961127-Panahian-EhsasNiazBeKhoda-HeiatSarallah-01-18k.mp3
6.61M
🌺 #احساس_نیاز_به_خدا
جلسه اول: حس طغیانگری انسان
۹۶.۱۱.۲۸
🌄 @IslamLifeStyles
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠️ تاثیرات واردات برنج و چای و دیگر محصولات خارجی را ببینید👆
@IslamLifeStyles
تنهامسیرآرامش 💞
🔸🌺🔻🔹 #دختر_شینا 8 🗓 روزها پشت سر هم می آمدند و می رفتند. گاهی "صمد" تندتند به سراغم می آمد و گاهی
🔹🌺🔹🌹
#دختر_شینا 9
قلبم تالاپ تلوپ می کرد و نفسم بند آمده بود...
_/\|/\❤️
🌷 صمد که صدایم را شنیده بود، از وسطِ دریچه خم شد توی اتاق.
صورتش را دیدم. با تعجب داشت نگاهم می کرد
💓 تصویرِ آن نگاه و آن چهره مهربان تپش قلبم را بیشتر کرد....
اشاره کردم به بقچه. خندید و با شادی بقچه را بالا کشید.
🎊🎉 دوستانِ صمد روی پشت بام دست می زدند و پا می کوبیدند. بعد هم پایین آمدند و رفتند توی آن یکی اتاق که مردها نشسته بودند.
بعد از شام، خانواده ها درباره مراسمِ عقد و عروسی صحبت کردند.💍
🌺 فردای آن روز مادرِ صمد به خانه ما آمد و ما را برای ناهار دعوت کرد. مادرم مرا صدا کرد و گفت: «قدم جان! برو و به خواهرها و زن داداش هایت بگو فردا گَلین خانم همه شان را دعوت کرده.»
🔹چادرم را سرکردم و به طرفِ خانه خواهرم راه افتادم. سرِ کوچه "صمد" را دیدم. یک سبد روی دوشش بود. تا من را دید، انگار دنیا را به او داده باشند، خندید و ایستاد و سبد را زمین گذاشت و گفت: «سلام.» 😊✋
💥 برای اولین بار جوابِ سلامش را دادم؛ اما انگار گناهِ بزرگی انجام داده بودم، تمامِ تنم می لرزید. مثل همیشه پا گذاشتم به فرار...
🔹 خواهرم توی حیاط بود. پیغام را به او دادم و گفتم: «به خواهرها و زن داداش ها هم بگو.»
🔶 بعد دو تا پا داشتم و دو تا هم قرض کردم و دویدم. می دانستم "صمد" الان توی کوچه ها دنبالم می گردد. می خواستم تا پیدایم نکرده، یک جوری گم و گور شوم.
❇️ بین راه دایی ام را دیدم. اشاره کردم نگه دارد. بنده خدا ایستاد و گفت: «چی شده قدم؟! چرا رنگت پریده؟!»
گفتم: «چیزی نیست. عجله دارم، می خواهم بروم خانه.»
دایی خم شد و درِ ماشین را باز کرد و گفت: «پس بیا برسانمت.»
🚗 از خدا خواسته ام شد و سوار شدم. از پیچِ کوچه که گذشتیم، از توی آینه بغل ماشین، "صمد" را دیدم که سرِ کوچه ایستاده و با تعجب به ما نگاه می کرد‼️
مهمان بازی های بین دو خانواده شروع شده بود.
🌟 چند ماه بعد، پدرم گوسفندی خرید. نذری داشت که می خواست ادا کند. مادرم خانواده صمد را هم دعوت کرد.
🚎 صبحِ زود سوارِ مینی بوسی شدیم، که پدرم کرایه کرده بود، گوسفند را توی صندوق عقبِ مینی بوس گذاشتیم تا برویم امامزاده ای که کمی دورتر، بالای کوه بود. 🐑
ماشین به کُندی از سینه کشِ کوه بالا می رفت.
راننده گفت: «ماشین نمی کِشد. بهتر است چند نفر پیاده شوند.»
🔷 من و خواهرها و زن برادر هایم پیاده شدیم. صمد هم پشت سرِ ما دوید. خیلی دوست داشت در این فرصت با من حرف بزند، امّا من یا جلو می افتادم و یا می رفتم وسطِ خواهرهایم می ایستادم و با زن برادرهایم صحبت می کردم. 🚫
آه از نهادِ صمد درآمده بود...
