eitaa logo
ایران آینده🇮🇷
1.8هزار دنبال‌کننده
844 عکس
75 ویدیو
118 فایل
کارگروه سیاستگذاری فرهنگی پژوهشکده باقرالعلوم ع @safari_67 https://eitaa.com/joinchat/4069130343Cba3978c77a
مشاهده در ایتا
دانلود
ایران آینده🇮🇷
نشست دوم نقد پیش‎نویس طرح تحول شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان نظرات موافق و مخالف درحالی برگزار شد که برخی معتقد هستند شورای عالی انقلاب فرهنگی، باید تبدیل به قوه چهارم شود و برخی دیگر پیش‌نویس طرح تحول شورای عالی انقلاب فرهنگی را کودتا علیه قانون اساسی می‌دانند. به گزارش ایلنا، نشست دوم نقد پیش‎نویس طرح تحول شورای عالی انقلاب فرهنگی، برگزار شد، در این نشست سید آرش وکیلیان وحجت‌الاسلام‌والمسلمین مجتبی نامخواه به نقد و بررسی ابعاد این طرح پرداختند. وکیلیان، کشور را به لحاظ قانون‌گذاری و سیاست‌گذاری فرهنگی در وضعیتی دانست که نیاز به شکل‌گیری یک قوه چهارمی است که خارج از ساز وکار مجلس به تعیین مقررات بپردازد و دلیل این مسئله را اولاً ناکارآمدی مجلس در قانون‌گذاری و پرداختن آن به توزیع منابع عنوان کرد که علیه منافع ملی عمل کرده و مرتکب جنایاتی بی‌شمار علیه کشور شده و ثانیاً متولیان فرهنگ را دستگاه‌هایی مرکّب از حاکمیتی و دولتی دانست که فاقد سیاست‌گذاری فرهنگی بوده و نیاز به قرارگاه دیگری برای ساماندهی آن‌ها احساس می‌شود. او افزود: شورای عالی باید موقعیت خود را به‌عنوان قوه چهارم و قرارگاه فرهنگی بپذیرد و این نقش را در عمل تحقق بخشد؛ اما سند موردبحث، گرچه در صدر خود دستگاه‌های مختلف را مشمول احکام خود قرار می‌دهد، اما در عرصه تحقق، از این کار طفره رفته و تن به لوازم آن ندادهاست. شورا فاقد جایگاهی است که شاکله و افراد آن بتوانند درباره دستگاه‌ها، حکم صادر کند؛ بدین‌جهت، اگر درباره موضوعی اجماع هم حاصل شود، نمایندگان مجلس از حکم شورا تبعیت نمی‌کنند. وی افزود: شرط قوه چهارم شدن، مرکزیت در قدرت برای اعمال حکومت است؛ لذا دبیر شورا باید به‌طور هم‌زمان نماینده رئیس‌جمهور و نماینده ویژه یا معاون بیت رهبری باشد تا بتواند به تمام دستگاه‌ها حکم کند؛ در غیر این صورت، دستگاه‌ها از احکام آن تبعیت نخواهند کرد. به گفته ایشان، شکل‌گیری چنین قوه‌ای، حتی اگر با عنوان دیکتاتوری باشد، بر وضعیت ملوک‌الطوایفی فعلی رجحان دارد که نهادهایی به دلخواه خود، حکم‌هایی صادر کنند. وکیلیان خاطر نشان کرد: در آسیب‌شناسی شورا، مجامع فرهنگی، علمی و هنری مختلف، عملاً در شورا نماینده‌ای ندارد و اعضای حقیقی شورا، نماینده افراد یا مجامع خاصی نیستند؛ به همین جهت، نسبت تصمیمات شورا با بدنه ذی‌ربطان هر حوزه مشخص نیست و تصمیمات، احتمالاً نتیجه منافع خاص است. همچنین شورا دستگاهی بوروکراتیک و فاقد بدنه و عزم انقلابی است؛ لذا نمی‌تواند انتظارات از خود را محقق کند. این سند، شعار بزرگی داده است؛ اما قدم کوچکی برای تحقق آن برداشته و شاید اعضای شورا جرئت نکرده‌اند چیزی که حق است را مطرح کنند. شورا چطور می‌تواند به جبهه انقلاب کمک کرده یا از آن بهره بگیرد؟ وی در ادامه گفت: در شرایط جنگ فرهنگی نمی‌توان به شیوه عادی عمل کرد و باید با تجمیع قدرت، ستادی شکل بگیرد که با رویه ویژه، حکم سریع صادر کند و روال‌های معمول در دولت و مجلس و… برچیده شود والا حکومت ساقط می‌شود؛ چون نمی‌تواند اعمال قدرت کند و ناموس خود را از دست می‌دهد. مجلس براساس منافع صنفی خود عمل می‌کند و اگر می‌خواهیم چیزی باقی بماند، شورا باید جلوی آن را با اعمال قدرت بگیرد تا همه چیز بر باد نرود. شورا آرزوهای بزرگی دارد؛ ولی بازوهای کوچکی در نظر گرفته و مشخص نکرده است که با چه ترتیبی می‌خواهد قدرت خود را آن‌طور که ادعا کرده، افزایش دهد. همچنین این طرح بیان نمی‌کند که در نهایت، چه دستاوردی دارد که تابه‌حال نداشته و غایت و حل مسئله آن چیست. در ادامه این وبینار حجت‌الاسلام‌والمسلمین نامخواه نیز پیش‌نویس طرح تحول شورای عالی انقلاب فرهنگی را یک کودتا علیه قانون اساسی خواند که اختیاراتی برای یک دیکتاتوری فرهنگی طلب می‌کند که قانون اساسی حتی برای رهبر انقلاب نیز لحاظ نکرده است؛ بدین‌جهت، اساساً برگزاری نشست و نقد این طرح را بی‌فایده بوده و چیزی برای نقد جز مرثیه‌سرایی باقی نمی‌ماند. وی افزود: نقطه قوت سیاست‌گذاری جمهوری اسلامی، این بوده که قدرت اجرا را در کنار قدرت رسمی در چارچوب امت-امامت دیده و یک قدرت مدنی را شکل داده که سیاست‌های خود را در تعامل با آن پیش برده است؛ اما کمی بعد، به موازات تکنوکرات‌شدن دولت‌مردان، برخی به این نتیجه رسیدند که امر فرهنگی نمی‌تواند ذیل جمهوریت قرار گیرد و قانون اساسی باید تغییراتی پیدا کند تا همه نهادهای فرهنگی، ذیل نهاد حاکمیت باشد و نه در اختیار جمهوریت؛ لذا این تلقی در این افراد شکل گرفت که هرچه خوبی است در بخش غیرجمهوری نظام و هرچه بدی است، در بخش جمهوریت آن است.
ایران آینده🇮🇷
وی تصریح کرد: تعبیر بازسازی انقلابی ساختار از سوی رهبر معظم انقلاب را به‌معنای وجود یک ویرانه در این عرصه دانست که با تغییر جزئی انجام نخواهد شد و چطور سیاست فرهنگی که همواره از نقش آن در فرهنگ عمومی کاسته شده، می‌تواند بازسازی شود؟ شورا بخشی از ناکارآمدی و ویرانگی کنونی است و پس از بیست سال ناکارآمدی، اکنون طلب قدرت بیشتری می‌کند قدرت تخریب بیشتری پیدا کند. مشکل فرهنگ ما این است که نهادهای فرهنگی به‌جای پیوند با جامعه، با قدرت پیوند داشته و شورا بیشتر حرف‎هایی زده است که منتهی به قدرت می‌شود. چنین نهادی امکان شکل‌گیری ندارد. این اعلام پایان جمهوری اسلامی است. وی اظهار داشت: شورا در این طرح، به خود حق داده است تا سیاست‌های کلی بودجه که جنبه کاملاً اجرایی دارد را خود تعیین کند؛ یعنی شورا هم در تقنین و کنار مجلس حضور دارد؛ هم در اجرای قوانین و هم در کنار مجمع تشخیص مصلحت نظام، در تعیین سیاست‌های کلی قرار می‌گیرد و هم نوعی نقش نظارتی برای خود قائل شده است. چنین نهاد عجیب‌وغریب و قدرتی که خلاف صریح قانون اساسی است، از کجا برآمده است؟ نامخواه گفت: یک نگرانی جدی وجود دارد که ما با نسلی از قانون‌گذاران و سیاست‌گذاران مواجهیم که به سمت خلاف قانون اساسی حرکت می‌کنند. قانون چیزی است که هم حاکمیت را محدود می‌کند و هم به آن امکاناتی می‌دهد؛ اما امروز قوانینی وجود دارد که ناقانون‌اند؛ یعنی قدرت را متمرکز کرده و همه چیز را از جامعه سلب کرده و به حاکمان اعطا می‌کند. واقعاً عجیب است که معتقد شویم یک قدرت مطلقی وجود دارد که نوعی از عصمت را هم دارد. ما نه با قوه چهارم، بلکه با یک امر مطلقی مواجهیم که دیگر قوا ذیل آن قرار می‌گیرند. وی خاطر نشان ساخت: البته طرح تحول شورا، گاهی نگاه خوبی به مردم دارد؛ اما آن قدرت مطلقی که برای خود قائل است، این نگاه مثبت را نیز ناکارآمد می‌کند؛ مثلاً شورا با نگاهی تحقیرآمیز به مردم و نخبگان، نخبگان را گفتمان‌ساز و مروّج مصوبات شورا یا نهایتاً محققانی می‌داند که درباره مصوبات آن به پژوهش می‌پردازند و مردم نیز در حالی که مهم تلقّی می‌شوند، اما حق اعتراض به مصوبات شورا را ندارند. آیا مصوبات شورا باید گفتمان را پیش ببرد یا مصوبات تبدیل به گفتمان شوند؟ نگاه حاکم بر طرح تحول، هیچ میزانی از مردم را برنمی‌تابد. یکی از بندهای طرح، کانونی‌ترین شاخص فرهنگ را استقرار عدالت اجتماعی می‌داند؛ در حالی که عدالت اجتماعی در مصوبات شورا و اسناد مهم آن، هیچ نقشی نداشته و ندارد تا چه رسد به اینکه کانونی‌ترین شاخص فرهنگ را استقرار عدالت اجتماعی بداند. با چنین ساختار دیکتاتوری اصلاً نمی‌توان به عدالت اجتماعی فکر کرد. انتهای پیام/
شورای عالی انقلاب فرهنگی به قوه چهارم تبدیل شود https://hawzahnews.com/xbxXs
هدایت شده از KHAMENEI.IR
Khamenei.irصوت کامل بیانات امروز رهبر انقلاب در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام.mp3.mp3
زمان: حجم: 7M
🎙 بشنوید | صوت کامل بیانات امروز رهبر انقلاب در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام ۱۴۰۰/۱۱/۳ 📥 khl.ink/f/49444 💻 @Khamenei_ir
✅بحث در این است که یک انقلاب فرهنگی با همان معنایی که انقلاب دارد و با همان معنایی که فرهنگ دارد. یک انقلاب فرهنگی کی می‌تواند به وجود بیایدو به کجا می‌تواند متکی باشد؟ یقینا باید به منابع فکری و آن منابعی که را برای ما تشریح می‌کنند متکی باشد. 🔸ما نمی‌توانیم امروز یک انقلاب فرهنگی به وجود بیاوریم. در حالی که منابع اسلامی اصیل و متون دست اول اسلامی را نخواهیم بار دیگر مطرح کنیم یا بهتر از آنچه تاکنون مطرح بوده است مطرح کنیم، . آن‌که می‌خواهد انقلاب فرهنگی کند اما با قرآن کاری ندارد یا با حدیث کاری ندارد یا با کتب مدونه‌ی حدیث، مثل اصول کافی و غیره که یکی هم نهج‌البلاغه هست کاری ندارد، او در حقیقت انقلاب فرهنگی نیست او ممکن است یک باشد. او ممکن است یک ایجاد رویه‌ی جدیدی باشد که متکی به اصول و مکتب نیست. 