╂ کتی فیشر عزیز، لطفا به شکوفههایگیلاس، بیگودی، سیبسبز ترش، بوی ملافههای شستهشده با صابون لیمو، موهای نرمشده با روغن نارگیل، اژدهای آتشین، آینههای بزرگ، لانا دل ری، کفشهای پاشنهبلند، شمعهای معطر، شربت آلبالو، دخترهای اسکینی، خرگوشسفید، دکمه، گلبرگهای رز روی آب، تاجهای پر زرق و برق، دمنوش دارچین، بالشپر، اثر رژ روی سیگار، لباسهای حریر نازک، جای دنج کنار رودخونه و اون درخت اختصاصی، فرش دستباف ابریشم، عروسدریایی، عود اسطوخودوس، مربای توتفرنگی شیرین، قوریهای سرامیکی، کرۀ ذوبشده، هلوی رسیده، کمپوت آناناس، فرشتههای بدونبال، باربیهای موزیکال، دامنهای چیندار، عطر وانیل و کلیدهایی که معلوم نیست برای کدام قفلها هستند؛ فکرکن و یادم را در وجودت تازه کن.
هرزمان احساس کردی که درحال فراموش کردن من هستی، کف دستت را روی سنگ مرمری تراشنخورده بگذار و چشمانت را ببند. هر چه میخواهی بگو.
جنس سنگ قبرم از مرمر است؛ اگر بشنوم، حتما جوابت را در رویاهایت خواهم داد.