💢درسهای دلار پنج هزار تومانی
🔺 عبور دلار از کانال پنج هزار تومان، اگر چه تلخ است اما درس آموزی دارد.
🔺 دلار پنج هزار تومانی نشان میدهد که "انتخابات صرفا یک رخداد سیاسی و کنش هیجانی نیست" و مردم پس از انتخابات، باید مسئولیت آثار و تبعات خوب و بد انتخاب خود را بپذیرند.
🔺 دلار پنج هزار تومانی اثبات میکند که مردم در انتخابات، نباید صرفا با توصیه "سلبریتیهای هنری، ورزشی و سیاسی" رای بدهند.
⭕️ نباید تنها به وعدههای عاری از برنامه دل خوش کنند.
⭕️ مردم نباید در دام رقیب هراسی و دوقطبی سازی بیفتند.
دلار پنج هزار تومانی به مردم گوشزد میکند که سرنوشت خود را با کف و سوت تعیین نکنند و معیشت خود را به مرفهین بیدرد و اشراف نوکیسه نسپارند.
🔺آری دلار پنج هزار تومانی ناراحت کننده است اما درس مسئولیت پذیری میدهد.
در یک جمله، درس دلار پنج هزار تومانی این است که باید عقلانیت در رای دادن داشت و امانت را باید به اهلش سپرد؛ نه به نااهلش و..
دکتر رضا سراج
🇮🇷 @IslamLifeStyles
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ تو آدم موفقی هستی؟☺️
🔹موفقیت رو چی میدونی؟
💥این کلیپ رو هفته ای یه بار ببینید...👌
🌲 @IslamLifeStyles
تنهامسیرآرامش 💞
رمان دوم #دختر_شینا 6 🔶 وقتی دید به این راحتی نمی تواند من را به حرف درآورد، او هم دیگر حرفی نزد.
🔹🌺🔹🌺🔹
#دختر_شینا 7
👝 ساک دستم بود. رفتم و گوشه ای نشستم و آن را باز کردم. چند تا بلوز و دامن و روسری برایم خریده بود. از سلیقه اش خوشم آمد. 😍👌
🔹 نمی دانم چطور شد که یک دفعه دلم گرفت😞
لباس ها را جمع کردم و ریختم توی ساک و زیپش را بستم و دویدم توی حیاط⛲️
صمد نبود، رفته بود....
فردایش نیامد. پس فردا و روزهای بعد هم نیامد...
💗 کم کم داشتم نگرانش می شدم. به هیچ کس نمی توانستم رازِ دلم را بگویم. خجالت می کشیدم از مادرم بپرسم خبری از صمد دارد یا نه....
🏞 یک روز که سرِ چشمه رفته بودم، از زن ها شنیدم پایگاه آماده باش است و به هیچ سربازی مرخصی نمی دهند.
✊ پدرم در خانه از تظاهراتِ ضد شاه حرف می زد و اینکه در اغلبِ شهرها حکومت نظامی شده و مردم شعارهای ضد حکومت و ضد شاه سر می دهند؛
امّا روستای ما امن و امان بود و مردم به زندگی آرامِ خود مشغول بودند.
🌺 یک ماه از آخرین باری که "صمد" را دیده بودم، می گذشت. آن روز خدیجه و برادرم خانه ما بودند، نشسته بودیم روی ایوان. مثل تمام خانه های روستایی، درِ حیاطِ ما هم جز شب ها، همیشه باز بود.
❣ شنیدم یک نفر از پشتِ در صدا می زند: «یاالله... یاالله...» "صمد" بود.
برای اولین بار از شنیدنِ صدایش حالِ دیگری بهم دست داد. قلبم به تپش افتاد....
_/\|/\❤️
🔸 برادرم، ایمان، دوید جلوی در و بعد از سلام و احوال پرسی تعارفش کرد بیاید تو.
💖 "صمد" تا من را دید، مثل همیشه لبخند زد و سلام داد.
حس کردم صورتم دارد آتش می گیرد🔥
انگار دو تا کفگیرِ داغ گذاشته بودند روی گونه هایم. سرم را پایین انداختم و رفتم توی اتاق...💞
🔹 خدیجه تعارف کرد "صمد" بیاید تو.
تا او آمد، من از اتاق بیرون رفتم. خجالت می کشیدم پیشِ برادرم با "صمد" حرف بزنم یا توی اتاقی که او نشسته، بنشینم... 😥
🔶 "صمد" یک ساعت ماند و با برادرم و خدیجه حرف زد. وقتی از دیدنِ من ناامید شد، بلند شد، خداحافظی کرد برود...
