واقعا سرکردن با یه سری افراد که همه ی تصمیماتشون هیجانیه اونم تو یه کلاس هنر میخواد که من این هنر و ندارم:/
گفتم: ای دست! مدد کُن که جوانی بِگُریخت...
چنگ در خاک زد و گفت: به سر مشغولم!
حس میکنم هرلحظه ممکنه یکی از مغزم بلندشه و داد بزنه:دیگه توان ادامه دادن ندارم.
سیستم دفاعی من در برابر مشخص نشدن حال بدم اینطوریه که:خندیدن و زیاد حرف زدن
دلم میخواد از این وضعیت دربیام ولی نمیدونم چجوری،دلم میخواد حرف بزنم ولی نمیدونم چجوری،دلم میخواد خودم و خالی کنم ولی نمیدونم چجوری، دلم میخواد ناراحت نباشم ولی نمیدونم چجوری.
خیلی انقلابتون مسالمت آمیز و تاثیرگذاره.لاستیک آتیش میزنین بعد میخونین "برای ولیعصر و درختای فرسوده"سخنگوی دولت میاد براتون تریبون آزاد میزاره به بنده خدا هرچی دلتون میخواد فحش میدین بعد میگین "آزادی بیان نداریم"حرف از امنیت همه میزنین ولی به بسیجی و چادری رحم نمیکنین و میگین حقشونه.آدم میکشین میگین نظام بوده ما نبودیم فقط یه سوال چه سودی به نظام میرسونه؟فقط بگین مغزتون و با چی تعویض کردین؟حرفای یه مشت اونوری نشین که حتی براشون فرقی نمیکنه اگه ایران تجزیه شه و من و تو بریم دست کومله و داعش و گروهای تروریستی؟فقط بگین به چی