روز هایی ك تصاویر شما روی تخت بیمارستان منتشر شد ، بند دل یك ملت رو پاره کرد ..
ما اصلا طاقت دیدن اون ملافه های سفید و اون سرمی ك به دستتون وصل بود رو هم نداشتیم ، دست و پاهامون میلرزید وقتی شما رو ، حتی واسه یك یه لحظه ، خوابیده روی تخت بیمارستان میدیدیم ..
ما به ایستادنت عادت داشتیم اقا ..
به اون خطبه های طوفانیت ، به اون دست چپی ك تو هوا میچرخید تا معادلات دنیا رو بهم بریزه ..
به اون قامتی ك وقتی به نماز میایستید ، انگار لنگر زمین و آسمان سفت میشد ..
اما حالا تابوت .. ؟!)
وداع .. ؟!)
تشییع .. ؟!)
نماز جنازه .. ؟!)