ناراحت نشو از حرفم، این یه واقعیته که تلخه...
خیلی مواقع توی عمق دلت میدونی یه کاری درسته، ولی هوای نفس نمیگذاره انجامش بدی؛
برات دلایل منطقی جور میکنه.
فریب نخور.
شیطان رو لعنت کن که آدم و حوا رو با یکی دو جمله از باغ نعمت ها بیرون کرد!
ابلیس و نوچه هاش میان زیر گوش آدما زمزمه میکنن...
یا اوضاع رو زیادی خوب توصیف میکنن که غرور برش داره و بی خیال تلاش کردن بشه؛
یا چنان سیلی ناامیدی به صورتش میکوبن که انگیزه برای حرکت و کوشش نداشته باشه!
نه مأیوس شو، نه مغرور!
واقعا بعضی وقتا حس میکنم در فواصل زمانی کوتاه با افرادی مواجه میشم که دچار نوعی معلولیت ذهنی پنهان هستن!
شاید دچار غرور شده باشم، شایدم دچار ناامیدی!!
هردوتاش ویران کننده ست😢
باید دنبال راهکار متفاوتی بگردم؛
شاید روش های قبلی اثربخش نیست!
اگر کاملا معصوم نشدیم، اما میشه تا حد امکان از آلوده شدن دوری جست؛
میشه یه جایی متوقف شد؛
میشه از ناپاکی های چسبنده دست و دل شست؛
در برابر وسوسه ها میشه مقاومت کرد؛
میشه بر خواهش های نفس پا گذاشت؛
میشه قبل از اینکه دیر بشه از مهلکه بیرون رفت؛
میشه عزت نفس داشت؛
میشه چیزهایی رو که حق ما نیست با وجود فراهم بودن موقعیت، بی منت گذاشت و رفت؛
میشه به نعمت هایی که دیگران دارن چشم نداشت؛
🧡💛💚💙
قرار بود با توجه به گناهان خودم، دیگه نسبت به خطاکاران دچار تکبر نشم؛
باید حاجت و خواسته های دلم رو از خدا طلب میکردم؛
باید از چیزی که داشتم بهره می بردم و راضی میشدم؛
🍪🍰🍫
با وجود غم ها و درد ها و اشک ها و دلشکستگی ها،
باید سهمی از شیرینی صبر میداشتم