اصلا اگر مردم همین و بزارین برام بلند میشم یه دور زار زار گریه میکنم دوباره میمیرم.
- Innate Domain🇵🇸.
پارسال که تا مرز جا موندن رفتم، وقتی همهی امیدم ناامید شد، وقتی همهی انتظارم با یه تصمیم بر باد هوا رفت، وقتی تمام رویاهام و همهی خیالام دود شد رفت هوا، وقتی زمین خوردن روحم رو دیدم به مدت دوروز تمام این و گوش میکردم و نمیترسیدم اگر کسی اشکام و ببینه. همش تو ذهنم یه چیز بود آدما اینهمه ناامیدم کردن، اینهمه وجودم رو نادیده گرفتن، اینهمه من و از خودشون روندن اما تا اونموقع حداقل تمام امید سالم به اربعین زنده بود، به اینکه بالاخره تنهاام بمونم یکی و دارم که سرم و تکیه بزنم به پرچمای هیئتش و چادرم و بکشم رو صورتم و باهاش درد و دل کنم. اما اون لحظه، اون ثانیه چنان تا مرز رفتن و برگشتن من و زده بود زمین و وجودم رو تهی کرده بود که ترجیح میدادم سرم رو بزارم رو زمین و روحم از بدنم خارج بشه. تمام اون لحظات این بود تسکین دهندهی روحِ ناآرومم:)
- Innate Domain🇵🇸.
پارسال که تا مرز جا موندن رفتم، وقتی همهی امیدم ناامید شد، وقتی همهی انتظارم با یه تصمیم بر باد هو
دیدین وقتی به بچه وعده میدی شب میبرمت پارک چقدر خوشحال میشه؟حالا فرض کنین شب میبریش تو ماشین از پارک رد میشی اما واینمیسی تا پیاده شه و بره بازی کنه:)
دیدین بچه دست و پا میزنه، جیغ میکشه،بالا پایین میپره، گریه میکنه تا یکم دلتون بسوزه؟
تمام حس دوروزم مثل بچهی وعده داده شدهای بود که وعدهش عملی نشده!
یهویی یادش افتادم و حتی یک لحظه هم حاضر نیستم برگردم به اون روز و اون حس:)