eitaa logo
فرهنگ و سنن ایران جان
1هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
13.1هزار ویدیو
32 فایل
ما بدنبال آن هستیم که مرزهای جغرافیایی را در ایرانِ جان با همدلی حذف کنیم، مردم ایرانِ جان یک مرز دارند و آن هم تمدن ایرانی اسلامی است. #فرهنگ_سنن_ایران_جان مسابقه بزرگ عکس طبیعت @Hamed206 @Atesa207 @amir2o8
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺 30 جز قرآن بصورت فایل صوتی؛ نیاز به دانلود ندارد ، فقط کافيست روی لینک بزنید. 🌱⚘️ رمضان بهار قرآن است⚘️🌱 "بسم الله الرحمن الرحیم" جزء 1 ⇨ http://j.mp/2b8SiNO جزء 2 ⇨ http://j.mp/2b8RJmQ جزء 3 ⇨ http://j.mp/2bFSrtF جزء 4 ⇨ http://j.mp/2b8SXi3 جزء 5 ⇨ http://j.mp/2b8RZm3 جزء 6 ⇨ http://j.mp/28MBohs جزء 7 ⇨ http://j.mp/2bFRIZC جزء 8 ⇨ http://j.mp/2bufF7o جزء 9 ⇨ http://j.mp/2byr1bu جزء 10 ⇨ http://j.mp/2bHfyUH جزء 11 ⇨ http://j.mp/2bHf80y جزء 12 ⇨ http://j.mp/2bWnTby جزء 13 ⇨ http://j.mp/2bFTiKQ جزء 14 ⇨ http://j.mp/2b8SUTA جزء 15 ⇨ http://j.mp/2bFRQIM جزء 16 ⇨ http://j.mp/2b8SegG جزء 17 ⇨ http://j.mp/2brHsFz جزء 18 ⇨ http://j.mp/2b8SCfc جزء 19 ⇨ http://j.mp/2bFSq95 جزء 20 ⇨ http://j.mp/2brI1zc جزء 21 ⇨ http://j.mp/2b8VcBO جزء 22 ⇨ http://j.mp/2bFRxNP جزء 23 ⇨ http://j.mp/2brItxm جزء 24 ⇨ http://j.mp/2brHKw5 جزء 25 ⇨ http://j.mp/2brImlf جزء 26 ⇨ http://j.mp/2bFRHF2 جزء 27 ⇨ http://j.mp/2bFRXno جزء 28 ⇨ http://j.mp/2brI3ai جزء 29 ⇨ http://j.mp/2bFRyBF جزء 30 ⇨ http://j.mp/2bFREcc 🌱⚘️🌱⚘️🌱⚘️🌱 ╭┅─────  🌺  ─────┅╮     @Iranian_culture ╰┅─────  🌺  ─────┅╯
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹سلام برمهمانان ماه خدا 🌹طاعات وعباداتتون قبول حق 🌹 دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان 🌹 اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِيهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِينَ وَ اجْعَلْنِي فِيهِ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ الْقَانِتِينَ‏ وَ اجْعَلْنِي فِيهِ مِنْ أَوْلِيَائِكَ الْمُقَرَّبِينَ بِرَأْفَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏. 🌹 خدايا! مرا در اين روز از توبه و استغفار كنندگان قرار ده و از بندگان صالح مطيع خود مقرر فرما و هم در اين روز مرا از دوستان مقرب درگاه خود قرار ده به حق لطف و رأفتت اى مهربانترين مهربانان عالم. 🤲التماس دعا🤲 https://eitaa.com/Iranian_culture
درود برشما🌺🌺🌺 صبح زیبایت بخیر طاعات و عباداتت قبول🌷 در سکوتی که دلت دست دعا باز نمود،🌷 یاد ما باش که محتاج دعائیم هنوز🌷 در لحظه های ناب  و خالصانه ی راز و نیازتون 🌷 ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید، التماس دعا🌷 ارسالی جناب آقای حبیب محسنی بهشهر _ روستای ولم https://eitaa.com/Iranian_culture
