🌑 به دور لاله، قدح گير و بى ريا مى باش
به بوى گل، نَفَسى، همدمِ صبا مى باش
🌒 نگويمت كه همه ساله مِىْ پرستى كن
سه ماه مِىْ خور و نُه ماه پارسا مى باش
🌓 موسم بهار، و از طرفى ماههاى پر بركت رجب و شعبان و رمضان در رسيده، ايّامى است كه بايد از نفحات تجلّيات محبوب كه در وزيدن مى باشد، بهره مند شد.
🌖 قدحى از مِىْ مشاهدات او برگير، و لحظه اى با بوييدن گل جمالش، همنشين صبا و نسيمهاى جان بخش معشوق، و يا نزديكان درگاهش شو.
🌕نمىگويم كه: در تمام سال، مِىْ پرست، و به بندگى تامّ مشغول باش. خير، تنها سه ماه، كه بهار عبادت و بندگى و برخوردارى از عنايات خاصّه اوست، به مراقبه بپرداز، و در طول سال، با عبادات ظاهرى از نتايج معنوى آن بهره مند شو.
📚برگرفته از کتاب شرح غزلیات حافظ، تالیف حضرت آیة الله سعادت پرور ره🌱
ایران آینده🇮🇷
🔖گزارشی از مصاحبه با دکتر مهدی ناظمی اردکانی 🔸دبیر کارگروه مدیریت کلان دستگاههای فرهنگی شورای عالی ا
فرهنگ مقوله عامی است که تمامیت جامعه و مردم با آن سروکار داشته و درگیری دارند؛ بدین لحاظ باید به مفهومی روشن از فرهنگ رسید و این مفهوم برای عموم جامعه نیز تبیین شود. میتوان گفت فرهنگ بهمثابه محیط زندگی انسانها است و همانطور که محیط زیست طبیعی باید سالم باشد، فرهنگ جامعه نیز باید محیطی سالم بوده و حداقل به این سمت حرکت کند و این ضرورت را باید عموم جامعه درک کند؛ همانگونه که امروزه عموم مردم دریافتهاند که حوزه فرهنگ دچار اختلالات و ضعفهای عدیدهای است. برای این مهم، باید وضعیت مطلوب فرهنگی بهخوبی ترسیم و تبیین شده و فرهنگ موجود بهوسیله آن محک بخورد که خوشبختانه نگاه دینی، قدرت چنین کاری را به ما میدهد.
ساختار فرهنگ موجود
فرهنگ موجود در جامعه ما دارای سه بخش است:
1. هویت اسلامی
2. هویت ملی
3. فرهنگ و هویت غربی
ما به دنبال غلبهدادن فرهنگ اسلامی بر دو بعد دیگر هستیم؛ در حالی که در واقعیت امر، این فرهنگ غربی است که غلبه یافته و به تضعیف بعد ملی و اسلامیِ فرهنگ ما انجامیده است.
معنا و فرایند مهندسی فرهنگ
مهندسی بهمعنای تعیین اندازهها است؛ بنابراین، مراد از مهندسی فرهنگ، تعیین سهم هر یک از ابعاد سهگانه فوقالذکر است و دارای مراحل مختلفی است:
1. تبیین
مراد از تبیین، اولاً تبیین فرهنگ آرمانی توسط صاحبنظران، پژوهشگران و نخبگان جامعه و ثانیاً تبیین و شناساندن آن به عموم مردم از طریق آموزش مستمرّ است که برعهده نهادهای آموزشی است.
. تبلیغ
چون آموزش ممکن است لزوماً منجر به رفتار نشود، تبلیغ نیز امری ضروری است که وجود هنر و رسانه برای تحقق آن لازم بوده و در این فرایند، فرهنگسازی اتفاق میافتد.
مجموع این فرایندها را میتوان نظام فرهنگی کشور نامید که برای انجام آن باید نهادها، سازمانها، قوانین و سیاستگذاریهای متناسب شکل بگیرد.
. ترویج
مراد از ترویج، این است که آنچه نظام فرهنگی به تبیین و تبلیغ آن میپردازد، باید در روابط سیاسی، اقتصادی و... نمود یافته و جاری شود و این بخش نیز برعهده نظام اقتصادی، سیاسی و... بوده و کار نظام فرهنگی نیست.
علتیابی اختلالات فرهنگی
ناکارآمدی نظام فرهنگی در انجام کارکردهای ذکرشده، علت اصلی ضعفهای فرهنگی موجود بوده و برای بازسازی آن باید این نظام را اصلاح کرده و سهم آموزش و تبلیغ را در آن مشخص نمود.
بهنظر ما بازسازی نظام فرهنگی باید با محوریت نهادهای دینی صورت بگیرد؛ چراکه تجربه نشان داده است که مردم با روی کار آمدن نهادهای دینی در امور فرهنگی مشارکت بالایی دارند.