🌹 توی ایوان من را دید و با لحنِ کنایه آمیزی گفت:😏«ببخشید مزاحم شدم. خیلی زحمت دادم. به حاج آقا و شیرین جان سلام برسانید.»
بعد خداحافظی کرد و رفت......
❇️ خدیجه صدایم کرد و گفت: «قدم! باز که گند زدی. چرا نیامدی تو. بیچاره! ببین برایت چی آورده.» و به چمدانی که دستش بود اشاره کرد و گفت: «دیوانه! این را برای تو آورده.»👝💝
آن قدر از دیدن "صمد" دستپاچه شده بودم که اصلاً چمدان را دستش ندیده بودم. 😇
🔷 خدیجه دستم را گرفت و با هم به یکی از اتاق های تو در تویمان رفتیم. درِ اتاق را از تو چِفت کردیم و درِ چمدان را باز کردیم.
"صمد" عکسِ بزرگی از خودش را چسبانده بود توی درِ داخلی چمدان و دورتادورش را چسب کاری کرده بود.
با دیدن عکس، من و خدیجه زدیم زیرِ خنده.☺️
🎁 چمدان پر از لباس و پارچه بود. لابه لای لباس ها هم چند تا صابونِ عطری عروس گذاشته بود تا همه چیز بوی خوب بگیرد.😌
لباس ها هم با سلیقه تمام تا شده بود. خدیجه سرِ شوخی را باز کرد و گفت: «کوفتت بشود قدم، خوش به حالت. چقدر دوستت دارد.»
💥 ایمان، که دنبالمان آمده بود، به در می کوبید. با هول از جا بلند شدم و گفتم: «خدیجه! بیا چمدان را یک جایی قایم کنیم.»😰
خدیجه تعجب کرد: «چرا قایم کنیم؟!»⁉️
🔵 خجالت می کشیدم ایمان چمدان را ببیند. گفتم: «اگر ایمان عکس "صمد" را ببیند، فکر می کند من هم به او عکس داده ام.»
🔺ایمان دوباره به در کوبید و گفت: «چرا در را بسته اید؟! باز کنید ببینم.»
با خدیجه سعی کردیم عکس را بِکَنیم، نشد. انگار "صمد" زیرِ عکس هم چسب زده بود که به این راحتی کَنده نمی شد.
🔹 خدیجه به شوخی گفت: «ببین انگار چسب دوقلو زده به این عکس. چقدر از خودش متشکر است.»😊
⭕️ ایمان، چنان به در می کوبید که در می خواست از جا بِکَند.
🔸دیدیم چاره ای نیست و عکس را به هیچ شکلی نمی توانیم بِکَنیم. درِ چمدان را بستیم و زیر رختخواب هایی که گوشه اتاق و روی هم چیده شده بود، قایمش کردیم.
✳️ خدیجه در را به روی ایمان باز کرد. ایمان که شستش خبردار شده بود کاسه ای زیر نیم کاسه است، اوّل با نگاه اتاق را وارسی کرد و بعد گفت: «پس کو چمدان. "صمد" برای قدم چی آورده بود؟!»⁉️
🔹 زیرِ لب و آهسته به خدیجه گفتم: «به جانِ خودم اگر لو بدهی، من می دانم و تو.»
خدیجه سرِ ایمان را گرم کرد و دستش را کشید و او را از اتاق بیرون برد.
🖋ادامه دارد....
نویسنده ؛ #بهناز_ضرابی_زاده
☢ http://eitaa.com/joinchat/63963136C91e5c60dda
💥 هم خانوما و هم آقایون بخونن 👇👇👇
💢 ازدواج دوم؟! 💢
#چند_همسری
🔸 یه موضوعی هست که چند وقتیه توی شبکه های اجتماعی ازش صحبت میشه. بد نیست که یه اشاره ای بهش داشته باشیم:
🔷 موضوع انتخاب همسر دوم!
🔸 ببینید اصل این موضوع بد نیست و بستگی به شرایط و نیت ها داره.
همونطور که میدونید احکام دینی برای همه افراد ثابت نیست. ممکنه یه کاری برای یه نفر حلال باشه ولی برای یه نفر دیگه حرام!
✅ موضوع ازدواج دوم هم همینطوره. برای برخی افراد اشکالی نداره ولی برای برخی دیگه حرامه.
