارد.
گاهی وقتا راهحل فقط یه زنگ زدنه یه جمله خوب گفتنه یه قرار یهساعتهست، یا فقط کمی پا گذاشتن روی غروره اما آدمها ترجیح میدن همهچیز رو خراب کنن و طرف مقابل رو مفت از دست بدن.
خسته ام.
از جنگ اعصاب ها
از نشدن ها و نرسیدن ها
از سخت کار کردن
و سخت تر شکست خوردن ها
دلم تنبلی میخواهد.
دلم میخواهد زندگی کمی روی خوشش را
به من هم نشان دهد.
ساده بگویم
دلم مقصد میخواهد و
از مسیر ها خسته ام.
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برایم از چیزهایی بگو که فکر میکنی برای بقیه مهم نیست!
هیچکس نباید بداند که دیگری چه میکند، چه میخواهد، کجا میرود، میرود اصلا یا نمیرود، مانده است یا نمانده، گندیده است یا هنوز نگندیده. هیچچیزِ هیچکس به هیچکس مربوط نیست. و آدمها استقلال درد دارند.
- تضادهای درونی ( نادر ابراهیمی )
اژدهای کوچک گفت: خیلی خستهام.
پاندای بزرگ مکثی کرد و گفت: توی زمستون طبیعت کناره میره، استراحت میکنه و انرژیاش رو جمع میکنه برای یک شروع تازه، ما هم اجازه داریم همین کارو بکنیم دوست کوچک من.
- جیمز نوربری(پاندای بزرگ و اژدهای کوچک)