ملزومات قرارگاه فرهنگی بودن شورای عالی انقلاب فرهنگی
وجود شورای عالی انقلاب فرهنگی یکی از نقاط قوت نظام اسلامی است که البته افق آن محدود به کشور نبوده و افقی جهانی و تمدنی در پیش دارد. این شورا نیز مانند تمام ساختارهای فرهنگی دیگر، نیازمند تحوّل و بازسازی است و اساساً انقلاب به معنای تحول دائمی است. اگر شورا را در جایگاه قرارگاه اصلی فرهنگی کشور بخواهیم قرار دهیم، نیازمند تغییرات مختلفی است:
اول آنکه این شورا باید به عقبه علمی و فکری خود، یعنی دانشگاه و حوزه، توجه نشان داده و آن را تحول ببخشد و یکی از علل ضعف شورا نیز عدم اهتمام کافی به عقبه علمی خود است.
دوم آنکه شورا باید بپذیرد که وظیفه او، همانند مجمع تشخیص مصلحت نظام، صرفاً سیاستگذاری نبوده و باید مصوبات خود را تا مرحله اجرا، پیگیری کند که این امر نیز نیازمند اختصاص وقت کافی از سوی اعضای شورا است؛ یعنی اعضا باید تمام وقت خود را متمرکز بر وظایف شورای عالی نمایند.
#بازسازی_ساختار_فرهنگ
#شورای_عالی_انقلاب_فرهنگی
#حکمرانی_فرهنگی
@hokmrani_farhangi
🚨آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود!
✍️استاد اصغر طاهرزاده:
🔹«اگر میخواهیم فعالیت فرهنگی به معنی دینیِ آن، انجام دهیم و در اصلاح خود و دیگران تلاش كنیم، این كار باید چه سمت و سویی داشته باشد كه پس از مدتی با بیثمری كارمان روبهرو نشویم؟!
🔸به خصوص كه تجربه بینتیجهبودن بعضی از فعالیتهای فرهنگی گروههای مذهبی، در قبل و بعد از انقلاب به شدّت ما را به این فكر فرو میبرد که صِرفاً به ظاهرِ دینی کارهایمان دلخوش نباشیم. زیرا بسیاری از فعالیتهای فرهنگی كه حتی با انگیزههای دینی انجام میگرفت، پس از مدتی یا كاملاً بیثمر بود و یا نسبت به انرژی مصرفشده بهره بسیار کمی در پی داشت، به طوری كه برنامهریزان آن، امكان ادامه كار را از دست میدادند و گرفتار حالت یأس و پوچی میشدند.
🔹در صورتیكه اگر قبل از انجام هر گونه فعالیت فرهنگی، سمت و سوی كار مشخص باشد و معلوم شود تا كجا میخواهند بروند و چگونه میخواهند این مسیر را طی كنند، كار به جایی نمیكشد كه بعد از یك مدتی احساس كنند نه خودشان به كمال مطلوبی رسیدهاند و نه بقیه را توانستهاند به کمالی برسانند.
صد انداختی تیر و هر صد خطاست / اگر هوشمندی یك انداز و راست
🔸آخر آیهای که در ابتدای بحث عرض شد (آیه ده سوره مبارکه فاطر) میخواهد بفرماید؛ اگر کار - چه فردی و چه اجتماعی- به نحو شایسته به خدا متصل نشود و دارای پشتوانه عقیدتی صحیحی نباشد، هرچه هم تلاش و چارهجویی شود نتیجه آن پوچ و بایرشدن و بیثمری است.
🔹اگر خواهران و برادران به این دغدغه رسیده باشند كه ممکن است بعد از مدت مدیدی در کار فرهنگی خود با این مسئله روبهرو شویم که تقریباً هیچ كاری كه بتوان آن را كار فرهنگی واقعی نامید، نكردیم و این احتمال را بدهیم که در فعالیتهای خود، خطرِ درجازدن در روزمرگیها ما را تهدید میكند، إنشاءالله راه برونرفت از آن خطر را دنبال خواهند كرد.
🔸ما چه بخواهیم بر روی خودمان كار فرهنگی انجام دهیم، چه روی دیگران، باید به این فكر باشیم كه بعد از مدتی کار ما نتیجه بدهد. عالم مشهوری به مرحوم آیتالله بهاری همدانی که از عرفای بزرگ است، نامه مینویسد كه آقا! یك دستورالعمل به ما بدهید. آقای بهاری میفرماید: آخر شما خودتان اهل علم هستید! آن عالم میگوید: آقا تعارف را كنار بگذارید، شما كه میدانید ما از راهی كه باید در كنار كسب علم طی میكردیم، غفلت كردیم و شما هم از اول میدانستید كه راه ما برای نتایج حقیقی كافی نیست، برای همین شما در كنار کسب علم، راه سلوک قلبی را رها نكردید، ولی ما مسیر خودمان را رفتیم و حالا بعد از چهل، پنجاه سال فهمیدیم آنچه میخواستیم حاصل نشد.
🔹چنانچه ملاحظه میفرمایید حتی نباید به صرف اینكه یك فعالیت، فعالیت دینی است و با حدیث و آیه سر و كار دارد، به آن دلخوش بود، بلكه باید تلاش كرد علاوه بر موضوع مورد تحقیق، روش ما هم درست باشد و معلوم باشد که خود و جامعه را میخواهیم به كجا برسانیم.»
