🚨آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود!
✍️استاد اصغر طاهرزاده:
🔹«اگر میخواهیم فعالیت فرهنگی به معنی دینیِ آن، انجام دهیم و در اصلاح خود و دیگران تلاش كنیم، این كار باید چه سمت و سویی داشته باشد كه پس از مدتی با بیثمری كارمان روبهرو نشویم؟!
🔸به خصوص كه تجربه بینتیجهبودن بعضی از فعالیتهای فرهنگی گروههای مذهبی، در قبل و بعد از انقلاب به شدّت ما را به این فكر فرو میبرد که صِرفاً به ظاهرِ دینی کارهایمان دلخوش نباشیم. زیرا بسیاری از فعالیتهای فرهنگی كه حتی با انگیزههای دینی انجام میگرفت، پس از مدتی یا كاملاً بیثمر بود و یا نسبت به انرژی مصرفشده بهره بسیار کمی در پی داشت، به طوری كه برنامهریزان آن، امكان ادامه كار را از دست میدادند و گرفتار حالت یأس و پوچی میشدند.
🔹در صورتیكه اگر قبل از انجام هر گونه فعالیت فرهنگی، سمت و سوی كار مشخص باشد و معلوم شود تا كجا میخواهند بروند و چگونه میخواهند این مسیر را طی كنند، كار به جایی نمیكشد كه بعد از یك مدتی احساس كنند نه خودشان به كمال مطلوبی رسیدهاند و نه بقیه را توانستهاند به کمالی برسانند.
صد انداختی تیر و هر صد خطاست / اگر هوشمندی یك انداز و راست
🔸آخر آیهای که در ابتدای بحث عرض شد (آیه ده سوره مبارکه فاطر) میخواهد بفرماید؛ اگر کار - چه فردی و چه اجتماعی- به نحو شایسته به خدا متصل نشود و دارای پشتوانه عقیدتی صحیحی نباشد، هرچه هم تلاش و چارهجویی شود نتیجه آن پوچ و بایرشدن و بیثمری است.
🔹اگر خواهران و برادران به این دغدغه رسیده باشند كه ممکن است بعد از مدت مدیدی در کار فرهنگی خود با این مسئله روبهرو شویم که تقریباً هیچ كاری كه بتوان آن را كار فرهنگی واقعی نامید، نكردیم و این احتمال را بدهیم که در فعالیتهای خود، خطرِ درجازدن در روزمرگیها ما را تهدید میكند، إنشاءالله راه برونرفت از آن خطر را دنبال خواهند كرد.
🔸ما چه بخواهیم بر روی خودمان كار فرهنگی انجام دهیم، چه روی دیگران، باید به این فكر باشیم كه بعد از مدتی کار ما نتیجه بدهد. عالم مشهوری به مرحوم آیتالله بهاری همدانی که از عرفای بزرگ است، نامه مینویسد كه آقا! یك دستورالعمل به ما بدهید. آقای بهاری میفرماید: آخر شما خودتان اهل علم هستید! آن عالم میگوید: آقا تعارف را كنار بگذارید، شما كه میدانید ما از راهی كه باید در كنار كسب علم طی میكردیم، غفلت كردیم و شما هم از اول میدانستید كه راه ما برای نتایج حقیقی كافی نیست، برای همین شما در كنار کسب علم، راه سلوک قلبی را رها نكردید، ولی ما مسیر خودمان را رفتیم و حالا بعد از چهل، پنجاه سال فهمیدیم آنچه میخواستیم حاصل نشد.
🔹چنانچه ملاحظه میفرمایید حتی نباید به صرف اینكه یك فعالیت، فعالیت دینی است و با حدیث و آیه سر و كار دارد، به آن دلخوش بود، بلكه باید تلاش كرد علاوه بر موضوع مورد تحقیق، روش ما هم درست باشد و معلوم باشد که خود و جامعه را میخواهیم به كجا برسانیم.»
