من ز خود هیچ ندارم که به آن فخر کنم
هر چه دارم همه از نوکری خانه اوست...
#آقایاباعبدالله
با وجود تو ندارد غصه ی درمان،اگر
هر کسی در حله حتی کور مادر زاد شد
ظاهرا گلدسته و صحن و سرا،اما در اصل
در جهان دارالشفای تازه ای ایجاد شد..
حب جنت، نه... که مقصود اقتدا بر مرتضاست
در دل شب ها اگر عبد علی بیدار شد
یا من أرجوه لکل خیرِ من تنها علی است
باطن اذکار شد، او مخزنُ الاسرار شد
رسولاللّٰه خندید و علی غرید و دَر را کند
کسی که بود و منکر شد چه بهتر کور و کر باشد؛
اگر دستمال زردش را به پيشانی ببندد او
بعيد است اينكه ديگر دشمنش دنبال شر باشد؛
در و دربان در را با هم از جا ميكند حيدر
كه آويزان درب قلعه بيش از صد نفر باشد!
به جز اون پهلوان؟ ماكو؛ يدالله است اين بازو
برای او درِقلعه نه! خيبر مثل پر باشد؛
خدا جانم علی میگفت و جبرائیل کف میزد
چنان او تاخت بر مرحب که مفقودالاثر باشد