eitaa logo
فواد ایزدی
5.8هزار دنبال‌کننده
312 عکس
101 ویدیو
9 فایل
فواد ایزدی
مشاهده در ایتا
دانلود
روزنامه فایننشیال رویو استرالیا: ۱-بهره‌برداری ایران از کنترل خود بر تنگه هرمز به این معنی است که جمهوری اسلامی اکنون می‌تواند آرزوی انجام کارهای بسیار بیشتری از صرفاً زنده ماندن در برابر حمله آمریکا و اسرائیل را داشته باشد. این کشور چشم‌انداز واقعی برای خروج از جنگ در یک موقعیت بین‌المللی تقویت‌شده را دارد. ۲-یک محاسبه‌ی ساده نشان می‌دهد که ایران با اخذ عوارض در تنگه می‌تواند ماهانه میلیاردها دلار به خزانه‌ی دولت اضافه کند. ۳-دونالد ترامپ نبوغ عجیبی در وادار کردن دشمنان آمریکا به کشف اشکال جدید اهرم فشار بر ایالات متحده را دارد. تهران با خشنودی متوجه شده چقدر سریع می‌تواند به غرب آسیب اقتصادی وارد کند. ۴-واقعیت ناامیدکننده این است که هیچ راه حل نظامی برای متوقف کردن ایران وجود ندارد. حتی تصرف جزیره خارگ لزوماً مشکل تنگه را حل نمی‌کند. در واقع، برنامه‌ریزان نظامی غربی نسبت به احتمال بازگشایی تنگه تنها با ابزار نظامی بسیار بدبین هستند. جغرافیای منطقه و فناوری موجود در ایران - از جمله پهپادهایی که می‌توانند کیلومترها دورتر از خط ساحلی هدایت شوند - به این معنی است که حتی اسکورت‌های دریایی نیز نمی‌توانند ایمنی ترافیک تجاری را تضمین کنند. ۵-کشورهای منطقه مانند امارات و عربستان سعودی به خوبی می‌دانند که حملات ایران به تأسیسات نفتی یا آب شیرین‌کن آنها می‌تواند ویرانی‌های بلندمدتی را بر اقتصاد و جوامع آنها تحمیل کند. آنها در نهایت ممکن است تصمیم بگیرند که پرداخت پول حفاظت به ایران گزینه بهتری نسبت به تشدید تنش است. ۶-کشورهای آسیایی نیز پرداخت عوارض به ایران را در نظر خواهند گرفت. متحدان آمریکا، مانند ژاپن و اتحادیه اروپا، می‌دانند که پرداخت عوارض به ایران خشم آمریکا را برمی‌انگیزد. اما روابط اروپا با دولت ترامپ در حال حاضر آنقدر بد است - و رئیس جمهور آمریکا آنقدر دمدمی مزاج است که اروپایی‌ها ممکن است به جای پذیرش قیمت‌های بالاتر انرژی یا بازگشت به خرید نفت و گاز از روسیه، در نهایت به ایران عوارض پرداخت کنند. ۷-بیرون آمدن ایرانِ جسورتر از جنگ خبر بدی خواهد بود. متأسفانه، در حال حاضر این نتیجه محتمل به نظر می‌رسد:
‌رابطه نخست‌وزیر شاه و دکتر عراقچی سوال: آیا ‌ در آبهای بين‌المللی است؟ پاسخ: خیر. عرض تنگه هرمز ۲۱ مایل دریایی است. بر اساس کنوانسیون حقوق درياها، ۱- آب‌های سرزمینی کشورها ۱۲ مایل دریایی است. ۲-"منطقه نظارت" کشورها هم ۱۲ مایل دریایی فراتر از آب‌های سرزمینی است. در این منطقه قوانین کشور ساحلی باید رعایت شود. ۳-"منطقه انحصاری اقتصادی" کشورها هم ۲۰۰ مایل دریایی است. در این منطقه همانطور که از اسمش پیداست کشور ساحلی در حوزه منافع اقتصادی انحصار دارد. به همین دلیل این جمله دکتر عراقچی در مصاحبه اخیر با الجزیره مهم است: "واقعیت این است که