بالاخره به امامزاده رسیدیم. گوسفند را قربانی کردند و چندنفری گوشتش را جدا و بین مردمی که آن حوالی بودند تقسیم کردند.
قسمتی را هم برداشتند برای ناهار، و آبگوشتی بار گذاشتند.🍜
🌳 نزدیکِ امامزاده، باغِ کوچکی بود که وقف شده بود. چندنفری رفتیم توی باغ. با دیدن آلبالوهای قرمز روی درخت ها با خوشحالی گفتم: «آخ جون، آلبالو!» صمد رفت و مشغولِ چیدنِ آلبالو شد.🍒
🔸 چند بار صدایم کرد بروم کمکش؛ امّا هر بار خودم را سرگرمِ کاری کردم. خواهر و زن برادرم که این وضع را دیدند، رفتند به کمکش.
💝 صمد مقداری آلبالو چیده بود و داده بود به خواهرم و گفته بود: «این ها را بده به قدم. او که از من فرار می کند. این ها را برای او چیدم. خودش گفت خیلی آلبالو دوست دارد.»
⭕️ تا عصر یک بار هم خودم را نزدیکِ صمد آفتابی نکردم.
🔹 بعد از آن، صمد کمتر به مرخصی می آمد. مادرش می گفت: «مرخصی هایش تمام شده.» گاهی پنج شنبه و جمعه می آمد و سری هم به خانه ما می زد.
🎁 امّا برادرش، ستار، خیلی تندتند به سراغ ما می آمد. هر بار هم چیزی هدیه می آورد.
یک بار یک جفت گوشواره طلا برایم آورد. خیلی قشنگ بود و بعدها معلوم شد پولِ زیادی بابتش داده. 💵
⌚️یک بار هم یک ساعت مچی آورد.
پدرم وقتی ساعت را دید، گفت: «دستش درد نکند. مواظبش باش. ساعتِ گران قیمتی است. اصلِ ژاپن است.»
🖋 ادامه دارد....
نویسنده؛ #بهناز_ضرابی_زاده
در مسیر آرامش...
💞 @IslamLifeStyles
💢 برجام موشکی 💢
✅ یکی از مهم ترین رسالت های ما اینه که از زحمات رهبری دفاع کنیم.
رهبری برای برجام خیلی هزینه دادن
" اونم فقط برای اینکه مردم ما آگاه بشن"
❌ ولی دشمنان ما دارن توی جامعه خیلی زیرکانه عنوان میکنن که "رهبری باید اجازه مذاکرات برجام منطقه ای رو بده"😒❌
🚫🚫🚫 در حالی که مذاکرات منطقه ای یعنی خلع سلاح موشکی ایران و حمله اتمی اسرائیل به جمهوری اسلامی
و اینو اصلاح طلبا و غربگراهای کثیف و اصولگرایان احمق یا جاهلانه یا خائنانه دارن به پیش میبرن.
🔷✅ 📡 حتما باید یه کار گسترده تشکیلاتی و کمپین های بزرگ تشکیل بشه و مدام خسارت های برجام به مردم گفته بشه.
🔌💢 باید کاری کنیم که کسی جرات نکنه اسم برجام موشکی رو بیاره
📲 هر کاری که میتونید انجام بدید. پوستر بسازید. تجمع کنید، توی کانال ها با روش های مختلف بگید. توی فامیل و آشنایان و محل کار برای بقیه توضیح بدید و...
🔺این پیام رو برای همه منتشر کنید
💯 @IslamLifeStyles
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سلام
صبحتون بخیر
💞روز پدر مبارك💞
@IslamLifeStyles
⚜💚⚜💚⚜💚⚜
⚜مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است
⚜اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
⚜وقت طواف دور حرم فکر می کنم
⚜این خانه بی دلیل ترک برنداشته است
⚜دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
⚜آیینه ای برای پیمبر نداشته است
⚜سوگند می خورم که نبی شهر علم بود
⚜شهری که جز علی در دیگر نداشته است
⚜طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
⚜انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است
⚜یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
⚜یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است
@IslamLifeStyles
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
شعر فوق العاده حمیدرضا_برقعی در مدح امیر المومنین، علی علیه السلام
👏👏👏👏
❤️در مسیر آرامش...
@IslamLifeStyles