خستهام ، خستهتر از پیکرِ فرسودهٔ خاک
تو چه میدانی از این حالتِ پژمردگیام...
- شهروز افشار
من:
خسته، سوگوار، عصبانی، گیج، بی اعتماد، ترسیده، دلتنگ، خاموش، پر از بغض، بیخواب، دلشکسته، مات، بیپناه، معلق، سنگین، تلخ، نا امید، تنها، خشمگین، فرسوده، درمانده، نگران، آشفته، خالی، خاموش، دلتنگ، عزادار، امیدوار، امیدوار، امیدوار.