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گیلان _طبیعت زیبای ییلاق تالش 💚بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 💚 ♥️الهی به امیدلطف وکرم تو♥️ 🗓امروزپنج شنبه ۱۶اسفندماہ ۱۴۰۳ ۵رمضان ۱۴۴۶ ۶مارس ۲۰۲۵ 🌹سلام ودرود مهربانان 🌹روز زیباتون بخیر ونیکی 🌹طاعات وعباداتتون قبول حق 🌹آخر هفته تون سرشار از حال خوب https://eitaa.com/Iranian_culture
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از دوست من کتاب📚
📕📗📘 خستگی و عاشقی! ✍ چند وقت پیش جمله‌ای از آنتونی رابینز دیدم: "آدم خسته نمی‌تواند عاشقی کند." همین که خواندم، انگار چیزی درونم فرو ریخت. مکث کردم. فکر کردم. رابینز این جمله را از زاویه‌ای دیگر گفته بود، اما من آن را در ذهنم بسط دادم، کشیدم تا انتهایش… و به این نتیجه رسیدم: تمام گرفتاری‌های ما از همین‌جا شروع می‌شود، از خستگی‌هایی که مجال عاشقی نمی‌دهند. ما پدر و مادری خسته‌ایم. مدیری خسته، کارمندی خسته، دانش‌آموزی خسته، فرزندی خسته، شهروندی خسته. و در میان این خستگی‌ها، عشق جایی ندارد. عشق، ملاط زندگی است. وقتی با عشق آمیخته شوی، مهم نیست کجای زندگی ایستاده‌ای—در رأس هرم خانواده، در سازمانی بزرگ، در پایین‌ترین نقطه‌ی جامعه—اگر عاشقی بلد باشی، خستگی‌ات هم طعم دیگری می‌گیرد. مثل خستگی یک مادر که به خوابش هم بوی نوزادش را آغشته می‌کند. مثل خستگی معلمی که شب‌ها هم به فکر شاگردانش است. اگر عشق باشد، خستگی نمی‌شکند، ساخته می‌شود. عشق و جنون، مرزی باریک دارند… مدتی پیش دوستی قدیمی که سال‌ها ندیده بودمش، به دیدنم آمد. دختر کوچکش هم همراهش بود. تازه در تهران پست بالایی گرفته بود. نشست و از موفقیت‌هایش گفت. از شغلش، از تحصیلاتش، از درآمدش، از شرکتش. کلماتش پر از هیجان بود، اما من در چشم‌هایش خستگی دیدم. نه عشق، که جنون. گاهی عشق را با جنون اشتباه می‌گیریم… ما سال‌ها دویده‌ایم، پله‌ها را یکی‌یکی بالا رفته‌ایم، و خیال کرده‌ایم که عاشقی کرده‌ایم، اما فقط در هیاهوی جنون غرق شده‌ایم. عشق آن نیست که در مسیرش همه‌چیز را فراموش کنیم، آن است که در مسیرش، عزیزانمان را با خود ببریم. حرف‌هایش که تمام شد، منتظر بود تأییدش کنم. اما من به دخترکش نگاه کردم. چشم‌های معصومش را دیدم، و در عمق آن‌ها، خلأ پدری که هست و نیست، که گاهی پیدا می‌شود و بیشتر وقت‌ها نیست. آرام گفتم: "دوست عزیز، زندگی خانوادگی‌ات را با هیچ‌چیز عوض نکن. تو که خانه‌ات در شهری دیگر است و شغلت در تهران، کی برای خانواده‌ات می‌مانی؟ یک پدر خسته، نمی‌تواند عاشقی کند. اگر روزی به میانسالی برسی و بفهمی که فرزندانت آن‌طور که باید، قد نکشیده‌اند، آن‌وقت صاحب هیچ‌چیز نیستی، هرچند حساب بانکی‌ات پر باشد، هرچند مدیر موفقی باشی. بچه‌ها در کودکی به پدر نیاز دارند، وقتی بزرگ شدند و پرواز کردند، دیگر احتیاج زیادی به تو ندارند. مبادا آن روز که دیگر دیر شده، بفهمی بال‌های پروازشان را شکسته‌ای." نگاهی به من انداخت. سنگینی حرف‌هایم را حس می‌کردم. دست دخترکش را گرفت، برخاست، و گفت: "بزرگ‌ترین هدیه را به من دادی." نگاهش را دنبال کردم. با خود گفتم: امیدوارم خستگی را از تن به در کند، تا بتواند عاشقی کند. و در آخرین لحظه، دستان کوچک عشق را در دستان مردانه‌اش نظاره کردم… https://eitaa.com/myfriend1book