در چه صورتی اشکال نداره؟
🔹 در صورتی که اولا بین اطرافیان، جوان مجرد محتاج به ازدواج نباشه
🔹 و ثانیا اون آقا بخواد با یه خانمی که سنش بالا رفته یا به هر دلیلی خواستگار نداره ازدواج کنه که اون هم بتونه زندگی متاهلی رو تجربه کنه
🔹 و ثالثا اینکه همسر اولش ناتوانی جنسی یا بیماری خاصی داشته باشه و کاملا راضی به این ازدواج باشه به طوری که از سر "جو گیری" این تصمیم رو نگرفته باشه که بعدا پشیمون بشه!
💢 اگه حتی یه مورد از اینا هم مشکلی باشه به هیچ وجه ازدواج دوم درست نیست.
🔸 در جامعه ما هم وقتی نگاه میکنیم میبینیم که بیشتر این شرایط مهیا نیست.
✅ بنابر این آقایون عزیز اولا بهتره که هر نیت خوبی هم که دارن، برن به سمت کمک به ازدواج مجرد ها و کلا فکر چند همسری رو از ذهنشون پاک کنن.
🌹 بعدش هم اینکه حتما سعی کنن مدام به همسرشون اطمینان بدن که به هیچ وجه به همسر دوم فکر هم نمیکنن.
یه آقا باید مدام به خانمش آرامش بده و بگه" عزیزم من تمام دنیا رو با یه تار موی تو عوض نمیکنم و...💞😊
💢 اگه این آرامش به اون خانم داده نشه، زندگی اون مرد تلخ و سرد خواهد شد.
🔸 آقایون عزیزی هم که ممکنه وسوسه چند همسری توی سرشون اومده باشه باید یه موقع توی یه خلوتی بشینن و با خودشون فکر کنن و برای همیشه فکر همسر دوم رو از سرشون بیرون کنن
🚫 این فکر اگه همون اول جلوش گرفته نشه، آثار منفیش زندگی اون مرد رو آتش خواهد زد.🔥 اگه میبینی شرایطش رو نداری کلا نذار شیطان وسوست کنه.
✅🌺 ضمن اینکه خانم ها هم باید صبورانه و با برنامه ریزی خیلی خوب، شرایطی رو فراهم کنن که آقایون توی خونه لذت ببرن تا شیطان اون ها رو به سمت بیرون از خونه وسوسه نکنه.
🔸اگه این نکات رعایت بشه، شاهد بسیاری از مشکلات توی جامعه نخواهیم بود.
ان شالله که عاقبت امر هممون ختم به خیر بشه.
🔷 وارد کانال تخصصی تربیت دینی بشید:👇
http://eitaa.com/joinchat/63963136C91e5c60dda
#ارسالی_کاربران
سلام
به نظر من آقايون به جاي فكر كردن به زن دوم، زن اول رو خوشبخت كنن!
----------------------
☢ حرف درستیه. اگه آقایی میخواد همسر دوم رو خوشبخت کنه، بهتره که تلاش کنه همون همسر اولش رو خوشبخت کنه. که البته خوشبختی فقط با رعایت "تقوا و مبارزه با نفس" به دست میاد.
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
#ارسالی_کاربران
با سلام بعضی ها این نظر دارند که فلانی تمکین نمیکرد همسرش رو پس حق داره بره سمت تعدد زوجات....اینجا پس چی میشه؟
---------------------
☢ اینکه زن تمکین نمیکنه رو باید با "مبارزه با نفس و رفتار خوب" حلش کرد نه با گرفتن زن دوم! به فرض زن دوم هم تمکین نکرد بعدش چی؟
آخرش آدم باید خودشو اصلاح کنه.☺️
نظرات زیادی برامون رسید.
🌹 ممنون از همه شما بزرگواران. ان شالله توی فایل صوتی مطالبی رو عرض میکنم.
شبتون بخیر.☺️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🚨یک مادر: خودم محجبهام، دختران مدرسه را هم محجبه کردم، اما دختر خودم ...😔
اشکال کار کجاست؟!
حتما ببینید!
🔷 @IslamLifeStyles
سلام دوستان
تلگرام ما قطع شده
آدرس های ما رو داشته باشید ...
همه ی کانالای ما در ایتاء وسروش و گپ همه با همین آدرس هست 👇
@IslamLifeStyles
✅ ضمن اینکه تدریس های ما همگی توی برنامه گپ خواهد بود.
همراهمون باشید