دلم میخواد یه اتاق پر از وسایل شکستنی و در اختیارم بزارن تا هروقت که عصبانیتم خالی شد
- Innate Domain🇵🇸.
sorry that I can't be someone else.
And I'm sorry for being a boring person..
یه وقتایی دلم واقعا میخواد تا عرش برم و بزنم رو شونه خدا بگم خدا جونم میشه بغلم کنی؟
نمیدونم مفهوم واقعی انتظار چیه ولی به نظرم همینه که انقدر منتظر میمونی و به خودت دلداری میدی و صبر و برای خودت هرروز تجویز میکنی تا به یه بخشی از وجودت تبدیل میشه و میشه تشکیل دهندهی سلولهای بدنت و یه جایی از این انتظار لبریز میشی و با تمام اتمای وجودت شروع میکنی به دعا کردن:)
- Innate Domain🇵🇸.
نمیدونم مفهوم واقعی انتظار چیه ولی به نظرم همینه که انقدر منتظر میمونی و به خودت دلداری میدی و صبر و
شاید امشب مفهومش و خیلی خوب فهمیدم؛ وقتی دونه دونه اشکام پایین میومدن و سرم و روی پاهام گذاشته بودم تا صدام بلند نشه و تو دلم بلند بلند با خدا حرف میزدم و هی به خودم تشر میزدم "زشته ادم جلو بزرگترش بلند حرف بزنه" ولی انگار تک تک سلولای بدنم حرف زدن با خدارو تجویز میکردن.
انگار خودم و انداخته بودم تو بغل خدا و سرم و گذاشته بودم روی پاهاش و خدا آروم آروم دست میکشید رو سرم و تو گوشم با صدای لطیف و بهشتیش تکرار میکرد:«هر کی بره و هرکی باشه تهش من هستم و غصه نخور که فَإِنّی قَریبٌ..»
تو دلم میگفتم"هرچی نباشه خدا خودش تنهای مطلقه و بهتر از هرکس بغض تنهایی و میفهمه و برای همینه که حامی دل شکستهها و تنها شدههاس" انگار فقط خداس که که میتونی با خیال راحت دستت و بندازی رو شونههای پر ابهتش و بگی:«دیدی خدا جون حالا من موندم و خودت»و بدونی که درک میکنه و دستاش و برات بالا میاره تا روحت و در آغوش بگیره..
انگار فقط خداس که درک میکنه عظمت غمهای نهفته تو گلوی انسان رو...