هرچقدر با فرد موردعلاقم صحبت میکنم میلم برای صحبت کردن باهاش بیشتر میشه
واقعا سرکردن با یه سری افراد که همه ی تصمیماتشون هیجانیه اونم تو یه کلاس هنر میخواد که من این هنر و ندارم:/
گفتم: ای دست! مدد کُن که جوانی بِگُریخت...
چنگ در خاک زد و گفت: به سر مشغولم!
حس میکنم هرلحظه ممکنه یکی از مغزم بلندشه و داد بزنه:دیگه توان ادامه دادن ندارم.
سیستم دفاعی من در برابر مشخص نشدن حال بدم اینطوریه که:خندیدن و زیاد حرف زدن
دلم میخواد از این وضعیت دربیام ولی نمیدونم چجوری،دلم میخواد حرف بزنم ولی نمیدونم چجوری،دلم میخواد خودم و خالی کنم ولی نمیدونم چجوری، دلم میخواد ناراحت نباشم ولی نمیدونم چجوری.