🔹و یقینا اگر یک در حد یک دگرگونی متکی به اصول نرسد و نباشد آن را نمی‌توان یک نامید و آثار و نتایج یک انقلاب را هم از او نمی‌شود انتظار داشت. ♦️ما می‌خواهیم انقلاب فرهنگی کنیم، پس باید برگردیم به متون اسلام و از جمله‌ی متون اسلام و جزء راقی‌ترین و والاترین و زیباترین و پرمغزترین و همه‌جانبه‌ترین و خلاصه شگفت‌آفرین‌ترین، نهج‌البلاغه است. این جمله‌ای که بعضی گفته‌اند که دون کلام خدا و بالاتر از همه‌ی کلام‌های انسان‌ها واقعا در مورد نهج‌البلاغه مبالغه نیست یک واقعیت است. افسوس که مردم ما آشنا نیستند. مقام معظم رهبری13/02/1359
🎯 به جهان اطراف نگاه کنید. رقابت در این جهان موج می‌زند، رقابت برای مقام بالاتر، لذایذ بیشتر، و سودهای خیره‌کننده. اگر می‌خواهی پیشرفت کنی، نباید به فکر دیگران باشی، فقط خودت را ببین که در مرکز عالمی. اما دیوید ووتن معتقد است انسان‌ها همیشه این‌قدر بی‌رحم و خودخواه نبوده‌اند. تاریخ خودخواهی حدوداً از قرن هجدهم و با تفسیری خاص از طبیعت انسان شروع می‌شود: با نظریۀ سیاسی نیکولو ماکیاوللی، ایدۀ اقتصادی آدام اسمیت، و نگاه اخلاقی تامس هابز. 🔖 ۲۱۰۰ کلمه ⏰ زمان مطالعه: ۱۳ دقيقه 📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید: tarjomaan.com/interview/9308/
🌑 به دور لاله، قدح گير و بى ‏ريا مى باش به بوى گل، نَفَسى، همدمِ صبا مى باش 🌒 نگويمت كه همه ساله مِىْ پرستى كن سه ماه مِىْ خور و نُه ماه پارسا مى باش 🌓 موسم بهار، و از طرفى ماههاى پر بركت رجب و شعبان و رمضان در رسيده، ايّامى است كه بايد از نفحات تجلّيات محبوب كه در وزيدن مى باشد، بهره ‏مند شد. 🌖 قدحى از مِىْ مشاهدات او برگير، و لحظه اى با بوييدن گل جمالش، همنشين صبا و نسيمهاى جان بخش معشوق، و يا نزديكان درگاهش شو. 🌕نمى‏گويم كه: در تمام سال، مِىْ پرست، و به بندگى تامّ مشغول باش. خير، تنها سه ماه، كه بهار عبادت و بندگى و برخوردارى از عنايات خاصّه اوست، به مراقبه بپرداز، و در طول سال، با عبادات ظاهرى از نتايج معنوى آن بهره مند شو. 📚برگرفته از کتاب شرح غزلیات حافظ، تالیف حضرت آیة الله سعادت پرور ره🌱
🔖گزارشی از مصاحبه با دکتر مهدی ناظمی اردکانی 🔸دبیر کارگروه مدیریت کلان دستگاههای فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی 🔹موضوع: چیستی و سازوکار بازسازی ساختار فرهنگ
ایران آینده🇮🇷
🔖گزارشی از مصاحبه با دکتر مهدی ناظمی اردکانی 🔸دبیر کارگروه مدیریت کلان دستگاههای فرهنگی شورای عالی ا
فرهنگ مقوله عامی است که تمامیت جامعه و مردم با آن سروکار داشته و درگیری دارند؛ بدین لحاظ باید به مفهومی روشن از فرهنگ رسید و این مفهوم برای عموم جامعه نیز تبیین شود. می‏توان گفت فرهنگ به‏مثابه محیط زندگی انسان‏ها است و همان‏طور که محیط زیست طبیعی باید سالم باشد، فرهنگ جامعه نیز باید محیطی سالم بوده و حداقل به این سمت حرکت کند و این ضرورت را باید عموم جامعه درک کند؛ همان‏گونه که امروزه عموم مردم دریافته‏اند که حوزه فرهنگ دچار اختلالات و ضعفهای عدیده‏ای است. برای این