راه دیگری نداشت، مگر اینکه در یکی از شهر های دور یا یکی از بندر های جنوب به ماموریت برود و باقی زندگیاش را در آنجا به سر ببرد و یا اینکه خودش را سر به نیست کند، برود جایی که هیچکس را نبیند. صدای کسی را نشنود، در یک گودال بخوابد و دیگر بیدار نشود. چون برای نخستین بار حس کرد که میان او و همهی کسانیکه دور او بودند گرداب ترسناکی وجود داشته که تا کنون به آن پینبرده بود.
-سهقطرهخون
هدایت شده از من ُ⋆ ـتو★
آن روز
كه چشمانِ تو در من نگريست
میبايد مُرد و باز میبايد زيست...
- احمد شاملو
انسان مخلوقی است که میتواند به همه چیز عادت کند، و من گمان میکنم این قدرت معتاد شدن به محیط خود، یکی از بزرگترین احسان هایی است که طبیعت به فرزندانش عطا کرده است.
-داستایوفسکی
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
اسکورپیو ، تو و سجتریس باید آماده باشین که دوباره به هم برگردین.
ازم پرسیدن اون کیه؟
گفتم: اون تنها کسیه که منو قهرمان میدونست
زمانی که بازنده ترین انسان روی زمین بودم.