📚 آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود، صفحه 27 و 28
#حکمرانی_فرهنگی
@hokmrani_farhangi
❇️پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی با همکاری مرکز ملی مطالعات و سنجش دین داری برگزار میکند:
💡تحلیل دینی و جامعه شناختی حادثه قتل اخیر در اهواز
(بررسی زمینه ها و پیامدهای یک تراژدی اجتماعی)
⏰سه شنبه ۱۹بهمن ساعت ۱۸:۳۰ الی ۲۰:۳۰
📌لینک نشست وبیناری
🌐https://www.skyroom.online/ch/pajooh/neshast
هویتمان ، دستگیره نجاتمان
🔻مدیونید اگر ماجرای قتل دختر اهوازی را یک ماجرای موردی یک فرد دیوانه قرائت کنید. دروغ است. آن فرهنگی که یک همسر جوان هفده ساله فرزند دار را میفرستد آن طرف آب، بچه اش را سقط کند که خیانت کند، آن فرهنگ کثیف بی ناموسی با همه هیبتش با علینژادش با اینستایش که محل آرزو ساختن و نمایش اشرافیت و وسوسه است. آن فرهنگ مدرن سکس گروهی و سکس با حیوان و سکس ضربدری و هزار لجن متعفن دیگر، که یک دختر هفده ساله را تنها و بی پشتیبان اقناع میکند، از همه چیز بکند و فرار کند دنبال خیال که وقتی سرش به سنگ بخورد که دیگر هیچی برایش نمانده باشد، آن فرهنگ را نبینید و داستان را قرائت کنید.
🔻من قبل از درد کشته شدن وحشیانه آن دختر، دلم برای آن تنهایی و غربت و لجنی که درش غوطه ور شد میسوزد، آن لحظه که میداند اینجا چه جهنمی میشود برایش اگر برگردد، اما باز هم میخواهد برگردد. لعنت به همه هیکل فرهنگتان و تمدنتان که بی ناموسی و خوک صفتی و قارون پرستی از ذره ذره اش میجوشد. دختران ما را و پسران ما را و دار و ندار ما را سر میبرد و تک و تنها در خون و لجن متعفن رهایشان میکند.
🔻این دختر را نبینید همه آنانکه از هویتشان فرار میکنند، ببینید چه مغز باشند و فرار کنند، چه هنر باشند و فرار کنند چه ورزشکار باشند و فرار کنند، همه را ببینید همه همین قدر جاهل همینقدر در تخیل همینقدر اما تنها و بی کس محتاج ترحم.
🔻باز هم مدیونید اگر آن شوهر جنایتکار وحشی را فقط ببینید. دروغ است دروغ محض. این همان فرهنگ متحجر جاهلی خودمان است. که قمه به دست تعصب میدهد. همه شهر با هم مسوولند. آنها که ضرب المثلشان است به جدی به شوخی که سرش را لب باغچه میبرم اگر فلان. که زن را مظلومانه در تاریخ جنس دوم و در حاشیه دیده. همان تعصب و غیرتی که شریعت نمیفهمد قانون نمیفهمد قاعده نمیفهمد. همه آنها که زیر لب به غیرت آن جنایتکار قسی القلب ای ول میگویند، همه شریکند. این فرهنگ را ببینید، این خرده فرهنگ مشمئز کننده ما بودیم این هزار مرض نهفته در وجود ما میبود و فراگیر تر از این هم میبود اگر با انقلاب به اسلام چنگ نمیزدیم. اسلام بلندمان کرد انقلاب نجاتمان داد. به ما عقل داد به ما شرع داد. یادمان داد غیرت و تعصب و ناموس پرستی را در همان خوزستان چطور به نمایش بکشیم. همانجا که زیارتگاه سالکان و اهل طریقت است.
🔻برای انقلاب جان میدهم ، دار و ندارم را میدهم که مرا از این فرهنگ جاهلیت بدوی و آن فرهنگ لجن مدرن نجات داد. برای این انقلاب میمیرم فحش میخورم ناسزا میشنوم که تعصب و ناموس پرستی را نه در خباثت خرده فرهنگهای یادگاری از دوران شاهنشاهی که در فاو و فکه و طلاییه و شلمچه نشانم داد. کاش دست فرزاندانم از این انقلاب جدا نشود که قدر قانون و شریعت خود را بدانند. قدر فقهشان را قدر عقیده شان را قدر سلوکشان را در یک کلام قدر هویتشان را که انقلاب هدیه داد به آنها بدانند.
🔻آنانکه صحنه های فجیع این جنایت را دست به دست میچرخانند، میخواهند بر بستر این جنایت مشمئز کننده آن فرهنگ خوک صفتشان را ثابت کنند و پناهگاه این مردم یعنی ایمان و شریعتش را بزنند. بدانید و آگاه باشید که انقلاب هم نه به تحجر و تعصب جاهلی و فرهنگی نادانی یادگار شاهنشاهی بود و هم نه به ان خوک صفتی مدرن.
والسلام
علی مهدیان