֙⋆پرتوی نور .
همش میگم بابا شمرو نبخشیا :))
شب سوم محرم که رفته بودیم حدادیان اینو خوند .
یادمه اینقدر حالم خراب شده بود که قلبم تیر میکشید نمیتونستم نفس بکشم
֙⋆پرتوی نور .
زیاد نمونده :))))
بچه ها تا آخر شب از مرز رد میشیم
به احتمال زیاد اینترنت ندارم
خلاصه که هر چی خوبی و بدی دیدید حلال کنید😂.