مهم، باید وضعیت مطلوب فرهنگی به‏خوبی ترسیم و تبیین شده و فرهنگ موجود به‏وسیله آن محک بخورد که خوشبختانه نگاه دینی، قدرت چنین کاری را به ما می‏دهد. ساختار فرهنگ موجود فرهنگ موجود در جامعه ما دارای سه بخش است: 1. هویت اسلامی 2. هویت ملی 3. فرهنگ و هویت غربی ما به دنبال غلبه‏دادن فرهنگ اسلامی بر دو بعد دیگر هستیم؛ در حالی که در واقعیت امر، این فرهنگ غربی است که غلبه یافته و به تضعیف بعد ملی و اسلامیِ فرهنگ ما انجامیده است. معنا و فرایند مهندسی فرهنگ مهندسی به‏معنای تعیین اندازه‏ها است؛ بنابراین، مراد از مهندسی فرهنگ، تعیین سهم هر یک از ابعاد سه‏گانه فوق‏الذکر است و دارای مراحل مختلفی است: 1. تبیین مراد از تبیین، اولاً تبیین فرهنگ آرمانی توسط صاحبنظران، پژوهشگران و نخبگان جامعه و ثانیاً تبیین و شناساندن آن به عموم مردم از طریق آموزش مستمرّ است که برعهده نهادهای آموزشی است. . تبلیغ چون آموزش ممکن است لزوماً منجر به رفتار نشود، تبلیغ نیز امری ضروری است که وجود هنر و رسانه برای تحقق آن لازم بوده و در این فرایند، فرهنگ‏سازی اتفاق می‏افتد. مجموع این فرایندها را می‏توان نظام فرهنگی کشور نامید که برای انجام آن باید نهادها، سازمان‏ها، قوانین و سیاستگذاری‏های متناسب شکل بگیرد. . ترویج مراد از ترویج، این است که آنچه نظام فرهنگی به تبیین و تبلیغ آن می‏پردازد، باید در روابط سیاسی، اقتصادی و... نمود یافته و جاری شود و این بخش نیز برعهده نظام اقتصادی، سیاسی و... بوده و کار نظام فرهنگی نیست. علت‏یابی اختلالات فرهنگی ناکارآمدی نظام فرهنگی در انجام کارکردهای ذکرشده، علت اصلی ضعف‏های فرهنگی موجود بوده و برای بازسازی آن باید این نظام را اصلاح کرده و سهم آموزش و تبلیغ را در آن مشخص نمود. به‏نظر ما بازسازی نظام فرهنگی باید با محوریت نهادهای دینی صورت بگیرد؛ چراکه تجربه نشان داده است که مردم با روی کار آمدن نهادهای دینی در امور فرهنگی مشارکت بالایی دارند. ملزومات قرارگاه فرهنگی بودن شورای عالی انقلاب فرهنگی وجود شورای عالی انقلاب فرهنگی یکی از نقاط قوت نظام اسلامی است که البته افق آن محدود به کشور نبوده و افقی جهانی و تمدنی در پیش دارد. این شورا نیز مانند تمام ساختارهای فرهنگی دیگر، نیازمند تحوّل و بازسازی است و اساساً انقلاب به معنای تحول دائمی است. اگر شورا را در جایگاه قرارگاه اصلی فرهنگی کشور بخواهیم قرار دهیم، نیازمند تغییرات مختلفی است: اول آنکه این شورا باید به عقبه علمی و فکری خود، یعنی دانشگاه و حوزه، توجه نشان داده و آن را تحول ببخشد و یکی از علل ضعف شورا نیز عدم اهتمام کافی به عقبه علمی خود است. دوم آنکه شورا باید بپذیرد که وظیفه او، همانند مجمع تشخیص مصلحت نظام، صرفاً سیاستگذاری نبوده و باید مصوبات خود را تا مرحله اجرا، پیگیری کند که این امر نیز نیازمند اختصاص وقت کافی از سوی اعضای شورا است؛ یعنی اعضا باید تمام وقت خود را متمرکز بر وظایف شورای عالی نمایند. @hokmrani_farhangi