از دیشب فقط همینی که گذاشتم پروفایل رو دارم چون اصلا حالم خوب نبود که بخوام عکس بگیرم
نشسته بودم یه گوشه فقط نگاش میکردم
حس میکردم اگه چشمامو بردارم محو میشه .
بعد نماز مغرب که اومدیم صدای آقا رو پخش کردن و پرده هارو آوردن پایین
همه داشتن فیلم میگرفتن ولی من یخ کرده بودم
چرا اونجوری بود؟ مگه نباید سرپا میبود؟
نمیخوام از نماز حرف بزنم
از آوردن پیکر ها
از امامه مشکی روی پیکر آقا
از ورود پیکر زهرا کوچولو که دل مردم رو یجور دیگه خون کرد .
من تا عمر دارم دیشب و امروز رو یادم نمیره .
دیشب سر بامان الله طاهری و تو شیب گودال آقای پناهی و بعد حاج محمود و بعد نماز هم مهدی رسولی و طاهری با هم ..
اصلا انگار رقابت بود که کی بیشتر دل مردم رو بسوزونه ))
من امروز سر نماز کمرم خم شد
انگار بعد چهار ماه تازه فهمیدیم که چقدر شکسته شدیم .
֙⋆پرتوی نور .
من قلبم برا بارون لک زده دیدم کربلا بارون اومده
ولی میدونی
من خداحافظی هیچ موقع نکردم
دوای دردم .