تنگه هرمز در آب‌های سرزمینی ایران و عمان قرار دارد. تنگه هرمز در آب‌های بین‌المللی نیست. این آب‌های داخلی ایران و عمان است". موضوع حقوق ایران در تنگه هرمز چیز جدیدی نیست. در کنفرانس سال ۱۳۳۷ حقوق درياها در ژنو، دکتر احمد متین‌دفتری نماینده ایران بود و در صورتجلسه کنفرانس آمده که وی ۹ بار در حین کنفرانس به بندهای مطرح شده نقد داشت. در نهایت با تلاش دکتر متین‌دفتری که آن سال‌ها سناتور بود این کنوانسیون در قوه مقننه ایران تصویب نشد. به این ترتیب این حق ایران است که در آب‌های سرزمینی و تحت نظارت خود ‌ دریافت کند. ترکیه هم مثل ایران عضو کنوانسیون حقوق درياها نیست و ده‌ها سال است که از تنگه‌های در جوار خود، که اتفاقا در آبراه‌های بین‌المللی هستند، "عوارض عبور" دریافت می‌کند. کشورهایی مانند استرالیا، کانادا و دانمارک هم که عضو کنوانسیون حقوق درياها هستند، از اصطلاح "عوارض راهبری" برای مبالغ دریافتی استفاده می‌کنند. ایران از ترکیه، استرالیا، کانادا و دانمارک کمتر نیست. دکتر متین‌دفتری که در سال ۱۳۵۰ فوت کرد برادرزاده و داماد مرحوم دکتر محمد مصدق بود و برای مدت کوتاهی نخست‌وزیر رضا شاه. وی بعد از اشغال ايران، توسط انگلیس دستگیر و مدتی زندانی شد. @IzadiFoad
‌گزارش خبرگزاری رویترز با عنوان: درآمدزایی ۵۰۰ میلیارد دلاری ترامپ برای ایران: ۱-وقتی دونالد ترامپ تصمیم به حمله به ایران گرفت، احتمالاً قصد نداشت در چهار سال آینده هدیه‌ای را به دولت تهران تحویل دهد که ۵۰۰ میلیارد دلار ارزش داشته باشد. ۲-تهران می‌تواند با استفاده از فرصت به دست آمده سیستم عوارض خود را از تنگه هرمز رسمی کند. با توجه به سود هنگفتی که کشورهای عربی از انتقال نفت و گاز مایع از طریق این گلوگاه به دست می‌آورند، ایران می‌تواند تا زمانی که تولیدکنندگان خطوط لوله‌ای برای دور زدن آن بسازند، سالانه ۱۲۰ میلیارد دلار درآمد کسب کند. ۳-بر اساس گزارش نشریه لویدز، ایران تاکنون حداقل از یک کشتی ۲ میلیون دلار هزینه دریافت و مسیر جدیدی برای عبور از تنگه هرمز باز کرده است. پیش از جنگ، روزانه حدود ۱۵۰ کشتی از تنگه هرمز عبور می‌کردند، اگر ایران برای هر کشتی ۲ میلیون دلار هزینه دریافت کند، تهران می‌تواند سالانه ۱۱۰ میلیارد دلار درآمد داشته باشد. ۴-البته تعیین نرخ ثابت شاید خیلی ابتدایی باشد. شاید منطقی‌تر باشد که بر اساس وزن کشتی هزینه دریافت شود. این کاری است که ترکیه در تنگه‌های بسفر و داردانل انجام می‌دهد. به محاسبات ریاضی توجه کنید. قبل از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کرد. عربستان سعودی می‌تواند ۷ میلیون بشکه را از طریق خط لوله به دریای سرخ منتقل کند، در حالی که امارات متحده عربی می‌تواند ۱.۵ میلیون بشکه را از طریق خط لوله به دریای عمان منتقل کند و ۱.