֙⋆پرتوی نور .
قضیه از این قراره که ما دیشب ساعت ۱۲ اینا رسیدیم حرم سلام دادیم و برگشتیم چون اصلا جا نبود زیارتامو
فقط میخواستیم برسیم ایران
با کلی عجله اومدیم و اصلا حالمون خوب نبود
تا رسدیم مرز ایران و پرچم و دیدیم مردم سریع دست میزدن بوس میکردن 😂
واقعا عذاب کشیدم این چند وقت تو اون کشور
این چند وقت مدرسه کلاسای یازدهممونو داشتیم
به قدری از درسا عقب افتادم
تازه کلی پروژه باید تحویل بدم
نتیجه؟
میرسم تهران میخوابم
برا دوستای کافرم تسبیح خریدم
باید مجبورشون کنم سر کلاس صلوات بفرستن بلکه ثوابش بره برا من
نمیدونم باید به کدوم یک از کارام برسم
ذهنم شلوغو و پراکنده است
همه دارن فشار میارن بهم
یهو از سفر اومدم با کلی کار و اتفاق رو به رو شدم
دارم از خستگی میمیرم
خستم