📚 آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود، صفحه 27 و 28
#حکمرانی_فرهنگی
@hokmrani_farhangi
❇️پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی با همکاری مرکز ملی مطالعات و سنجش دین داری برگزار میکند:
💡تحلیل دینی و جامعه شناختی حادثه قتل اخیر در اهواز
(بررسی زمینه ها و پیامدهای یک تراژدی اجتماعی)
⏰سه شنبه ۱۹بهمن ساعت ۱۸:۳۰ الی ۲۰:۳۰
📌لینک نشست وبیناری
🌐https://www.skyroom.online/ch/pajooh/neshast
هویتمان ، دستگیره نجاتمان
🔻مدیونید اگر ماجرای قتل دختر اهوازی را یک ماجرای موردی یک فرد دیوانه قرائت کنید. دروغ است. آن فرهنگی که یک همسر جوان هفده ساله فرزند دار را میفرستد آن طرف آب، بچه اش را سقط کند که خیانت کند، آن فرهنگ کثیف بی ناموسی با همه هیبتش با علینژادش با اینستایش که محل آرزو ساختن و نمایش اشرافیت و وسوسه است. آن فرهنگ مدرن سکس گروهی و سکس با حیوان و سکس ضربدری و هزار لجن متعفن دیگر، که یک دختر هفده ساله را تنها و بی پشتیبان اقناع میکند، از همه چیز بکند و فرار کند دنبال خیال که وقتی سرش به سنگ بخورد که دیگر هیچی برایش نمانده باشد، آن فرهنگ را نبینید و داستان را قرائت کنید.
🔻من قبل از درد کشته شدن وحشیانه آن دختر، دلم برای آن تنهایی و غربت و لجنی که درش غوطه ور شد میسوزد، آن لحظه که میداند اینجا چه جهنمی میشود برایش اگر برگردد، اما باز هم میخواهد برگردد. لعنت به همه هیکل فرهنگتان و تمدنتان که بی ناموسی و خوک صفتی و قارون پرستی از ذره ذره اش میجوشد. دختران ما را و پسران ما را و دار و ندار ما را سر میبرد و تک و تنها در خون و لجن متعفن رهایشان میکند.
🔻این دختر را نبینید همه آنانکه از هویتشان فرار میکنند، ببینید چه مغز باشند و فرار کنند، چه هنر باشند و فرار کنند چه ورزشکار باشند و فرار کنند، همه را ببینید همه همین قدر جاهل همینقدر در تخیل همینقدر اما تنها و بی کس محتاج ترحم.
🔻باز هم مدیونید اگر آن شوهر جنایتکار وحشی را فقط ببینید. دروغ است دروغ محض. این همان فرهنگ متحجر جاهلی خودمان است. که قمه به دست تعصب میدهد. همه شهر با هم مسوولند. آنها که ضرب المثلشان است به جدی به شوخی که سرش را لب باغچه میبرم اگر فلان. که زن را مظلومانه در تاریخ جنس دوم و در حاشیه دیده. همان تعصب و غیرتی که شریعت نمیفهمد قانون نمیفهمد قاعده نمیفهمد. همه آنها که زیر لب به غیرت آن جنایتکار قسی القلب ای ول میگویند، همه شریکند. این فرهنگ را ببینید، این خرده فرهنگ مشمئز کننده ما بودیم این هزار مرض نهفته در وجود ما میبود و فراگیر تر از این هم میبود اگر با انقلاب به اسلام چنگ نمیزدیم. اسلام بلندمان کرد انقلاب نجاتمان داد. به ما عقل داد به ما شرع داد. یادمان داد غیرت و تعصب و ناموس پرستی را در همان خوزستان چطور به نمایش بکشیم. همانجا که زیارتگاه سالکان و اهل طریقت است.
🔻برای انقلاب جان میدهم ، دار و ندارم را میدهم که مرا از این فرهنگ جاهلیت بدوی و آن فرهنگ لجن مدرن نجات داد. برای این انقلاب میمیرم فحش میخورم ناسزا میشنوم که تعصب و ناموس پرستی را نه در خباثت خرده فرهنگهای یادگاری از دوران شاهنشاهی که در فاو و فکه و طلاییه و شلمچه نشانم داد. کاش دست فرزاندانم از این انقلاب جدا نشود که قدر قانون و شریعت خود را بدانند. قدر فقهشان را قدر عقیده شان را قدر سلوکشان را در یک کلام قدر هویتشان را که انقلاب هدیه داد به آنها بدانند.
🔻آنانکه صحنه های فجیع این جنایت را دست به دست میچرخانند، میخواهند بر بستر این جنایت مشمئز کننده آن فرهنگ خوک صفتشان را ثابت کنند و پناهگاه این مردم یعنی ایمان و شریعتش را بزنند. بدانید و آگاه باشید که انقلاب هم نه به تحجر و تعصب جاهلی و فرهنگی نادانی یادگار شاهنشاهی بود و هم نه به ان خوک صفتی مدرن.
والسلام
علی مهدیان