۵ میلیون بشکه دیگر از ایران می‌رفت. نتیجه اینکه هنوز روزانه ۱۰ میلیون بشکه در خلیج فارس گیر می‌کند. ۵-فرض کنید که اگر تنگه هرمز بازگشایی شود، قیمت نفت خام به حدود ۶۰ دلار در هر بشکه - از حدود ۱۰۰ دلار امروز - کاهش یابد. سپس هزینه‌های تولید کشورهای عربی خلیج فارس که حدود ۵ دلار است را از آن کم کنید. با این اعداد تقریبی، تولیدکنندگان نفت به ازای هر سالی که تنگه هرمز بسته می‌ماند، ۲۰۰ میلیارد دلار سود از دست می‌دهند. و البته قطر به تنهایی سال گذشته ۵۰ میلیارد دلار درآمد از گاز کسب کرد. ۶-ایران می‌خواهد در ازای باز کردن تنگه هرمز، بخشی از این سود سالانه ۲۵۰ میلیارد دلاری را کسب کند. عربستان سعودی، قطر و دیگران می‌خواهند تا حد امکان کمترین مقدار ممکن را پرداخت کنند. نحوه تقسیم کیک به قدرت چانه‌زنی نسبی آنها بستگی دارد. کشورهای عربی خلیج فارس احتمالاً استدلال خواهند کرد که عجله‌ای برای باز کردن تنگه هرمز ندارند زیرا می‌توانند برای کاهش ضربه به صندوق‌های ثروت ملی بزرگ خود تکیه کنند، در حالی که ایران به شدت به پول نقد نیاز دارد. در مقابل، تهران ممکن است بگوید که می‌تواند درد بیشتری نسبت به همسایگانش تحمل کند - و هر ماه اضافی که تنگه بسته شود، آسیب بلندمدتی به دبی، ابوظبی، دوحه و ریاض وارد خواهد شد. ۷-بازیگران خارجی نیز می‌توانند بر مذاکرات تأثیر بگذارند. ایالات متحده می‌تواند بگوید هر کشوری که به تهران عوارض پرداخت کند، تحریم‌هایش را نقض کرده است. مشکل این است که اگر هرمز بسته بماند، قیمت نفت افزایش می‌یابد - دقیقاً همان چیزی که ترامپ می‌خواهد از آن جلوگیری کند. ۸-و البته کشورهای عربی خلیج فارس انگیزه قوی برای ساخت خطوط لوله خواهند داشت. سریع‌ترین و ارزان‌ترین مسیر، ایجاد ظرفیت بیشتر به دریای سرخ است - هرچند اگر حوثی‌های متحد ایران بار دیگر کشتیرانی در این آبراه را مختل کنند، تضمینی برای عبور آزاد نخواهد بود. ۹-به گفته یک متخصص صنعت نفت، خطوط لوله نفت و تأسیسات بندری جایگزین می‌توانند در عرض سه تا چهار سال ساخته شوند. برای زیرساخت‌های تخصصی‌تر گاز، ممکن است دو برابر این زمان لازم باشد. در میانه این بازه‌ها، تهران می‌تواند ۳۵۰ میلیارد دلار از عوارض نفت و ۱۴۰ میلیارد دلار از عوارض گاز، یا در مجموع ۴۹۰ میلیارد دلار، قبل از اینکه این چرخش پول متوقف شود، به دست آورد. ۱۰-البته تمام این محاسبات بر اساس بازگشت قیمت نفت و گاز به سطح قبل از جنگ است. اما اگر ایران با هدف بالا نگه داشتن قیمت‌ها، جریان صادرات را محدود کند، چه می‌شود؟ کشورهای عربی نگران بوده‌اند که قیمت‌های بالاتر، مصرف‌کنندگان را به روی آوردن به سایر اشکال انرژی تشویق کند. انگیزه‌های تهران ممکن است متفاوت باشد. اگر قیمت‌ها و سود بالاتر باشد، ایران می‌تواند هزینه‌های بیشتری از کشورهای عربی دریافت کند. علاوه بر این، کنترل این گلوگاه به تهران این امکان را می‌دهد که میزان صادرات هر کشور را کنترل کند: https://www.reuters.com/commentary/breakingviews/trump-may-have-given-iran-500-bln-money-spinner-2026-04-01/